چگونه شادی و ثروت را به زندگی خود دعوت کنیم؟

 

رسیدن به شادی و ثروت خواسته بسیاری از افراد در طول زندگی است. اما انگار رسیدن به شادی و ثروت به طور همزمان در زندگی، به معمایی تبدیل شده است. با ما همراه باشید تا این معمای بزرگ را حل کنیم.

جادوی توجه؛ شما همانی هستید که به آن توجه دارید

برای دیدن قدرت توجه، از افراد خواسته شد فیلمی را با این موضوع ببینند. دو گروه بازیکن والیبال سیاه پوش و سفید پوش در روی صحنه قرار داشتند و شروع به پاس‌ دادن توپ کردند. مدتی بعد از شروع فیلم یک گوریل به جمع اضافه شد و رنگ پرده نیز تغییر کرد و یکی از بازیکنان سیاه پوش از صحنه خارج میشود. قبل از شروع فیلم از افراد حاضر خواسته می‌شود تعداد پاس‌هایی که بازیکنان سفیدپوش بهم می‌دهند را بشمارند نتیجه بسیار جالب بود

جادوی توجه

نیمی از کسانی که برای اولین بار این فیلم را تماشا می‌کردند، متوجه حضور گوریل نشدند.

یا اگر به هر دلیل متوجه حضور گوریل شدند، متوجه خروج یکی از بازیکنان مشکی‌پوش تغییر رنگ پرده نشدند

نکته اصلی همین جاست؛ ذهن انسان نمی‌تواند در یک آن، روی چند چیز تمرکز کند. تمرکز شما روی تعداد پاس‌ها، باعث شد چیزهای دیگر را نبینید. بیایید از این قضیه به نفع خودمان استفاده کنیم. با توجه بر روی اهداف و خواسته‌هایتان، دیگر جایی برای توجه به شکایت اطرافیان، ناملایمات زندگی نخواهید داشت و خیلی چیزها برایتان نامرئی خواهد شد. این عالی است. بیایید به جای تمرکز بر کاستی‌ها به رسیدن به شادی و ثروت تمرکز کنیم.

سوال میلیون دلاری

یک بار دیگر از خودتان بپرسید: تا حالا با توجه به چه چیزهای بی‌ارزشی، مسائل مهم زندگیم رو از دست دادم؟

‌خیلی‌ها همیشه روی مشکلات تمرکز دارند و فقط سختی‌های دنیا و اخبار مربوط به حوادث ناگوار را دنبال می‌کنند. جنگ و مصیبت را می‌بینند. زیبایی‌های جهان را نمی‌بینند. صدای پرندگان را نمی‌شنود. حالا از خودتان بپرسید: دید من به زندگی چیست؟ آیا انتظار رسیدن به شادی و ثروت را می‌کشید و به آن توجه دارید؟

قانون جهان این است که دیدگاهمان را به خودمان ثابت می‌کند. اگر دیدگاه فرد این باشد که جهان پر از بدبختی است، جهان هستی مقدار بیشتری از آن حس را به او می‌دهد.

 ما در جهانی زندگی می‌کنیم که وفور نعمت در آن جریان دارد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی، امکان تولید ثروت بسیار بیش از دهه های قبل شده است و سن ثروتمندی بسیار پایین آمده است. برخلاف گذشته که ثروتمندی در سنین بسیار بالا رخ می‌داد، امروزه جوانانی با کمتر از 20 سال سن را می‌بینید که تنها با یک لپتاپ، میلیاردها تومن درآمد دارند. افرادی که به فکر رسیدن به شادی و ثروت هستند، راه آن را می‌یابند و در مسیر آن قرار می‌گیرند.

یک بار دیگر از خود بپرسید توجه من روی چه چیزهایی است. من دنیا را چجور میبینم؟

تعریف شما از ثروت چیست؟

دیپاک چوپرا تعریفی زیبا از ثروت دارد”گسترش مدام شادمانی و تحقق فزاینده هدفهای ارزشمند و تجربه و شکوفایی الوهیت درونمان”

همه ما انسانها قدرت رسیدن به اهدافمان و شکوفایی معنوی را در درونمان داریم؛ اما به واسطه باور و عادتهای غلط این قدرت را فراموش کردیم. با شک ها و تردیدهایمان جلوی این قدرت را گرفته ایم. اگر به قدرت لایزال وصل شویم، آن موقع غصه ای نداریم و با خدا زندگی می‌کنیم و در مسیر رسیدن به شادی و ثروت قرار می‌گیریم.

ثروت

هر ثروتمندی پولدار هست اما هر پولداری ثروتمند نیست. خیلی‌ها تنها پول دارند ولی حال خوب ندارند.  پولی که حس خوشبختی بدهد، تبدیل به ثروت می‌شود. این حرف به معنای انکار ارزش پول نیست. پول برای زندگی لازم است اما کامل نیست. باید در کنار آن آرامش و خوشبختی و ایمان باید باشد تا به ثروت تبدیل شود. رسیدن به شادی و ثروت همزمان به انسان خوشبختی می‌دهد نه به تنهایی.

فیلم راز

بعد از پخش فیلم راز و معرفی قانون جذب، هزاران نفر در سراسر دنیا  به استفاده از قانون جذب روی آوردند. بسیاری از افراد شروع به تجسم و تصور خواسته هایشان کردند. اما هنوز بسیاری از آن‌ها این سوال را دارند چرا با وجود تجسم خواسته‌هایم به آنها نمی‌رسم؟ آیا قانون جذب دروغ است؟ آیا رسیدن به شادی و ثروت، دور از دسترس است؟ در پاسخ باید گفت قانون جذب به لحاظ علمی اثبات شده است؛ اما رازی وجود دارد که در این فیلم گفته نشده است.

فیزیک کوانتوم میگوید جهان هستی از انرژی تشکیل شده است انرژی های هم فرکانس و هم ارتعاش خود را جذب می‌کنند. در پاسخ به انسان‌هایی که بدون دیدن، به چیزی ایمان ندارند، باید گفت بسیاری از چیزها در زندگی وجود دارد که دیده نمی‌شود ولی ما از اثرات آن بهره می‌بریم. یکی از این موارد جریان برق است و دیگری اینترنت که بدون آن که ببینیم فقط از آن استفاده می‌کنیم. جهان هستی نیز از انرژی تشکیل شده و برمبنای قوانین آن کار می‌کند.

نیکولا تسلا می‌گوید: اگر می‌خواهید اسرار جهان را بدانید، در مورد انرژی، ارتعاش و فرکانس تفکر کنید. قانون جهان هستی همه چیز از انرژی تشکیل شده خواسته شما پیشاپیش به صورت انرژی وجود دارد اما باید برای درک آن باید یک رازی را بدانید. شما زمانی به خواسته خود می‌رسید که با احساستان هم فرکانس شود. اگر ذهن و قلب شما هم‌فرکانس شود اتفاقات خوب زندگیتان شروع به رخ دادن می‌کند.

شما با فکرتان خواسته‌تان را می‌فرستید و با قلبتان آن را دریافت می‌کنید. اگر احساس شما نسبت به خواسته‌تان خوب باشد به واسطه احساس و عشقی که می‌فرستید آن را دریافت میکنید. به میزان احساس خوبی که به خواسته خود می‌دهید به آن دست پیدا می‌کنید.

راز بزرگ: تاثیر احساس خوب بر خواسته‌‌ها

اگر احساس خوبی در درون داشته باشید، اتفاقات خوبی را هم تجربه می‌کنید. احساس بداتفاقات بد را به همراه دارد و احساس خوب اتفاقات خوب را.

درون خود را مانند یک لیوان درنظر بگیرید. اگر درونتان پاک باشد موفقیت‌ها و ایده ها به سراغ شما می آید. در طول روز باید وجودتان را  از خشم و استرس و کینه را دور نگه دارید. از منظر علم، در پی استرس و خشم و کینه، ظرف وجود انسان پر از آلودگی می‌شود. اما انجام تمرینات مانند آب تمیزی است که روی لیوان ریخته می‌شود. لیوان لبریز می‌شود و به مرور با ریختن آب، آلودگی ها کاسته شده و آب شفاف و تمیزی خواهیم داشت.

این یعنی احساس خوب. تمرینات اگر با مداومت انجام شوند وجود شما را پاک کرده و موفقیت به سراغتان خواهد آمد. و به خواسته هایتان می‌رسید.

یک آزمایش و اثر شکرگزاری و شادی بر بدن

دکتر دیسپنزا ثابت کرد ذهن میتواند بیماری‌ها را شفا دهد. در یک آزمایش، میزان کورتیزول و IGA خون( سیستم ایمنی بدن ) 200 نفر داوطلب را اندازه‌گیری کردند. سپس در طی کارگاه 4 روزه به آنها یاد دادند گونه شادباشند، سپاسگزاری کنند، تمرکزشان بر روی داشته‌هایشان باشد. انرژی مثبت به همدیگر بدهند. بعد از 4 روز میزان کورتیزول و IGA خون آن‌ها را دوباره اندازه گرفتند و با تعجب دیده شد سطح کورتیزول 16 درصد کاهش یافته و IGA 50 درصد بیشتر شده است.

به این معنا که سیستم ایمنی بدنشان 50 درصد قویتر شده است. این آزمایش، نشان می‌دهد که ذهن و کارکردن روی آن، می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها را شفا دهد، حتی در مورد بیماری‌های لاعلاج نیز این روش‌ها بسیار تاثیرگذار است.

آنتونی رابینز هم در آزمایشی مشابه، امواج مغز و قلب دو گروه از انسان‌های شاد و موفق و انسانهای افسرده را اندازه گرفت و نتایج را در نمودارهای نشان داد. در افراد شاد امواج مغز و قلب روی هم منطبق هستند و به بیانی ساده‌تر با هم رفیق هستند. اما این امواج در افراد ناشاد، باهم هماهنگ نبوده و از هم بسیار دور بود.

آزمایش اندازه‌گیری امواج قلب و مغز

این یعنی مغز و قلب کاملا درگیر هستند و بر ضدهم کار می‌کنند. این نشان می‌دهد فرد در درونش مسئله دارد و درگیر مسائلی چون عزت نفس پایین و سایر مشکلات است. ارتباط موثر، حل تعارض و مهارت ارتباط و زندگی ندارد. راز بزرگ این است ابتدا باید درونتان را پاک کنید، باورتان را درست کنید و مهارت ارتباط بدانید.

کرونا و ارتباط آن با  پاکسازی درون

نیازی نیست در مورد کرونا نگران باشید. چرا که اگر بتوانید درون خود را از استرس پاک کنید سیستم ایمنی بدن به راحتی میتواند با این ویروس مبارزه کند. هورمون استرس باعث کاهش سیستم ایمنی بدن(IGA )می‌شود. استرس و نگرانی به همراه گوش دادن به اخبار و ارتباط با منابع استرس زا، از عواملی است که بدن را در برابر ویروس‌ها و عوامل بیماری‌زا آسیب پذیر می‌کند.

کارهای خارق‌العاده یک انسان

فردی به نام ویم هوف، دارای 25 رکورد جهانی گینس است. بیشتر شهرت او به این خاطر است که به طور داوطلبانه حاضر شد آزمایش‌های پزشکی روی بدنش انجام شود.  طی این آزمایش‌ها باکتریا و ویروس آنفولانزای قوی را به بدن او تزریق کردند. این دو عامل بیماری‌زا در حالت عادی منجر به بیماری شدید و مرگ افراد می‌شود. اما بدن او در برابر این بیماری‌ها مقاومت کرد و اثری از این بیماری‌ها در بدنش دیده نشد.

اما چه چیزی باعث شد بدن او این ویروس‌ها را از بین ببرد؟سیستم ایمنی قوی او این عوامل بیماری‌زای قوی را به راحتی از پا درآورد. سیستم ایمنی او به خاطر آگاهی و آموزش ذهن و انجام تمرینات سخت، قوی شده بود.

دنیای درون

ما در جهانی از دوگانگی‌ها زندگی می‌کنیم. سرد در مقابل گرم، شادی و غم. در این جهان هرچیزی با تضادش شناخته می‌شود. هیچ چیز به تنهایی معنا ندارد. ما زمانی می‌توانیم ثروت را درک کنیم که فقر را چشیده باشیم. وقتی بالابودن را درک می‌کنیم که زمانی را در پایین سپری کرده باشیم. برای رسیدن به شادی و ثروت نیز، باید تضاد آن را دیده باشیم.

تضادهای جهان

 زندگی شبیه درخت است. اگر درختی میوه‌های ناسالمی داشته باشد، ایراد از ریشه است و دلایل موفق نبودن بسیاری از ما، ریشه در عالم ناپیدا و ذهن ما دارد. و از ریشه( ذهن ) باید درست شود.

ما انسان‌ها در چهار دنیا زندگی می‌کنیم: دنیای ذهنیت، معنویت، احساسات، مادیات و سه دنیای اول دنیای مادیات را رقم میزند. فردی که بر روی درونش کار نکرده باشید نمی‌تواند در بیرون، منتظر نتایج خوب باقی بماند.

با مطالعه زندگی ثروتمندان پی می‌بریم که همه آن‌ها از ذهن و خلاقیت خود استفاده کرده‌اند و به ثروت رسیده‌اند. مغز انسان، ابرکامپیوتری است با توانایی‌های فوق‌تاعاده و انسان تا به امروز از ظرفیت کمی از مغز خود استفاده کرده است.

 بدن شما در نظم کامل کار می‌کند و نمونه بارز آن ضربان قلب است که در نظم کامل کار می‌کنند. خداوند هر لحظه میخواهد به انسان ببخشد ولی انسان به واسطه افکار محدود این نعمت ها را از خود دور می‌کند.

قانون زندگی قانون باورهاست

قانون زندگی قانون باورهاست. در سال 1954 پزشکان می‌گفتند هیچ کسی نمی‌تواند یک مایل را در زیر 4 دقیقه بدود چرا که قلبش منفجر می‌شود. اما فردی به نام راجر بنیسر که به قدرت درونش ایمان داشت با موفقیت این رکورد را شکست. جالبتر آن که یک ماه بعد، افراد دیگری پیدا شدند که رکورد بنیسر را شکستند.

پس می‌بینیم هنگامی که انسان به خود ایمان داشته باشد، غیرممکن بی معناست. زمانی که ذهن شما یک اتفاق را ببیند و باور کند، آن وقت می‌تواند آن کار را انجام دهد. به دنبال خواندن زندگی‌نامه افراد موفق باشید تا ذهنتان رسیدن به شادی و ثروت را غیرممکن نداند.

گاندی می‌گوید: تمام انسان‌ها می‌توانند کارهایی که انجام دادم را انجام دهند؛ فقط باید باور داشته باشند و اقدام کنند. مثال‌های زیادی از افرادی که خود را باور کردند و کارهای خارق العاده‌ای انجام دادند وجود دارد.

قانون جهان این است که باورهای شما را به شما ثابت می‌کند. جهان با شما مقابله نمی‌کند. اگر باورتان بر فقر است، در مداری قرار می‌گیرید که آن را تجربه کنید. چنان‌چه باورتان بر ثروت باشد. در مداری قرار می‌گیرید که فقط ثروت را میبینید.

شما میانگین 5 نفر آدمی هستید که بیشترین وقتی که با آنها می‌گذرانید. انسان وقتی رها باشد به جهان اجازه می‌دهد تا فرکانسش را تنظیم کند و اتفاقات خوب برایش رقم بزند. احساسات منفی در عملکرد چاکراها مشکل ایجاد می‌کند. اگر شما آن قدر که می‌خواهید پول ندارید، بدانید که مسیرتان اشتباه است. باورتان نسبت به پول درست نیست. می‌خواهید بدانید باورتان در مورد شادمانی چیست؟ در طول روز به احساس خود توجه کنید.

عادت

عادت چیزی است که بارها و بارها تکرارش کردیم و انجام دادن آن مثل آب خوردن برایمان راحت است و سیر عصبی آن در مغزمان ساخته شده است. شاید از خود بپرسید چگونه وقتی درگیر مشکلات هستم احساس خوبی داشته باشم؟ با رشد مهارت‌های فردی می‌توان احساستان را عوض کنید. راز موفقیت فرار از مشکلات نیست بلکه بزرگ کردن خود است. دلیل ایجاد مشکل این است که ظرفیت شما را بزرگتر کند.

اگر دیوار مشکلات شما از 1 تا 10 عدد 5 باشد و سطح نگرش و توانایی شما عدد 2 است، قطعا مشکل را بزرگ میبینید. اگر روی خودتان کار کنید و رشد درونی را به عدد8 برسانید، مشکل قطعا برای شما کوچک می‌شود. ثروتمندان مشکلات را به دید فرصت نگاه می‌کنند و از آنها در جهت پیشرفت خود استفاده می‌کنند. برای ثروتمند شدن تمرکز شما باید روی بزرگ کردن خودتان باشد. کوچکی یا بزرگی مشکل مهم نیست؛ آنچه مهم است کوچکی یا بزرگی شماست. شما باید بزرگ و قدرتمند شوید.

چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم که احساس خوبی داشته باشیم

برای احساس خوب پایدار در زندگی روی عوامل زیر کار کنید. با در نظر گرفتن موارد زیر شما نه تنها به حال خوب دست پیدا میکنید بلکه راه رسیدن به شادی و ثروت برای شما هموار می‌شود.

کشف رسالت زندگی

در کشف استعدادهای زندگی به این موارد توجه کنید:

  1. استعداد و توانایی: مثل اثر انگشت یکتاست
  2. علاقه واقعی: چیزی است که قلبتان برایش می‌تپد و به شما انگیزه می‌دهد.
  3. معنای زندگی: چی میخواهیم از این دنیا؟
  4. ارزش‌های فردی:  چیزهایی است روزانه برایش کلی تلاش می‌کنیم

تا زمانی که حرف مردم برای شما اهمیت دارد موفق نمی‌شوید.بسیاری از مردم همیشه حرف‌های منفی می‌زنند. ارزش‌های زندگیتان چقدر برای شما مهم است که حرف مردم را ندیده بگیرید؟ با انگیزه و انرژی زیاد است می‌توان هر کار را به خوبی انجام داد. تردید نکنید بدون شور و شوق کسی مخاطب شما نخواهد شد.

مدیتیشن

همان طور که جسم نیاز به پاکیزگی دارد روحمان نیز نیاز به پاکسازی روزانه دارد. یکی از بهترین تکنیک‌هایی که می‌توانیم انجام دهیم و با آن تمام فکرهای منفی را از خودمان دور کنیم، مراقبه است.

ادراک

ادراک یعنی فرآیند دریافت و تفسیر اطلاعات از سوی انسان‌ها. انسان‌ها واقعیت‌های خودشان را می‌بینند به این خاطر است که به تعارض برمی‌خورند. اگر خودمان را جای فرد مقابل قرار دهیم و از دید او به مسئله نگاه کنیم، می‌توانیم او را درک کنیم و پیام خود را بهتر به او برسانیم و کمتر دچار تعارض شویم.

اعتماد به نفس

چه بسیار انسان‌هایی را دیده‌ایم که دستاوردهای زیادی نداشته اند، اما با اعتمادبه نفس بالا آن دستاوردها را به عموم معرفی کردند و شناخته شدند. در مقابل برخی از افراد دستاوردهای بسیار بالاتری نسبت به دسته اول داشته‌اند اما به علت اعتمادبه نفس پایین، برای معرفی دستاوردشان در حاشیه قرار گرفته اند.

عکس زیر گویای این مطلب است که فردی چیزی شبیه چرخ را اختراع کرده و با سروصدای زیاد آن را به مردم می‌شناساند و در مقابل فردی اتومبیلی که به مراتب کاملتر از چرخ است را اختراع کرده و به علت خجولی و نبود اعتمادبه‌نفس، توانایی هایش دیده نمی‌شود.

اگر فردی مهارت ارتباط ندشته باشد باعث می‌شود نتواند به موقع حرف خود را بزند و حال روحی‌اش بد می‌شود. تمام مریضی‌ها از خشم‌های فروخورده و رنجهایی است که وارد وجودمان می‌کنیم. ریشه تمام این مشکلات در نبود  اعتمادبه‌نفس و عزت نفس است. طبق حقوق بشر، تمام انسان‌ها قابل احترام هستند. من ارزشمندم و دیگران نیز ارزشمندند.

شما زمانی ثروتمند می‌شوید که احساس لیاقت داشته باشید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید کسی شما را قبول نمی‌کند. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، کسی شما را دوست نخواهد داشت. شما زمانی می‌توانید خدا را بشناسید که اول خودتان را بشناسید. شما زمانی میتوانید عاشق خدا باشید که اول عاشق خودتان شوید.

هدفگذاری

جک ما مالک علی بابا می‌گوید آدم‌هایی هستند که کارشان به اندازه تو خوب نیست، اما به جایی رسیدن که تو دوست داشتی برسی؛ فقط به این دلیل که آنها اقدام کردند و تو نکردی.

هدف داشتن به زندگی انسان و فعالیت‌هایش جهت می‌دهد. فرق هدف با آرزو این است که در هدف‌گذاری  ما اقدام می‌کنیم و پایبند به رسیدن به اهدافمان هستیم. در صورت بروز مشکل برایش میجنگیم و از هدفمان دست نمی‌کشیم. این بزرگترین تفاوت آرزو و هدف است.

سخن آخر

رسیدن به ثروت و شادی خواسته مشترک بسیاری از انسانهاست. در بسیاری از موارد این خواسته بسیار دور از دسترس دیده می‌شود. اما باید بدانید رسیدن به شادی و ثروت حق طبیعی انسان است و خواست خداوند برای انسان رسیدن به شادی و ثروت است. پس بخواه تا ببینی که می‌شود.  

چرا هر چی کار می کنم و زحمت میکشم ،پولدار نمیشم؟

دوست داری ماشین پورشه سوار شی؟ دوست داری یه ویلای مجلل تو طبیعت سبز شمال ایران داشته باشی و هروقت دلت خواست کنار استخرش حموم آفتاب بگیری؟دوست داری یه خونه شیک ویلایی تو بهترین جای شهرتون داشته باشی؟ جواب سئوالا معلومه !! کی بدش میاد اینارو داشته باشه ؟. راستش اصلاً پای صحبت هر آدمی میشینی به وضوح مشخصه که چقدر پولدار شدنو دوست داره و چقدر فکرش دنبال اینه که ماشین و خونه لاکچری داشته باشه و شام و نهار کباب بره و شیشیلیک بزنه!!! ولی سئوال اینجاس چرا با وجود این علاقه آتشین اکثر این افراد پولدار نشدن و همیشه متوسط موندن؟ مگه کار نکردن؟ مگه زحمت نکشیدن؟ مگه هدفشون پولدار شدن نبود؟ خیلی از ماها به چشم دیدیم عرق ریختن های پدر و مادرمون رو که برای هدف مقدسی مثل آسایش خانوادشون و رفاه بچه هاشون تلاش کردن اما هیچ وقت به اون رفاه مالی که میخواستن نرسیدن .

خود من توی یه خونواده مذهبی با سطح رفاه متوسط بزرگ شدم و پیر شدن پدرمو تو این مسیر دیدم . دیدم که چقدر تلاش کرد تا من و برادرهام به خواسته هامون برسیم و چیزی توی زندگی کم نداشته باشیم اما با وجود تلاشش من در سن نوجوانی به خاطر محدودیت های مالی خانواده مجبور شدم دست از رویای فوتبالیست شدن بردارم و حسرتش رو تا سالها توی سینه م نگه دارم.

 البته من همیشه اعتقاد داشتم هیچ چیز در این دنیا بی دلیل و بی حکمت نیست چراکه همون حسرت های دوره نوجوانی برای من انگیزه ای شد تا من مهدی حکیمی در دوران جوانی به این فکر بیفتم تا خودم راه و رسم ثروت آفرینی رو یاد بگیرم و راز و رمز موفقیت ثروتمندان بزرگ دنیارو کشف کنم تا هم خودم بتونم به رویاهام برسم و هم به آدمای دیگه کمک کنم تا زندگی غنی ای رو تجربه کنن و خداروشکر می کنم که بعد از سالها تلاش، الان که این مقاله رو می نویسم به نتایج بزرگی دست پیدا کردم و یکی از بزرگترین عواملی که باعث میشه با وجود تلاش زیاد به ثروتی که میخواهیم نرسیم رو کشف کردم و آن چیزی نیست جز” باورهای محدود کننده”. و تو این مقاله قصد دارم 4 تا از اساسی ترین باورهای محدود کننده  مهم را با شما به اشتراک بذارم تا شما هم این باورهای مزاحم و وحشتناک رو بشناسید و با همت و تلاش خودتون سعی کنید اونارو از بین ببرید. همیشه به یاد داشته باشید چیزی که مارو به ثروت میرسونه یا مارو از اون دور میکنه میزان تلاش ما نیست بلکه باورهای ماست .پس بریم سراغ باورهای غلط و محدودکننده ثروت:

1)من باید یه کار درست درمون پیدا کنم تا بتونم پولدار بشم!!

«پسرم/دخترم درستو خوب بخون تا فردا تو این مملکت یه کار درست و حسابی بهت بدن که حقوق خوب داشته باشه واسه خودت راحت زندگی کنی » این دیالوگ برای همه ما تکراریه نصیحتی تکراری ولی بی نتیجه که متاسفانه هنوز هم خیلی ها باورش دارن!!

. باوری که انسان های زیادی با آن زندگی کرده اند و حتی به پای آن سالهای طلایی عمرشان را گذاراندند. به امید اینکه وعده های پدر و مادرشان درباره زندگی راحت به واقعیت تبدیل بشه. اما هر نسل که میگذره ما فقط تعداد زیادی جوون تحصیل کرده در اجتماع می بینیم که یا بی کارند یا با یه درآمد متوسط یا به قول خودمون آب باریکه دارن زندگی می کنن.آب باریکه ای که با آرزوی واقعیشون خیلی فاصله داره.

البته مشکل اصلی دانشگاه رفتن یا تحصیل کردن نیست .مشکل اصلی رویکرد مردم نسبت به اونها ست. اونها فکر میکنن شغل مناسب راه حل همه مسائل اقتصادی است و کسی که حقوق خوبی بگیره ثروتمند میشه اما حقیقت چیز دیگری است

 حقیقت اینه که ریشه این باور بر میگرده به یک رشته اصلی کهنه و غلط به نام” کار کردن برای پول”. جمله ای مثل آدم باید نون بازوشو بخوره هم ریشه از همین باور گرفته . یعنی تو باید برای ورق ورق اسکناسی که درمیاری کلی عرق بریزی و جوونیتو بذاری؟( چرا واقعاً؟؟)

آیا هدف ما برای اومدن به این دنیا اینه که با زور و زحمت گذر عمر کنیم و در نهایت دست خالی دنیارو ترک کنیم؟ مگه هدف از ثروت آفرینی تجربه لذت و آرامش بیشتر نیست؟ پس چرا باید آسایش رو از خودمون بگیریم که در نهایت به آرامش برسیم؟ به نظر شما کمی احمقانه نیست؟؟

البته این جمله” نون بازوتو بخور “چندان هم غلط نیست. اتفاقاً خیلی هم درسته !! اما برای آدمایی که در دو یا سه قرن پیش کار می کردند نه برای ما عصر جدیدی ها.این اجداد ما بودند که برای امرار معاش هیچ گزینه ای جز انجام دادن کارهای یدی و دستی نداشتند .یا باید کشاورز می شدند یا دامدار، یا باغدار و به معنای واقعی زحمت و زور بازوشونو مستقیما با پول معامله می کردند تا بتونن خرج زندگیشونو دربیارن. اما دنیای مدرن امروز با دوره ی دامداری و کشاورزی خیلی فرق می کنه .انسان های موفق امروز نون فکرشون رو میخورن.

این یه واقعیته که در دنیای پیچیده امروز که نیاز ها و شیوه های زندگی مردم بسیار پیچیده تر از گذشته شده دیگه محدودیت جسمی و زمانی انسان بهش این اجازه رو نمی ده که انقدر کار کنه و پول دربیاره که بتونه جواب گوی نیازهای گسترده و بی شمار خودش و خانواده ش در عصر مدرن بشه .و به همین علته که افرادی که به روش معامله پول با زمان و انرژی کار می کنند همیشه در حال درجا زدن هستند یا در بهترین حالت مورچه ای رشد می کنند

داخل همین ایران خودمون کلی نمونه واقعی از آدمایی هست که راحت دارن پول در میارن و اتفاقاً این افراد فرصت های بیشتری برای کسب درآمد برای خودشان می سازند. یک نمونه ایرانی و واقعی این مورد “شرکت اسنپ “هست. شرکتی که حاصل خلاقیت و فکر برنامه نویسان جوانی هست که ابتدا با تفکر تاکسی اینترنتی اپلیکیشنی را طراحی کردند که حسابی برند و پولساز شد و حالا شرکت اسنپ روز به روز کسب وکار مدرن خودش رو توسعه میده و بخش های دیگری را مثل اسنپ فود و اسنپ مارکت را راه اندازی می کنه.

.افراد سطحی نگر شاید پیش خودشون بگن موفقیت شرکت هایی مثل اسنپ شانسی بوده و خدا براشون خواسته فقط که اینجوری شدن .اما افرادی که عمیق و علمی به موضوع نگاه می کنند می دانند که هر علتی یک معلولی داره و دلیل موفقیت شرکتی مثل اسنپ تفاوت در این اندیشه است:« به جای این که برای پول کار کنند اجازه میدن پول براشون کار کنه». بله مدیران این شرکت مجبور نیستند برای همه پولی که در میاورند مستقیماً زمان و انرژی زیادی بگذارند زیرا این افراد حتی وقتی خواب هستند هم در حال کسب درآمدند و پوله که به حساب بانکیشون اضافه میشه. نوش جونشون!!

البته که این موفقیت فقط سهم دیگران نیست و شما هم میتونید با تغییر نگرش خودتون به این موفقیت برسید برای اینکه شما هم بتونید در خواب درآمدزایی کنید کافیه به مفهومی به نام «درآمد غیر فعال» مسلط بشید. درآمد غیر فعال یعنی من مستقیما برای پولی که میخواهم کسب کنم مجبور نباشم به محل کارم برم. مثلاً شما می توانید با راه اندازی یک استارت آپ، شبکه ای از کارمندان درست کنید که در زمانی که شما در حال استراحت هستید آنها برای شما درآمدزایی کنند. برای نمونه مدیران اسنپ زمانی که در خواب ناز به سر می برند، رانندگان این شرکت در سطح شهر فعالیت کرده و برای آنها درآمدزایی می کنند. یا به عنوان نمونه دیگه می تونید سایتی راه اندازی کنید(مثل دیجی کالا) که در هر زمانی مشتریان شما بتوانند به سایت شما مراجعه کرده و خرید کنند .حالا این شمایید که باید فکر کنید و ببینید چه راه هایی میتوانید در زمینه تخصصی خودتون ایجاد کنید تا به درآمد غیر فعال برسید. جان کلام ما در این بخش اینه که : مدرن فکر کنید تا بتونید در عصر مدرن رشد کنید

2)پول کثیفه و پول زیاد آدمو به لجنزار میکشونه:

اگه شما هم مثل گذشته من اهل تلویزیون و سریالای ایرانی باشید حتماً با این داستان کلیشه ای این سریالا خوب آشنایید:

همیشه افراد تو این سریالا دو دسته میشن: آدم خوبا که توی یه محله قدیمی ، داخل یه خونه ی کلنگی و کوچیک زندگی می کنند. بسیار ساده لباس میپوشن، غذاهای ارزون و مختصر میخورن و البته شدیداً هم اهل نماز و روزه و خدا و پیغمبرن و اون طرف داستان ،آدمای کثیف و خدا نشناس قصه هستند که دست به هر خلاف و کار غیر اخلاقی ای میزنن و قد نوک سوزن هم وجدان ندارن و اتفاقاً این دسته افراد تو خونه های شیک و مجلل زندگی می کنن و شبا تو خیابون با ماشینای لوکسشون جلون میدن وخلاصه حسابی پولدارن!!! درواقع از نظر سازندگان عزیز این فیلم ها آدم پولدارا آدمای شیاد و  بسیار نامردی هستن!

. البته این موضوع فقط به ایران محدود نمیشه و همه جای دنیا هست از جمله سینمای بزرگ هالیوود که ساخت فیلمای پر طرفداری مثل تایتانیک رو توی کارنامه ش داره. فیلمی که در اون ،طبقه ضعیف جامعه آدمایی شاد، مثبت، خونگرم و اجتماعی هستن و طبقه  پولدار به شدت مغرور،افسرده، خود خواه و منزجر کننده ان. شاید در نگاه اول بگید اینا فقط یه سریال ساده ان . چجوری میتونن روی سبک زندگی ما و میزان ثروتمون تأثیر بذارن؟ بله در نگاه اول شاید اینطور به نظر بیان واتفاقاً همین ساده بودن ظاهر قضیه س که مارو گول میزنه ولی واقعیت ماجرا اینه که تکرار کردن این اندیشه در رسانه های مختلف که پول کثیفه و آدمای پولدار بی وجدان، در طول زمان این باورو به اکثریت انسان ها داده که “نباید زیاد پولدار شد چون پول کثیفه!!”

دوست عزیز هشدار من به شما اینه که تا رویکردتون نسب به پول این باشه هیچوقت جانانه برای رسیدن بهش کار  نخواهید کرد چون هیچکس برای رسیدن به چیزی که از آن متنفر است نلاشی نخواهد کرد !! شما برای رسیدن به شخصی که عاشقانه او را دوست دارید چقدر تلاش می کنید؟ حالا اتصور کنید که از همان شخص متنفر باشید یا اونو کثیف خطاب کنید حالا آیا برای رسیدن بهش تلاش می کنید یا از او فرار خواهید کرد؟پاسخ مشخص است…

پس همین الآن تصمیم بگیرید هرکاری که لازم است انجام دهید تا عاشق پول شوید و نفرت خودتون رو نسبت به اون از بین ببرید .یکی از راه های آن معاشرت با افراد ثروتمند و یا افرادی است که مسیر درستی رو در کسب و کارشون طی می کنند. از همین الآن تصمیم خود را برای تغییر این باور قطعی کنید

3) من نمیخوام به خاطر پول کارهایی را انجام بدم که دوست ندارم!!

این تفکر هم یک تفکر کاملاً اشتباهه. البته برداشت اشتباه نکنید اصلاً منظورم این نیست که  زندگیتونو پای شغلی بذارید که دوستش ندارید .نه اصلاً . خود من چندین سال پیش کسب و کاری در زمینه دکوراسیون داخلی داشتم و اتفاقاً درآمد خوبی هم داشتم و کارم به جایی رسیده بود که میتونستم با چند تماس تلفنی ساده درآمد خوبی کسب کنم اما کشمش های ذهنی و درگیری هایی که با افراد توی شغلم داشتم رو اصلاً دوست نداشتم و حس میکردم این شغل مناسب شخصیت من نیست و با ارزش هام در تضاده . به همین دلیل شغل قبلیمو رها کردم و کسب و کار آموزشیمو که علاقه قلبیم همبشه بوده و هست رو راه اندازی کردم و به شما هم توصیه میکنم اگر شغل فعلیتون رو دوست ندارید حتماً در اسرع وقت به فکر عوض کردن اون باشید چون زندگی خیلی کوتاه و البته با ارزشه .

برای آشنایی بیشتر با مهدی حکیمی ویدیو مهدی حکیمی کیست را تماشا کنید

روی صحبت من بیشتر با افرادیه که دوست دارن فقط به کارهایی بپردازند که در حوزه علاقه اونهاست.گاهی شما باید کارهایی را انجام بدید که شاید هیچ علاقه ای به آن نداشته باشید اما برای موفقیت شما در حوزه مورد علاقتون بسیار حیاتی و مهم باشه. به طور مثال خود من همیشه آموزش دادن و سخنرانی رو دوست داشتم و به اون عشق می ورزم اما هیچوقت علاقه ای به حوزه هایی مثل بازاریابی یا مدیریت راهبرانه یا حتی مدیریت سایت نداشتم اما برای موفقیتم در حوزه کاریم مهم و حیاتی هستند و من می بایست اونارو یاد میگرفتم

اگر شما هم کسب و کاری دارید که نیاز به مهارتهای خاصی داره حتماً نیاز دارید روی خودتون سرمایه گذاری کنید و این مهارت ها رو یاد بگیرید. یادتون نره که بهترین سرمایه گذاری،سرمایه گذاری روی خودتونه. البته این سرمایه گذاری لزوماً مالی نیست . شاید در جایی از زندگی(خصوصاً اگر جوون هستید و هنوز به 30 سالگی نرسیدید) نیاز باشه در زمینه شغلی خاصی که شاید علاقه ای هم به آن نداشته باشید، شاگردی مدیر موفقی رو بکنید تا از تجربیات و درسهای با ارزش اون بهره مند بشید .مثلاً یک مدیر موفق احتمالاً قوانین مذاکره مؤثر را بلد باشه که یاد گرفتنش  بسیار می تونه برای شما مفید واقع بشه

پس از همین الان به جای اینکه به خاطر پول کاری که دوست دارید را انجام دهید، مهارت های مهم و پولساز مرتبط با علاقتون رو یاد بگیرید و اینگونه روی علاقه خود سرمایه گذاری کنید

4) برای پولدار شدن باید حسابی اقتصادی باشم و کلی پول جمع کنم:

شاید الآن پیش خودت بگی: آقا بیخیال دیگه همه زمان و زمان سر این قضیه توافق دارن که پول جمع کردن برای رسیدن به ثروت حیاتیه اون وقت شما میگی اشتباهه؟؟

بله دوست عزیز من به شدت اعتقاد دارم پول جمع کردن ما رو ثروتمند نمیکنه و کار کاملاً اشتباهیه! .ممکنه 90درصد مردم یا حتی خود شما با این حرف من مخالف باشید اما فراموش نکن اگر مردم درست فکر میکردن الآن باید خیلی ها ثروتمند بودن نه اینکه طبق آمار جهانی 80 درصد دنیارو  قشر متوسط و فقیر تشکیل بدن . یعنی فقط 20 درصد انسانهای این کره خاکی باورهای درستی درباره پول دارند و اگر شما هم میخواهید جزوی از این 20 درصد باشید، باید متفاوت از اکثریت اجتماع فکر کنید. اون چیزی که مردم رو از ثروت دور میکنه باورهای غلط اونهاست نه عدم تلاش کردن. تلاش به تنهایی شمارو به هدفتون نمیرسونه بلکه تلاش در مسیر درسته که کلید موفقیت شما در مسیر ثروته . شما نمیتونید دونه ذرت بکارید و گندم درو کنید .شما باید دونه درست رو بکارید و با مراقبت و تلاش محصول دلخواهتون رو برداشت کنید .

یکی از بذرهای درستی که باید در ذهن خودتون بکارید، شناخت مفهومی به نام” دارایی” است. شاید الان از یک فرد معمولی بپرسید دارایی چیست به شما بگوید : خب معلومه ،خونه ،ماشین، ویلا و هر پولی که شما تو جیبتون دارید دارایی شما به حساب می آید. و اشتباهشون هم دقیقاً همینجاست !!

 در واقع تعریفی که مردم از دارایی دارند با تعریف علمی و درست آن کاملاً متفاوته . دارایی از دیدگاه علم : یعنی اموالی که ارزشش در طول زمان افت نکنه و علاوه بر آن به نقدینگی شما(پول توی جیبتون ) هم اضافه کنه . اموالی که پول از جیب شما خارج کنه چیزی به جز بدهی نیست و دارایی به حساب نمی آید

به طور مثال ممکنه خیلی از افراد خودرو خودشون رو دارایی حساب کنند اما حقیقت اینه که خودرو فقط یک بدهی است زیرا زمانی که شما ماشین می خرید این ماشین هزینه هایی شامل: هزینه بنزین، تعویض روغن ، لاستیک و سایر قطعات را به سبد هزینه های شما اضافه میکنه و عملاً به جای اینکه پولی به پول شما اضافه کنه ، از پول توی جیب شما کم می کنه علاوه بر این ارزش خودرو شما به مرور زمان کاهش پیدا میکنه

اتفاقی که درمورد پس انداز شما میفته نیز مشابه همین نمونه است . پولی که شما جمع می کنید اگر به گردش نیفتد و  گوشه ای در بانک یا منزل شما بماند به مرور ارزشش افت کرده و زحمات شما را به باد می دهد . دقیقاً به همین دلیل است که مشاوران بزرگ اقتصادی کشور این روزها شدیدا تاکید میکنند که پول خودتون رو سریعا به دارایی های با ارزش تبدیل کنید تا ضرر نکنید

بنابراین این جمله را همیشه به خاطر داشته باشید: «دوست عزیز، پول یا برای خرج کردنه یا برای سرمایه گذاری . پولی که در قلک شما جمع میشه ارزش خاصی نداره چون پولی به پول شما اضافه نمیکنه!!» البته اصلاً منظور من این نیست که ولخرجی کنید اما حتماً برای پولی که در دست دارید برنامه ریزی کنید تا سریعا اونو به دارایی تبدیل کنید

در اینجا به پایان این مقاله میرسیم .ممنونیم از شما که برای رشد و پیشرفت خودتون زمان میذارید و به جای بیهوده چرخیدن توی فضای مجازی ، مطلب آموزشی رو مطالعه می کنید . و من هم به عنوان نکته پایانی، نکته ی طلایی رو میخوام با شما به اشتراک بذارم:

دوست عزیزم، ثروت چیزی دست نیافتنی یا رویایی نیست . بلکه تنها یکسری باورها و طرز فکر های غلط که از بچگی در ذهن ما فرو کرده اند باعث شده ثروت برای ما به چنین هدف رویایی و جادویی تبدیل بشه . اما تجربه به من و به خیلی از افراد ثروتمند دنیا ثابت کرده که هر انسانی و از هر طبقه اجتماعی با یک برنامه منظم و مشخص و به شرط اینکه باورهاش رو تغییر بده میتونه به ثروت دلخواهش دست پیدا کنه

دنبال ثروت توی دنیای بیرون نگرد چیزی که فقر یا ثروت رو برای تو تعیین میکنه توی ذهن توعه و اسمش باوره!! باورها اندیشه های مخفی داخل ذهن ما هستند که دسترسی بهشون سخته اما به لطف دستاوردهای علمی بشر امروزه میتوان به لایه های مخفی ذهن نفوذ کرد و با تکنیک های خاصی اونهارو تغییر داد.

 از این رو مهدی حکیمی و تیم پشتیبانی مجموعه دوره ای بلند مدت و جامع را برای شما تدارک دیدن که طی آن با استفاده از یک برنامه مدون و تکنیک های روز دنیا اول باورهای محدودساز خود را از بین می برید و بعد باورهای صحیح را جایگزین آنها می کنید و در عرض شش ماه صفر تا صد قوانین و مهارتهای پولسازی را یاد میگیرید

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاهده صفحه محصول، کلیک کنید

دوره بلند مدت اسرار ثروتمند شدن

6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت دوم)

خب وقتشه قسمت دوم مقاله را با مهمترین مؤلفه احساس شادی و خوشبختی یعنی “داشتن روابط سالم” شروع کنیم. اگر هنوز قسمت اول مقاله را نخوانده‌اید، کلیک کنید

4-رابطه های خوب بسازید و با عزیزان خود ارتباط بگیرید:

.از سالها پیش انسانها در پی آن بوده اند که رمز و راز سعادتمندی و خوشبختی را کشف کنند و دریابند که واقعاً چه عواملی باعث می شود یک انسان روحیه ای شاد و مثبت را به صورت میانگین در سراسر زندگی تجربه کند و انسانی دیگر غرق در مسائل و بیماریهای روانی از جمله افسردگی و مشکلات رفتاری شود.این جست و جوها و تحقیقات از هزاران سال پیش تا به امروز ادامه داشته است. اپیکور که چیزی حدود 270 سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد، جزء اولین فیلسوفانی بود که در رابطه با سعادت و خوشبختی صحبت کرد. او مطالب مختلفی را در مورد اینکه چه چیز‌هایی ما را از خوشبختی دور و چه عناصری می‌تواند ما را به خوشبختی برساند عنوان کرده است و سبک زندگی خود را نیز به همان سمت هدایت کرد و واقعا مکتبی را ارائه کرد که خوشبخت زیست و توانست آن را به درستی آموزش دهد.اولین دسته از نیازهای بشر که اپیکور توجه به آنرا از عوامل بسیار مؤثر در داشتن روحیه مثبت و شادکامی عنوان کرد،داشتن روابط عاطفی و جنسی سالم با شریک عشقی و روابط دوستانه و اجتماعی با دیگران در کنار سایر نیازهای بنیادی مثل خوراک،پوشاک و مسکن بود.از طرفی دکتر ویلیام گلسر از روانشناسان مطرح عصر حاضر در تئوری انتخاب خود بیان کرد:تقریباً همه افرادی که به خاطر اختلالات روانی به من مراجعه می کردند،از مسائل ارتباطی رنج می بردند!! این دو نمونه به ما ثابت می کند که سهم روابط در احساس خوشبختی انسانها در طول تاریخ همیشه به چشم خورده و نقش آن به شدت پررنگ بوده است.البته منظور ما داشتن هرگونه رابطه ای نیست . روابطی برای داشتن روحیه مثبت و شادکامی ما مهم هستند که سالم باشند و نیازهای ما را در جهت مثبت تأمین کنند.روابطی که ضد ارزش ها،علایق و اهداف ما باشند و موانعی را در سر راه خودشکوفایی ما قرار دهند به شدت مضرند.پس همانطور که رابطه خوب موجب روحیه بالای ما می شود رابطه بد هم می تواند مار را زمین بزند!!!جالب است بدانید تحقیقات نشان داده که داشتن روابط سالم نه تنها سلامت روانی برای ما به همراه دارد،بلکه روی سلامت فیزیکی ما هم تأثیر مستقیم می گذارد.

طبق سلسله تحقیقاتی که روی گروهی از بازنشستگان در آمریکا انجام شد،افرادی که بعد از بازنشستگی روابط خوبی را با دوستان و خانواده خود تجربه می کنند،طول عمر بیشتری داشته و سلامت فیزیکی بالاتری دارند زیرا استرس و فشار روحی کمتری را تجربه می کنند.حقیقتاً هم گذراندن وقت با افرادی که دوستشان دارید و در میان گذاشتن احساستتان با آنها، می تواند به شدت روحیه شما را بالا ببرد ،استرس شما را کاهش داده و حس تنهایی را از شما دور کند.پس حسابی برای بهبود روابط خود وقت بگذارید.

در اینجا می خواهیم به یکی از تکنیک ها و روش های بسیار کارآمد برای بهبود روابط با افراد مهم زندگیمان اشاره کنیم  نام این روش ،قانون وقت کیفی است.این قانون توسط پروفسور جان گاتمن محقق و مؤلف بزرگ و شهیر در زمینه روابط عاطفی و زناشویی طراحی شده است .اما این قانون علاوه بر روابط زناشویی در ارتباطات اجتماعی و دوستانه نیز می تواند به کار برده شود. هدف این روش بهبود صمیمیت بین دو فردی می باشد که وقت کیفی را باهم گذرانده و لحظات خوشی را با هم سپری می کنند. برای اینکه این تکنیک به درستی اجرا شده و مؤثر واقع گردد، باید به طور دقیق به روش زیر اجرا شود و کاملاً از این قوانین پیروی کند:

1-به صورت روزانه یا هفتگی زمان خاصی را باید برای دیدار و گذراندن وقت با فردی که میخواهیم صمیمیت خود را با او افزایش دهیم، در نظر بگیریم و با فرد مورد نظر قرار ملاقاتی بگذارید

 2- این دیدار باید به صورت دو نفره و بدون حضور شخص سوم صورت بگیرد

3-در طی این زمان می بایست با فرد دوم مشغول انجام فعالیتی شوید که هر دو شما از آن لذت ببرید. استفاده کردن از تلفن همراه یا هر وسیله دیگری که توجه شما را به سمت خودش جلب کند، در طول این زمان ممنوع است.

4-درمورد همسر شما، رابطه جنسی نمیتواند فعالیتی باشد که زمان کیفی شما را پر کند زیرا این فعالیت برای ارضای نیاز دیگری است و با وقت کیفی تفاوت دارد. سینما رفتن نیز نمی تواند وقت کیفی به شمار بیاید زیرا در طول تماشای فیلم توجه هر دو شما به چیز دیگری است و فرصتی برای ارتباط گرفتن با یکدیگر پیدا نمی کنید.به طور دقیق تر اگر بخواهم بگویم،فعالیتی که انجام می دهید باید به نحوی باشد که در صورت نبود فرد دوم، آن فعالیت متوقف شود.بازی های دو نفره در صورتی که هردوی شما انرا دوست داشته باشید،می توانند گزینه مناسبی باشند

5-هدف این قانون فقط و فقط خوش گذرانی و لذت دو طرفه است . بنابراین در طول این قرار، هرگز از اختلافات خود صحبت نکنید و به جای ان درباره موارد مثبت صحبت کنید .مثلاً  به همسر خود بگویید وقتی موهایش را باز میکند شما بیشتر دوست دارید یا وقتی عاشقانه به حرف ها و درد دلهای شما گوش می دهد شما در کنارش احساس آرامش می کنید و یا از خاطرات شیرینی که در گذشته باهم داشتید صحبت کنید .سپس از او بخواهید نظرش را درباره نقاط مثبت رابطه با شما در میان بگذارد.

هشدار: در صورتی که رابطه شما با فرد مقابل به شدت آسیب دیده باشد، وقت کیفی می تواند اوضاع را برای شما بدتر کند .بنابراین در صورتی که با همسر خود اختلافی عمیق دارید، حتماً به یک زوج درمانگر مراجعه کنید

5-در لحظه زندگی کنید و ذهن آگاه باشید:

علی که پس از تحمل مدتها چالش اقتصادی و شغلی حسابی از لحاظ ذهنی خسته و درمانده شده است، تصمیم می گیرد با خانواده خود به سفری کوتاه رفته تا خستگی در کند و با انرژی بازیافته ای به زندگی روزانه اش برگردد.او همراه خانواده بار سفر را بسته و راهی شمال ایران  می شود.در جاده کوه های پر درخت در سمت چپ و شالیزارهای سرسبز در سمت راست جاده هر چشمی را به خود خیره می کنند. مه روی کوه ها را گرفته و نسیم خنکی از پنجره ماشین به صورت خورده و انرا نوازش می دهد و بوی خوش برنج به مشام می رسد و انسان را سرمست می کند. همه این زیبایی ها به تنهایی ذهن را رها کرده و خستگی را به در می برد اما…. متأسفانه علی همه این لذت ها و زیبایی ها را از دست می دهد.زیرا با این وجود که جسم او در جاده ای به این سرسبزی در حرکت است و میان این همه زیبایی قرار گرفته، ذهن او هنوز غرق مسائلی است که یک ماه قبل با آنها دست و پنجه نرم می کرده است. او دائم در ذهن خود از زمین و زمان شکایت می کند و بعد نگرانی هایی درباره اینده را با خود مرور می کند:”ای وای حالا اگه بازم مجبور باشم زیر بار قرض و بدهی برم چی؟؟”

تجربه نگرانی و استرس موضوعی طبیعی است اما درگیر شدن با آنها و نشخوار کردن آنها در ذهن کاری است بیهوده. چرا که علی در آن لحظه هیچ کاری برای رفع مسائل و مشکلاتش نمی تواند انجام دهد و او نه تنها با مرور کردن این افکار رفته رفته حال خودش را بدتر می کند، بلکه زییایی های طبیعت اطرافش را نیز از دست می دهد.طبیعتی که به خاطر آن این همه راه را پیموده است!!!

حقیقت ماجرا اینجاست که علی تنها نقش یک نماینده از بین ما را در این داستان دارد!!!و این داستان در اصل آینه ای است در مقابل چشم بسیاری از ما که حقیقت خود را ببینیم. همه ما می دانیم که زندگی تنها در همین لحظه است که جریان دارد و گذشته ها گذشته و آینده تنها یک احتمال است.اما با این وجود بسیاری از ما هنگامی که در کوچه و خیابان قدم میزنیم یا حتی وقتی که در سر میز کار خود در حال انجام فعالیت های جدی هستیم ،یا در ذهن خود به گذشته فکر می کنیم یا به نگرانی هایی درباره آینده می پردازیم. غافل ار اینکه ذهن خود را درگیر مواردی کرده ایم که هیچ کنترلی روی آنها نداریم.واقعاً چه کسی تا به حال توانسته ) در )در کتاب “قدرت لحظه حال ” می گوید:”تمامی احساسات Eckhart tolleگذشته خود را تغییر دهد یا آِینده را به طور دقیق پیش بینی کند؟ آقای اکهارت تول (

منفی ما حاصل انباشت تفکرات ما در زمان های مختلف و انکار لحظه حال است. احساس ناراحتی،اضطراب،تنش،استرس،نگرانی و تمامی ترس های ما به خاطر غرق شدن در آینده و از دست دادن لحظه حال است. و همچنین احساس گناه،حسرت،شکایت،ناراحتی،تلخی و تمامی نابخشودگی های ما به خاطر غرق شدن در گذشته و فراموش کردن لحظه حال است”

پس لحظه حال را از دست ندهید زیرا حقیقت زندگی تنها همین لحظه است.بله!همین لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید تنها واقعیت زندگی شماست . پس هنگام مطالعه مقاله سعی کنید تمامی تمرکز خود را روی مطالعه بگذارید.هر فکری از ذهن شما گذشت،شما نیز ساده از آن بگذریدو درگیر آن نشوید.البته اگر با این وجود باز هم چندباری تمرکز خود را از دست دادید اصلاً خود را سرزنش نکنید .فقط هر گاه فکری توجه شما را جلب کرد سریع به خودتان بیایید و دوباره توجه خود را روی متن مقاله متمرکز کنید

عجله نکنید و به خودتان فشار بیش از حد نیاورید. زیرا قدرت تمرکز  و حضور در لحظه حال، نیاز به تمرین و کسب مهارتی به نام ذهن آگاهی دارد که به مرور زمان و با تمرین مستمر به دست  می آید. تمرینات ذهن آگاهی در واقع همان تمرینات مدیتیشن هستند. البته منظور از مدیتیشن این نیست که چند دقیقه تمرکز کنید و بعد مثل مرتاض ها از زمین جدا شوید!!! تمرینات ذهن آگاهی که در روانشناسی اکت به آنها پرداخته می شود اتفاقاً تمریناتی ساده هستند. البته انجام دادن آنها مخصوصاً در اوابل راه چندان هم آسان نیست و حتماً کمی ما را به چالش خواهند کشاند.در ادامه دو نمونه از این تمرینات را برای شما آورده ایم.یک ویژگی مشترک که بین همه این تمرینات وجود دارد، این است که ما به یک جریان یا اتفاقی که در همین لحظه در حال رخ دادن است توجه کنیم.

1) چهار زانو روی زمین نشسته ،کمر را صاف کنید،چشمان خود را بسته ، بدن خود را ریلکس کنید. حالا به جریان تنفس خود توجه کنید.تنها چیزی که باید به آن در این لحظه توجه کنید، دم و بازدم شماست. جریان هوایی را که به ریه های شما رفته در ذهن خود دنبال کنید و سپس مسیر خرج هوای بازدم را در ذهن خود مجسم کنید. هر گاه ذهن شما منحرف شد دوباره برگردید و این تمرین را ادامه دهید.

2) به اطراف خود نگاه کنید و سعی کنید همه چیز را به همان شکل و شمایل که هست با جزییات به خاطر بسپارید. سپس چشمانتان را ببندید و هر آنچه به خاطر سپردید را  در ذهن خود مجسم کنید

تکرار همین تمرینات ساده به مرور زمان می تواند ذهن شما را به حضور در لحظه عادت دهد.توجه داشته باشید که برای فراگیری این مهارت به برنامه ای مدون و تمرینات درست نیاز دارید. در بسته جامع آموزشی مدیتیشن مهدی حکیمی هرآنچه برای تمرین و یادگیری این مهارت لازم است را می توانید فرا بگیرید

لینک محصول مدیتیشن

6-روزانه حد اقل یک کار که به آن علاقه دارید را انجام دهید

در روانشناسی مفهومی وجود دارد به نام(( احیا پذیری)).احیا پذیری نوعی انرژی است که کمک می کند،در شرایط دشوار زندگی دوام بیاوریم .به زبانی دیگر،احیاپذیری سوخت مورد نیاز ما برای مواجهه با چالش های زندگی است . انرژی احیاپذیری مثل یک سد در درون ما می ماند. هریک از ما یک چنین سدی در درون خود داریم و با هر عملی که در طول روز انجام میدهیم یا این سد را کمی پر می کنیم یا از آن خالی می کنیم. برای اینکه بتوانیم زندگی غنی و پرباری را انجام دهیم ، لازم است تلاش کنیم سدمان را همیشه پر نگه داریم. زیرا هربار که ما با چالش یا شرایط دشواری در زندگی رو به رو می شویم، متناسب با میزان فشار و سختی، دریچه سد باز شده و آب آن تخلیه می شود.هرچه چالش بزرگتر باشد آب بیشتری هم از سد ما خالی می شود.و تلخی ماجرا زمانی نمایان می شود که سد ما خالی و خشک شود زیرا آن زمان است که به افسردگی یا فرسودگی(همان افسردگی در محیط کار.یعنی آنقدر کار کنی که دیگر توانی برای ادامه کار نداشته باشی) دچار می شویم.حالتی که در آن نسبت به همه چیز بی تفاوت و بی انگیزه می شویم. دچار دل مردگی، بی قراری و ناکامی می شوی و به چنان موجود سختی تبدیل می شوی که نه خود و نه دیگران به راحتی با تو کنار نخواهند آمد

حالا چگونه این سد را دائماً پر کنیم؟پاسخ ساده است: هر روز حداقل یک کاری را انجام بده که از آن لذت می بری .بعد می بینی که دریاچه پشت سد دائم در حال پر شدن است. به نظر هم کار ساده ای می آید و حقیقتاً هم همینطور است اما با وجود اینکه ساده است، اصلاً آسان نیست. سادگی با آسان بودن تفاوت دارد. دلیلش هم این است که بسیاری از ما آنقدر خود را درگیر روزمرگی ها و مشغله های فکری خود کرده ایم که خیلی اوقات خود را فراموش می کنیم. فراموش می کنیم که ما هم به عنوان یک انسان نیاز اساسی به تفریح و لذت داریم. برای اثبات این موضوع کاغذ و قلمی بردار و این آزمون را انجام بده:

لطفاً نام بیست فعالیتی را که دوست داری آنها را انجام بدهی، بنویس . هر چیزی دوست داری بنویس مشروط به اینکه واقعاً دوستش داشته باشی. اگر مثل اکثر افراد باشی معمولاً بیش از 10 مورد نمی توانی بنویسی و این بسیار تأسف بار است.زیرا ما در زندگی مدرن امروز ابزار و امکانات بسیاری در اختیار داریم تا به واسطه آن بتوانیم از زندگی لذت ببریم اما به سختی می توانیم مواردی را پیدا کنیم که انجام دادنشان برایمان لذت بخش باشد. اگر میخواهید فرد احیاپذیری باشید باید بتوانید موارد بیشتری به لیست خود اضافه کنید و آنرا به 20 عدد برسانید. بعد از اینکه لیستتان کامل شد به این فکر کنید که هفته گذشته چندتا از این موارد را انجام دادید؟ جلوی هر کدام که انجامش دادید یک تیک بزنید.هر چه تعداد کارهای بیشتری را تیک بزنید حال بهتری خواهید داشت و انرژی احیاپذیری بیشتری برای خود ذخیره خواهید کرد.بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیر روزانه حداقل یکی از این موارد را انجام بدهی.

شاید برای شما این سئوال پیش بیاید که در لیست خود چه مواردی می توانید بنویسید. خب در حقیقت کارهایی که شما برای احیاپذیری انجام می دهید دو دسته می شوند: کارهایی که انجام دادنشان مستقیماً به شما حس لذت می بخشد و دسته دوم کارهایی است که انجام دادنشان هیچ لذتی برای شما ندارد اما به انجام رساندن آنها حس غرور با ارزشی  به شما می دهد چون حس می کنید قدمی به جلو برداشته و کاری را که باید انجام می دادید به مرحله عمل رسانده اید.مثل گردگیری و شستن دستشویی که احتمالا لذتی به شما نمی دهد اما حس حاصل از به انجام رساندن آن بسیار با ارزش است. زندگی هر روز توان احیاپذیری تو را به چالش می کشد بنابراین هر روز باید انرژی احیاپذیری خود را شارژ کنید. برای اینکه مطمئن شوید در مسیر درست احیاپذیری قرار دارید یا خیر هر شب قبل از رفتن به تخت خواب این دو سئوال را جواب بده: ((آیا امروز کاری مفرح انجام دادم؟)) و دوم اینکه: (( آیا امروز کاری را به سرانجام رساندم؟)) .حداقل باید پاسخ شما به یکی از این سئوالات مثبت باشد. اگر پاسخ شما به هر دوی آنها مثبت باشد خوب است اما سعی کنید تعداد این کارهایی را که روزانه انجام می دهید بالا ببرید.

6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت اول)

داشتن روحیه واحساسات مثبت یکی از مهمترین شاخصه هایی است که زندگی مارو مستقیماً تحت تأثیر خودش قرار میده.برای هیچکس پوشیده نیست که  هر روز از لحظه بیدار شدن از خواب تا پایان شب کیفیت انجام امور ما به شدت به حوصله و وضعیت احساسی ما بستگی داره.وقتی حوصله نداشته باشیم اونطور که باید نمیتونیم برای فرزندمون،همسرمون یا سایر اعضای خانوادمون وقت بذاریم. وقتی روحیه نداریم در محل کار دایم تمرکزمون رو از دست میدیم،دچار سردرگمی میشیم و همین کافیه تا میزان کارآمدی ما افت کنه و همین سطح رضایت مدیرمون رو هم پایین بیاره….

علاوه بر اینها داشتن روحیه مثبت روی سلامت فکری و سلامت ما هم اثر میذاره و همین اهمیت این ماجرا رو دو چندان می کنه پس اهمیت داشتن روحیه بالا برای هیچ یک از ما پوشیده نیست  و در کنار همه این موارد منطقی و استدلال ها،همه ما دوست داریم تا جایی که ممکنه حالمون خوب باشه و اصلاً هر تلاشی که در زندگی می کنیم در نهایت برای به دست آوردن حس شادی و لذت بیشتر است

 پس حالا که به اهمیت موضوع واقف هستیم بریم ببینیم که در دنیای پیچیده امروزه با وجود همه مشغله های فکری و دغدغه هایی که در زندگی روزمره مون باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم،با کار کردن روی چه مواردی می تونیم روحیه خودمون رو به صورت روزانه شارژ نگه داریم و با تمرین و استمرار در این زمینه به مرور زمان به یک استاد تبدیل شویم.

1-مثبت اندیشی:

یک لحظه صبر کنید! احتمالاً شما با دیدن کلمه” مثبت اندیشی”این فکر به ذهنتون خطور کرده باشه که:”ای بابا بازم از این حرفای تکراری و انگیزشی بی پایه و اساس.ولمون کن بابا”!!!بله منم با شما موافقم .این کلمه  متاسفانه خیلی بازیچه دست متن ها و سخنرانی های غیر تخصصی شده و مثبت اندیشی ای که بسیاری از این افراد غیر متخصص مارو به انجام اون دعوت می کنند، نوعی مثبت اندیشی احمقانه و افسانه ای است.”البته این امر هم طبیعی است و در هر حوزه یا تخصصی ممکنه اتفاق بیفته و بعضی مفاهیم یا خوب برای جامعه تفهیم نشه یا وسیله ای برای سو استفاده برخی افراد بشه  اما با وجود همه اینها هیچ چیز نمیتونه از ارزش و اهمیت مثبت اندیشی علمی و واقعی کم کنه. مثبت اندیشی ای که ما درباره آن صحبت می کنیم،انکار واقعیت های منفی زندگی نیست بلکه مفهوم واقعی مثبت اندیشی  پذیرش موارد منفی و در عوض پرداختن و توجه به جنبه های مثبت رویدادهای زندگی ماست .ما باید یاد بگیریم هیچ اتفاقی توی زندگی کاملا منفی یا کاملاً مثبت نیست. هر چیزی در زندگی هم نیمه تاریک داره هم نیمه روشن.مثبت اندیشی واقعی این نیست که بگیم ((نه!همه چی خوبه!کی گفته اوضاع بده!)) .نه اصلاً منظور ما این نیست. بلکه منظور از مثبت اندیشی برداشتن توجه از روی نقاط منفی و پرداختن به نکات مثبت است.اتفاقاً داستان جالبی هم در این مورد وجود دارد که درک این موضوع رو برایمان راحت تر می کند:

روزی حضرت مسیح(ع) با دوستان و همراهانش از جنگلی عبور می کردند و مشغول صحبت بودند که در همین حین به جنازه یک الاغ برخورد کردند که به نظر می رسید روزها از مرگش گذشته است چرا که به شدت بوی تعفن میداد و دور و برش پر از حشرات موزی شده بود . هر یک از یاران با دیدن خر شروع به توصیف آن کردند .یکی گفت((اه،چقدر زشت و کریح!!)) دیگری گفت:((چه بودی گندی میدهد)) نفر سوم گفت ((چقدر هم آلوده است.)).در همین حین که دوستان هر یک  توصیف منفی می کردند.حضرت عیسی به خر نگاهی انداخت و گفت:((اما دندان های سفیدی دارد!!))

این داستان به ما یاد می دهد که حتی در دل زشت ترین و کریح ترین چیزها هم میتوان به دنبال زیبایی ها و نکات مثبت گشت.ما با مثبت اندیشی تمرین می کنیم تا به جای حرص خوردن به خاطر نقاط منفی ای که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، به نکات مثبت بپردازیم و از  آنها به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی خود استفاده کنیم

به طور مثال بالا رفتن قیمت دلار اصلاً اتفاق خوبی نیست و ممکن است  کسب و کار ما را در چالش بیاندازد اما شاید فرصتی باشد تا کسب و کار خود را به خارج از مرزهای ایران گسترش بدهید و به واسطه درآمد دلاری سود خود را بالا ببرید.بنابراین شما می توانید به جای حسرت و تأسف خوردن به خاطر قیمت بالای دلار تمرکزتان را روی فرصت هایی که این رویداد ایجاد کرده بگذارید و از آنها برای یک برنامه ریزی جدید جهت رشد و ارتقا کسب و کارتان استفاده کنید. به همین صورت برای رویداد های مختلف زندگی این مهارتو تمرین کنید تا در اجرای آن قوی شوید. البته با داستان ها و جملات منفی ای که ذهنتون می سازه نجنگید زیرا توجه زیاد به مخاطرات و احتمالات منفی ویژگی ذاتی مغز ماست! پس فقط سعی کنید با تکنیکی که در عنوان شماره دوم مطرحش می کنیم اثر اونها رو کمتر کنید و سپس بنشینید و به نکات مثبت و فرصت هایی که می تواند در دل رویداد زندگیتان وجود داشته باشد بیاندیشید.

2-حساب افکار خود را از واقعیت های زندگیتان جدا کنید:

همه ما بدگویی هایی که ذهنمان انجام می دهد را در زندگی تجربه کرده ایم.مثلاً وقتی کاری اشتباه انجام می دهیم ذهن شروع می کند به گفتن جملاتی مثل((تو چقدر احمقی!تو واقعاً بی عرضه هستی و دست و پا چلفتی.تو چطور میخواهی موفق بشی و به خواسته هات برسی؟هان؟!!)) یا وقتی در حین تلاش برای رسیدن به اهدافتان به اولین مانع بر میخورید با خود می گویید:((هه!با خودت چی فکر کردی عزیز من؟اینجا ایرانه ها!اینجا به کسی بها نمیدن!تو این مملکت یا باید آشنا داشته باشی یا بابات پول داشته باشه!خر ما هم که از کرگی دم نداشت!پس تکلیف معلومه!)) و هزاران نمونه دیگر از این افکار و جملات که دائماً در طی روز در موقعیت های مختلف به ذهن ما می آیند و قطعاً حال ما را بد می کنند و روحیه مان را تضعیف می کنند.حالا می رسیم به اینجا که چطور می توانیم این افکار را از بین ببریم و به جای آن افکار مثبت را جایگزین کنیم؟خب حقیقت مطلب این است که ما هیچ گاه نمی توانیم افکار منفی خود را از بین ببریم و آنها همیشه به سراغ ما خواهند آمد.!!! درست بر خلاف چیزی که خیلی از کتاب های انگیزشی غیر استاندارد دنیا به ما آموخته اند شما با هیچ تکنیکی نمی توانید این افکار را سرکوب کنید و بالعکس بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه روانشناسی اکت،تلاش برای انکار یا سرکوب این افکار باعث بیشتر قدرت گرفتن آنها می شود!پس باید یاد بگیریم به جای سرکوب آنها وجود آنها را در ذهن پذیرفته و تنها با استفاده از تکنیک هایی مثل تکنیک جداسازی ،اثر آنها را کمرنگ تر کنیم. اما تکنیک جداسازی چیست و چطور انجام  می شود؟

جداسازی یعنی ما  بیاموزیم هرآنچه ذهن ما در چنین مواقعی می گوید تنها ترکیبی از یک سری کلمات و جملات است و هرانچه ذهن می گوید را لزوماً قرار نیست به عنوان واقعیت بپذیریم. فرض کنید شما در خیابان در حال قدم زدن باشید و فردی از کنار شما رد شده به شما بگوید:((احمق!)) در آن لحظه آیا شما واقعاً به یک احمق تبدیل می شوید؟؟!!مسلماً نه.قطعاً حرف آن شخص ذره ای از جایگاه و شخصیت شما کم نکرده و او تنها یک کلمه را بر زبان آورده که به تنهایی هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه ما آنرا به عنوان واقعیت خود بپذیریم و به آن معنا بدهیم. دقیقاً هرآنچه ذهن ما می گوید هم همین حالت را دارد و تنها یک سری کلمات است که ذهن خودش می سازد و این کلمات به خودی خود بی ارزشند مگر آنکه خودمان به آنها بها ببخشیم.تمرینات جداسازی برای جا انداختن این واقعیت برای خودمان استفاده می شود و به روش های زیر صورت می گیرد:

الآن یه جمله ای تو ذهنم داره میگه که….

هر جمله منفی که حال شما را بد می کند را به خاطر بیاورید و سپس این عبارت ها را در ابتدای آن بگذارید:((الان متوجه شدم که فکر می کنم….))،

((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه…..)).هدف از انجام این تمرین یادآوری این موضوعه که جملات ذهن تنها یکسری ترکیب کلماته و بس.

مثلاً جمله ((من احمق هستم)) را اینگونه بیان کنید:((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه من احمقم!))

این افکار را به صورت موزیکال با خود بخوانید:

یک ملودی شاد و خاطره انگیز را که دوستش دارید انتخاب کرده (مثل آهنگ”تولد مبارک”) و جملات منفی خود را در قالب آن ملودی بخوانید: مثلاً

همین الآن این جملات را در قالب این ملودی بخوانید:     من آدم کودن و احمقی هستم          من اصلاً نمیتونم موفق بشم تو کارم

3- نامگذاری روی داستان هایی که ذهن می سازد:

حرفایی که ذهن ما می گوید تنها داستان هستند و بس و شما با نامگذاری روی داستانهای تکراری که ذهن شما می سازد می توانید هربار که به ذهنتان امدند، این واقعیت را به خود یادآور شوید که اینها فقط یه سری داستان هستند.مثلاً این همان داستان همیشگی “من احمق” است یا :”آهان این همون داستان تکراری من شکست می خورم است”.

افکار را با صداهای احمقانه تکرار کنید:

همه ما در دوران کودکی کلی خاطره جالب از کارتون ها و شخصیت های کارتونی داریم و مسلماً هریک از ما به یک یا چند تن از این شخصیت ها علاقه زیادی داشتیم.حالا وقتشه از صدای این شخصیت ها به نفع خودمان در زندگی روزمره استفاده کنیم.مثلاً صدای میکی موس را به خاطر بیاورید و با همان صدا جمله های “من شکست میخورم” یا “من دست و پا چلفتی هستم” را تکرار کنید. با احمقانه به نظر رسیدن این جملات اثر منفی انها به شدت افت خواهد کرد

البته در به کار بردن این تمرینات سه نکته را رعایت کنید:1-روشی را انتخاب کنید که برای شما بهتر جواب می دهد 2-اصلاً انتظار نداشته باشید پس از انجام این تمرینات فوراً اثر منفی افکار از بین برود بلکه هدف از انجام آنها جدی نگرفتن افکار و صلح کردن با آنهاست 3-تنها تمرین مستمر  و منظم این تکنیک می تواند در نهایت برای شما حاصلی به همراه داشته باشد وگرنه جمع کردن یکسری اطلاعات به تنهایی ارزشی برای شما نخواهد داشت

3-به اندازه کافی بخوابید:

یکی دیگر از باورهای غلطی که در ارتباط با موفقیت وجود دارد این است که:((افراد موفق کم می خوابند و بیشتر تلاش می کنند)) و عیناً همین را در فیلم ها هم دیدیم که افراد موفق 24 ساعته در حال تلاشند.اما این موضوع فقط به درد همان فیلم ها می خورد چرا که با واقعیت انطباقی ندارد! دوست عزیز ما انسانیم و درست مثل تلفن همراه شما که اگر شارژش تمام شود، کارایی اش را از دست می دهد، ما نیز لازم داریم تا کاملاً در طول روز شارژ باشیم تا کارآمدی خود را از دست ندهیم. ما نیاز داریم در هر چرخه 24 ساعته حداقل 7 ساعت استراحت کنیم پس اگر علاوه بر سلامت،کیفیت فعالیت های روزانتان برای شما مهم است به هیچ وجه از اهمیت خواب کامل غافل نشوید.البته که پر خوابی هم از سوی دیگر باعث کسل شدن ما در طول روز و به خطر افتادن سلامتمان  می شود.پس دقت داشته باشید که برای داشتن روز با کیفیت، ساعت مشخصی را برای خوابیدن و بیدار شدن از خواب برای خود در نظر بگیرید.لطفاً به هیچ عنوان با خواب خود شوخی نکنید!!!

خواب روی قدرت اراده ، تصمیم گیری، تمرکز و در نهایت میزان بازدهی ما تاًثیر مستقیم می گذارد.پس برای تنظیم برنامه خوابتان همین الان تصمیم گیری کنید و با رعایت این نکات کیفیت خواب خود را بهبود ببخشید:

1-برای استفاده از تکنولوژی محدودیت قائل شوید:

غرق شدن در دنیای مجازی با وجود  اپلیکیشن ها و رسانه های اجتماعی مثل اینستاگرام اتفاق تلخی است که این روزها برای اکثر ما انسانها ممکن است اتفاق بیفتد.اعتیاد به دنیای مجازی مثل هر اعتیادی دیگر آسیب های روانی و جسمانی خودش را دارد که یکی از این آسیب ها به هم ریختن خواب ماست.متأسفانه بسیاری از هموطنان ما در طی شب گوشی به دست در تخت خواب خود دراز میکشند و زمانی که مختص به خواب آنهاست را صرف وب گردی و رسانه های اجتماعی می کنند. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود زیرا نور آبی که از صفحه تلفن همراه شما به چشمتان میخورد باعث می شود مغز شما فریب خورده و تصور کند هنوز روز است و همین مانع ترشح هورمون خواب(ملاتونین)می شود و در خواب ما اختلال ایجاد میکند.پس توصیه می شود حتماً یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کرده و مغز خود را برای یک خواب آرام آزاد بگذارید

2-تغذیه مناسب:

صرف وعده های غذایی در زمان مناسب یکی از کلیدی ترین نکته هایی است که روی خواب ما تأتیر می گذارد.خوردن شام دیر هنگام، مصرف نوشیدنی های کافیین دار مثل: چای سبز و سیاه،قهوه و یا شکلات می تواند در خواب ما اختلال ایجاد کند.مهم است که بدانید اثر کافیین چیزی بیشتر از 7 ساعت در بدن ما  باقی می ماند پس حتماً برای خوراک خود برنامه ریزی داشته باشید و در صورت نیاز از مشاوران تغذیه کمک بگیرید

3-مکان مناسبی برای خواب انتخاب کنید:

اتاق خواب باید راحت، تاریک مطلق، بی سر و صدا و با دمای معتدل نه سرد و نه گرم باشد.
تاریکی به دلیل ترشح هورمون ملاتونین خواب نقش مهمی در خواب دارد. حتی می‌توانیم از چشم‌بندهای مخصوص خواب استفاده کنیم تا اختلالی در ترشح هورمون ملاتونین به وجود نیاید. 


اگر احساس سرما یا گرما داریم، بلند شویم لباس مناسب و راحت بپوشیم. دمای سیستم گرمایشی اتاق را تنظیم کنیم. اگر سر و صدا نیست پنجره اتاق را باز بگذاریم تا هوای تازه جریان پیدا کند.


اگر سرو صدا باعث بی خوابی ما می شود، می توانیم گوشی در گوش خود بگذاریم. می‌توانیم از موسیقی‌های بی‌کلام مخصوص خواب استفاده کنیم که امواج مغزی را کنترل می‌کنند.


حواسمان باشد الان که بی‌خوابی به سرمان زده است، به جای اعصاب خورد کردن خود که من الان باید بخوابم چون صبح کلی کار روی سرم ریخته ببینیم چه چیزهایی تحت کنترل ما است! فراهم کردن یک محیط مناسب برای خواب کاملا در دست خودمان است….!

برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه مدیریت خواب وانرژی روزانه می توانید کتاب صبح رویایی به قلم مهدی حکیمی را تهیه کنید:

در این مقاله به دو فاکتور بسیار مهم روانی و یک فاکتور جسمی تعیین کننده اشاره شد.برای اثبات تک تک این موارد سالها زحمت و تلاش و تحقیقات صورت گرفته است بنابراین با جدی گرفتن انها و تمرین مستمر و البته کسب اطلاعات بیشتر درباره انها به خودتان لطف کنید و کیفیت زندگی خود را ارتقاء ببخشید. شما محکوم به رنج کشیدن نیستید مگر اینکه خودتان اینطور فکر کنید.

این مقاله به پایان نرسیده و برای خواندن بخش دوم آن کلیک کنید

ارتباط مؤثر

در کتاب صبح رویایی میتوانید به اطلاعات کامل درباره مغز سه گانه دسترسی پیدا کنید.برای دسترسی به کتاب لینک را لمس کنید.

اصلی ترین وظیفه این لایه از مغز،حفظ جان ماست.بنابراین مغز خزنده می کوشد ما را از هرآنچه برای زندگیمان از دید خودش تهدید به حساب بیاید،دور نگه دارد و در این فرآیند بسیار حساس عمل میکند.یکی از مکانیزم هایی که مغز خزنده برای حفظ بقا استفاده میکند، دوری کردن از غریبه هاست!دلیل اینکه ما به افراد غریبه در ابتدا بی اعتماد هستیم و احساس خوبی نداریم همین مکانیزم مغز است!مغز احتمال میدهد که شخص غریبه به ما آسیب بزند و برای جان ما خطرناک اسبه  !!شاید برای شما هم دلیل وجود این مکانیزم جالب باشد.در گذشته و در دوران اجداد اولیه ما که غارنشین بودند،انسان هایی که به غریبه ها بی دلیل اعتماد کردند عاقبت خوشی نداشتند و خیلی از آنها توسط غریبه ها به قتل رسیده و اموالشان به غارت رفت.به همین دلیل سایر انسانهایی که به دنبال بقا بودند یاد گرفتند که به هیچکس بی دلیل اعتماد نکنند.و از آن جایی که ما ادامه نسل همان افراد هستیم (افرادی که به راحتی اعتماد نمی کردند)دقیقاً مغز ما هم همین مکانیزم را نسبت به سایر انسان ها دارد.اما نکته ی حایز اهمیت در ارتباط با این مطلب این است که بدانیم در  برخورد اول با یک فرد غریبه، مغز او در ابتدا همین مکانیزم را نسبت به ما نشان خواهد داد.پس باید در برخوررد اول حواسمان باشد که چگونه عمل می کنیم تا فرصت ارتباط گیری را با افراد از دست ندهیم.اما نکته مهمتر و جالب تر اینجاست که بدانیم مغز در یک فرصت بسیار کوتاه تصمیم میگیرد که با طرف مقابل ارتباط برقرار کند یا از او دوری کند.مغز این کار را تنها در 30 الی 90 ثانیه انجام میدهد.پس فرصت برای تاثیرگذاری اولیه بسیار کوتاه است.اما نگران نباشید دانشمندان مؤثرترین راه ها برای تاثیرگذاری اولیه را یافته اند و در اختیار ما گذاشته اند.در ادامه به بررسی چند مورد از این دست می پردازیم:

1-برقراری ارتباط چشمی:خیلی از افراد بر این باورند که اولین ارتباط زمانی برقرار می شود که اولین کلمه بین دو طرف رد و بدل شود. اما هنگامی که شما به یک فردی میرسید و قصد برقراری ارتباط با او را دارید قبل از گفتن(( سلام)) چه کار میکنید؟ به او نگاه می کنید!بنابراین اولین ارتباطی که بین دو نفر اتفاق می افتد ارتباط غیر کلامی و از نوع ارتباط چشمی می باشد.بر همین اساس باید دقت کنیم که ارتباط چشمی ما به خوبی برقرار شود.البته هر نگاهی نافذ و تاثیرگذار نیست.باید دقت کنیم که اولا نگاه ما به سمت چشم طرف مقابل یا یکی از اجزای صورتش باشد نه قسمت های دیگر بدن او.دوما نگاهمان با چهره اخم آلود و حالت چهره منفی همراه نباشد وگرنه مغز خزنده آن فرد را از خود میترسانیم.

لبخند بزنید:لبخند یکی از ابزار بسیار مفید و موثر در ارتباطات به خصوص در ارتباط اولیه می باشد. چرا که لبخند احساس دوستی و امنیت شما را به فرد مقابل میدهد در نتیجه او نیز همین حس را نسبت به شما پیدا میکند و گاردی که مغز خزنده او نسبت به شما دارد را خنثی میکند.البته نکته ای که درمورد ارتباط چشمی مطرح شد در ارتباط با لبخند هم صدق میکند.یعنی باید حواسمان به طرز لبخند زدنمان باشد.بهترین کار برای کنترل لبخندمان این است که لبخند زدن را جلوی آینه تمرین کنیم. چرا که برخی از افراد لبخندهایی می زنند که نه تنها خوشایند نیست،بلکه ترسناک هم هست! در حالیکه خود شخص نسبت به آن آگاهی ندارد.فقط توجه داشته باشید که در این تمرین باید به نکات ریز دقت کنیم.مثلا اینکه لبخند مان حالت پوزخند و تمسخر نداشته باشد یا دندانهایمان بیش از اندازه بیرون نزند.

پوشش و ظاهر مناسب:فرض کنید یک شخصی با موهای شلخته،چهره ای سیاه و لباس های کثیف به سمت شما بیاید.شخص شما دوست دارید با این فرد ارتباط برقرار کنید یا با فردی که کت و شلوار و کراوات تن کرده و عطر خوشبویی هم به لباسش زده است و با ظاهری آراسته در مقابل شما حاضر شده؟ جواب مشخص است.بنابراین حتما دقت کنید که ظاهری آراسته و پاکیزه داشته باشید تا فرد در مقابل شما احساس آرامش کند.البته اصلاً لزومی به صرف هزینه زیاد بابت لباس و ظاهرتان وجود ندارد. تنها کافیست آراسته و مرتب باشید.چرا که ذهن ما طوری طراحی شده است که قدرت تعمیم یک مورد به سایر جنبه های زندگیمان را دارد.برای مثال احتمالاً شما هم بارها تجربه داشته اید که وقتی شخصی با ظاهر زیبا دیده اید پیش خودتان گفته اید که به نظر می آید صدای زیبایی داشته باشد.یا اینکه اگر فردی با شما مودبانه صحبت کرده است با خود گفته اید حتماً تحصیل کرده است یا حتماً خانواده بسیار محترمی دارد.در صورتی که شما هیچ اطلاعاتی درباره خانواده او یا جنبه های دیگر زندگی او نداشته اید اما یک صفت خوب او را به سایر ویژگی های او تعمیم داده اید.پس مراقب ویژگی تعمیم دادن مغز باشید و سعی کنید در نگاه اول خوب به نظر برسید.

صدا و لحن مناسب داشته باشید:برخی از افراد از روی عادت با صدای آرام صحبت می کنند هم از لحاظ شدت صدا و هم از لحاظ فرکانس صدا(زیر و بمی صدا).اینگونه افراد از این نکته غافلند که لحن و صدای ضعیف این پیام را به طرف مقابل می دهد:”من اعتماد به نفس پایینی دارم و نمیتوانم قدرتمند برخورد کنم”.همین پیام غیر مستقیم کافیست تا تأثیر گذاری  اولیه را از دست بدهیم.پس نتیجه میگیریم برای داشتن صدایی تاثیرگذار:اول باید بلندی صدا به اندازه مناسب باشد.(نه خیلی بلند که باعث آزار و یا تعجب شخص مقابل شود.نه خیلی آرام باشد که فرد مقابل ما را به عنوان یک فرد خجول ببیند).دوم با تن صدامون بازی کنیم، یکنواخت با یک فرکانس ثابت صحبت نکنیم و دایم فرکانس صدا را بالا و پایین کنیم تا صدامون اصطلاحا موسیقی داشته باشد.

زبان بدن مناسب:به طور کلی هنر برقراری ارتباط به دو بخش تقسیم می شود.ارتباط کلامی و ارتباط غیر کلامی.بر خلاف تصور بسیاری از افراد نقش اصلی در برقراری ارتباط را ارتباطات غیر کلامی بازی می کنند. و در ارتباطات غیر کلامی هم این زبان بدن است که بار اصلی را بر دوش می کشد. بدن ما در طول زمان  برقراری ارتباط پیام های غیر مستقیم زیادی را به فرد مقابل منتقل می کند. پس یا کنترل آن را دست میگیریم تا از قدرت آن در ارتباطات به نفع خودمون استفاده کنیم یا این پیام های غیر مستقیم به ضرر ما تمام خواهد شد.حال برای اینکه موضوع شفاف تر شود به طور مثال فردی را در نظر بگیرید که دایما سرش پایین است و شامه هاش به سمت پایین و جلو خم شده(قوز کرده)شما چه پیامی از این فرد دریافت میکنید.احتمالا با خود می گویید فردی است بی انرژی و یا خجول.بنابراین آن فرد در حال ارسال پیام منفی مخفی به شماست در حالیکه شاید خودش اصلا حواسش نباشد!

پس دقت کنیم که در حین برقراری ارتباط :اولا شانه ها صاف باشد و سینه گشاده و فراخ دوما زبان بدنمان باز باشد.یعنی دستها به هم گره نشده باشد و در جیبمان نباشد بلکه کاملا آزاد باشد.در ضمن اگر سعی کنید با حالت بدنتان کاری کنید که فضای بیشتری را اشغال کنید. این نشانه اعتماد به نفس بیشتر شما خواهد بود بنابراین به نفع شما کار خواهد کرد. مثلاً هنگامی که روی صندلی نشسته اید به جای اینکه پاهایتان را روی هم بندازید آنها را آزاد بگذارید و از هم فاصله بدهید و دستانتان را به جای اینکه به هم قفل کنید آزادانه روی پاهایتان یا روی دسته های صندلی بگذارید

در پایان میخواهیم به این نکته بپردازیم که ارتباطات مبحثی گسترده است و ابزار متعددی دارد.در این مقاله ما سعی کردیم به چندین نکته اساسی بپردازیم که با تکرار و تمرین آنها میتوانید نتایج بسیار خوبی در ارتباطات خود  بگیرید.البته این ابزار همه چیز نیستند و نیاز داریم که بیشتر روی ارتباطات خود سرمایه گذاری کنیم.سرمایه گذاری ای که به قطع میتوان گفت ارزشمندترین سرمایه گذاری زندگیمان خواهد بود چراکه طبق تحقیقات گسترده و بسیار زیادی که انجام گرفته است ارتباطات یکی از اصلی ترین ارکان سعادت و خوشبختی انسان و هم‌چنین سلامت روح و روان اون است.در ضمن، همانطور که در مطالب ارائه شده اشاره کردیم داشتن اعتماد به نفس خوب لازمه موفقیت در ارتباطات است.بر همین اساس مجموعه مثل خودت باش محصولی را تدارک دیده است تا با کمک ابزار ارائه شده در آن بتوانیم مانع بزرگ ارتباطات یعنی خجولی گری و کمبود اعتماد به نفس را از سر راه خود برای همیشه برداریم و در ارتباطات خود بدرخشیم. جهت مراجعه به صفحه اطلاعات و خرید محصول لینک منوی کناری را بزنید

سحرخیزباش تا کامروا شوی

چرا سحرخیز باشیم؟

سحرخیزی در روند مدیریت انرژی و زمان بسیار مؤثر است و در مسیر رشد و موفقیت ما تاثیر به سزایی دارد. از دلایل این امر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

-داشتن احساس اعتماد به نفس بیشتر:تصور کنید زمانی که شما ساعت ۵ صبح از خواب بلند شوید و مشغول انجام فعالیت های روزمره خود شوید،دیگران هنوز خوابند!!همین موضوع به ما احساس اعتماد بنفس میدهد چرا که حس میکنیم از خیلی ها جلوتر هستیم.

-به دنبال مورد قبلی انرژی ما بعد از بیدار شدن بالا خواهد بود(در صورتی که خواب کافی داشته باشیم)

-بر افکار منفی خود در طول روزغلبه میکنیم و کیفیت ارتباطات و عملکرد ما در روز بالاتر می رود زیرا خلق و خوی بهتر و انرژی بیشتری خواهیم داشت

– احساس آزادی بیشتری خواهیم کرد زیرا در ابتدای صبح هیچ کار اضافی نداریم و با خیال راحت میتوانیم روی خود و برنامه خود متمرکز شویم.

در ادامه مواردی را ذکر میکنیم که سحرخیزی را برای ما تا حد زیادی آسان می کنند.

۱)چقدر بخوابیم؟

معمولا دانشمندان حوزه سلامت خواب بین ۶ الی ۸ ساعت را به ما توصیه می کنند.خواب کمتر از ۶ ساعت را کم خوابی و بیشتر از ۸ ساعت را پرخوابی می نامند.جالب اینجاست که بدانید کم خوابی وپرخوابی هردو برای سلامتی ما ضرر دارند.البته میزان خواب کافی برای هر فرد کمی متفاوت است و با آزمون و خطا افراد میتوانند میزان خواب مورد نیاز خود را پیدا کنند ولی حدود ساعت مورد نیاز برای خواب همین اعداد میباشند.البته اگر در روزهایی مجبورید کم خوابی را تحمل کنید‌،میتوانید این کم خوابی در روزهایی که وقت آزاد بیشتری دارید(مثل ایام تعطیل و آخر هفته ها) جبران کنید.

۲)چطور راحت تر بخوابیم؟

برای اینکه صبح پر انرژی از خواب بلند بشیم باید بتوانیم خواب با کیفیتی داشته باشیم.بدین منظور چند نکته را برای داشتن خواب کافی در زیر برای شما آورده ایم:

-یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کنید!صفحه موبایل،تلویزیون،کامپیوتر و مشتقات آن نورآبی از خود ساتع می کنند که این نور باعث میشه مغز به خطا بیفته و با این تصور که« هنوز روزه» ،از ترشح هورمون خواب جلوگیری کنه!این فرآیند میتواند خواب ما را مختل کند.

-از شب قبل برنامه صبح فردا را تنظیم کنید.این کار باعث کاهش استرس شما و در نتیجه آسودگی بیشتر مغز شده و کمک میکند خواب آرامی را تجربه کنید

-در تخت خواب فقط به خوابیدن فکر کنید!این مکان تنها برای استراحت شماست.بنابراین هنگامی که به تخت خواب میروید موبایل و سایر ابزار کاری خود را دور از دسترس بگذارید و تنها به خواب خود فکر کنید.

-نوشیدن یک لیوان آب قبل از خواب میتواند مؤثر باشد.چرا که بدن ما در طول خواب آب زیادی را از دست میدهد.

۳)چطور راحت تر از خواب بلند بشیم؟

در اینجا میرسیم به چند نکته که کمک میکنه صبح راحت تر ازخواب  بلند بشیم.

-موبایل و یا ساعت زنگدار را دور از تخت خود قرار دهید.تا به این طریق مجبور شوید برای خاموش کردن آن از جا بلند شوید. بلند شدن شما سبب تحرک فیزیکی در نیتجه بالا رفتن انرژی شما می شود.

-استفاده از قانون ۵ ثانیه:خانوم مل رابینزنویسنده کتاب قانون ۵ ثانیه ،روشی را برای غلبه بر اهمال کاری و تنبلی ارائه کرده است که در دنیا طرفداران بسیار زیادی دارد. طبق این قانون از لحظه ای که ما تصمیم به انجام کاری میگیریم ،۵ ثانیه فرصت داریم تا برای انجام آن اقدام کنیم در غیر این صورت مغز ما از خود مقاومت بیشتری نشان خواهد داد.بنابراین برای بلند شدن از جا،از ۵ شروع به شمارش معکوس کنید:۵-۴-۳-۲…. و قبل از اینکه به یک برسید از جا بلند شوید.(حتما پیشنهاد میکنم  این قانون فوق العاده را در جنبه های مختلف زندگی برای غلبه بر اهمال کاری به کار بگیرید.)

. اگر هیچکدام از روش های بالا برای شما کفایت نکرد،میتوانید از این اپلیکشن و یا مشابه آن استفاده کنید.این اپلیکشن ها Alarmy استفاده از اپلیکیشن-

طوری طراحی شده اند که برای قطع کردن صدای زنگ هشدار باید کارهای سخت تری مثل حل کردن یک معادله ریاضی انجام دهید.بنابراین اگر تصمیم به استفاده از آنرا گرفتید،عواقب آن را هم در نظر بگیرید!

یک روند صبحگاهی پیشنهادی:

حال نوبت به این میرسد که بعد از بیدار شدن از خواب چه کارهایی را انجام بدهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم:

-۱۰ دقیقه ابتدای صبح را سعی کنید در سکوت کامل به خود و ذهن خود اختصاص دهید.انجام دادن مدیتیشن روش بسیار مناسبی برای خالی کردن ذهن از افکار منفی و دریافت انرژی مثبت به جای آن است.

-۵ دقیقه را به تصویرسازی اهداف خود اختصاص دهید

-۱۵ الی ۲۰ دقیقه بعدی را به ورزش کردن مشغول شوید.البته منظور از ورزش فعالیت بدنی سنگین نیست.بلکه فعالیتی است که ضربان قلب ما را بالا ببرد.

-در ادامه ۲۰ تا ۲۵ دقیقه را صرف مطالعه کتاب کنید و به ذهن خود یک غذای مفید بدهید.

حالا ذهن و بدن شما آماده خدکت کردن به شما هستند

**نکته بسیار مهم این است که بعد از بیدار شدن از خواب به هیچ عنوان به سراغ گوشی موبایل،اخبار و به طور کلی ابزاری که اطلاعات غیر کاربردی را به ذهن ما وارد کند نروید.**

حالا هم میدانیم چرا سحرخیز بودن مفید است و هم میدانیم چگونه میتوانیم سحرخیز باشیم .پس برای بالابردن کیفیت زندگی خود تنها یک قدم فاصله دارید:اقدام کنید! مقاله ای که خواندید برگرفته از کتاب «صبح رویایی» نوشته ی مهدی حکیمی میباشد. برای تهیه نسخه کامل کتاب کافیست روی لینک زیر کلیک کنید.

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X