مطالعه مؤثر

به بیان دیگر،مطالعه ابزار مورد نیاز برای رسیدن به خواسته هایمان را در اختیار ما قرار میدهد تا از میزان ریسک و خطاهایی که ممکن است از ما سر بزند بکاهد.در نتیجه هزینه های ما را (چه از لحاظ سرمایه مالی و چه از لحاظ سرمایه معنوی مثل وقت و انرژی)بسیار کاهش میدهد.متاسفانه بسیاری از افراد حاضرند هزینه های گزاف آزمون و خطاهای خود را بپردازند اما به سراغ آموزش نروند.البته مخاطب این مقاله اینطور افراد نیستند بلکه مخاطب آن شمایید که برای خودتان و زندگیتان ارزش قائلید و مثل الآن برای رشد خود وقت و انرژی میگذارید و به جای هزاران فعالیت دیگر، مطالعه این مطلب را انتخاب کردید.متاسفانه همانطور که میدانیم در کشور ما سرانه مطالعه نسبت به متوسط جهان بسیار پایین است اما از آنجایی که یکی از ویژگی های افراد موثر آن است که هیچ گاه یادگیری را کنار نمیگذارند(و این موضوع اهمیت آموزش و یادگیری را در عصر پیچیده امروز برای ادامه حیات و زندگی موثر را نشان می دهد) در این مقاله به ابزار و راه هایی برای غلبه بر اهمال کاری ،مطالعه مؤثر و یک خطای بزرگ در فرآیند آموزش که افراد زیادی گرفتار آن می شوند پرداخته ایم تا با گذشتن از موانع و پرورش عادت مطالعه ، به رشد خود و کیفیت زندگی خود کمک کنیم.

چگونه تنبلی و اهمال کاری نکنیم؟

مغز همانطور که در خیلی از مواقع در خدمت ماست و نقش پر رنگی در زندگی ما دارد در بسیاری از مواقع هم مانع اصلی برای انجام کارهایمان به حساب می آید!!! چرا که یکی از وظایف مغز تلاش برای انجام فعالیت ها با صرف کمترین انرژی ممکن می باشد.بنابراین مغز هر جا احساس کند که کاری مثل مطالعه کتاب( که نیاز به توجه بالاو تجزیه و تحلیل ذهن دارد)انرژی بالایی را می طلبد،شروع به مقاومت در برابر ما برای جلوگیری از انجام آن فعالیت میکند.«الآن حوصلشو ندارم»یکی از آن بهانه هایی است که مغز ما از آن استفاده میکند تا ما را وادار کند کمترین انرژی را برای امور روزانه خود استفاده کنیم.در اینگونه مواقع ما دو انتخاب داریم:تسلیم خواسته مغز شویم و اهمال کاری کنیم یا با وجود مقاومت مغز کار خود را انجام دهیم.در این قسمت میخواهیم چند روش غلبه بر اهمال کاری برای خواندن کتاب را بررسی کنیم:

۱) به خودتان فشار نیاورید!

اگر به خود بگوییم از فردا میخواهم روزی ۳۰ صفحه کتاب بخوانم (در صورتی که تا به حال تنها کتاب هایی که خوانده ایم،کتابهای مدرسه بوده و اهل کتابخوانی نبوده ایم)مغز به شدت مقاومت خواهد کرد و احتمال اینکه در همان روزهای ابتدایی بیخیال کتاب خواندن شویم بسیار بالا می رود.بنابراین به جای اینکار ، هربار که خواستید مطالعه کنید حجمی را انتخاب کنید که اصلا از سوی مغز مقاومتی به همراه نداشته باشد.مثلا اگر با خود قرار گذاشته اید که امروز ۱۰ صفحه مطالعه کنید اما مغز از خود مقاومت نشان میدهد،آن را به ۵ صفحه کاهش دهید.اگر بازهم از خود مقاومت نشان داد،تنها ۱ صفحه مطالعه کنید اگر بازهم مغز راضی نشد،یک خط بخوانید.اگر بازهم مقاومت داشت تنها یک کلمه بخوانید!!درست است یک کلمه.یعنی کتاب را باز کنید یک کلمه را خوانده و کتاب را ببندید!!و هربار که قصد به مطالعه داشتید از همین تکنیک استفاده کنید و هربار تنها حجمی از کتاب را مطالعه کنید که کاملا با آن راحت باشید.البته نیاز نیست که همیشه فقط یک کلمه بخوانیم .جالب اینجاست که با هربار تکرار این تکنیک مقاومت مغز رفته رفته کمتر شده و به تدریج میتوانیم در هر نوبت حجم بیشتری از کتاب را انتخاب و مطالعه کنیم.( نکته:این تکنیک کاملا علمی است و سالها روی آن تحقیق انجام شده است.)فقط در ارتباط با این تکنیک این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که برای پرورش عادت کتابخوانی در خود باید این کار را به طور مداوم و پشت سرهم(هر روز)انجام دهید.اگر تنها هر از گاهی کتاب بخوانید عادتی در شما شکل نخواهد گرفت. به گفته آنتونی رابینز:«زندگی ما را کارهایی میسازند که دائم انجام میدهیم نه کارهایی که تنها هر از گاهی انجام میدهیم»

۲)قانون ۲۰ ثانیه:

طبق این قانون اگر میخواهید کاری را انجام ندهید تنها کافیست آن را ۲۰ ثانیه به تعویق بیندازید. و  بالعکس اگر میخواهید کاری را به انجام برسانید تنها کافیست انجام آن را ۲۰ ثانیه جلوتر بیندازیم.بگذارید با یک مثال موضوع را کمی بازتر کنیم.

فرض کنید ما میخواهیم کتابی را برداریم و آن را مطالعه کنیم.احتمالا برای این کار باید به سراغ قفسه کتاب بریم و کتاب را انتخاب کرده و مطالعه کنیم.برای اینکه احتمال انجام کار را بالا ببرید تنها کافیست آنرا از قبل انتخاب کرده و روی میز مطالعه خود به همراه کاغذ و خودکار برای یادداشت برداری قرار دهیم. تا وقتی زمان مطالعه فرا رسید کمی سریع تر به کتاب دسترسی پیدا کنیم!!

یا بالعکس اگر فردی میخواهد سیگار را ترک کند میتواند پاکت آن را بالای کابینت یا کمد بگذارد تا برای دسترسی به آن مجبور باشد چهارپایه بگذارد! به همین سادگی.یعنی برای انجام یا عدم انجام کاری کافیست دسترسی به آنرا به اندازه ۲۰ ثانیه جلو انداخته یا به تعویق بیندازیم.

چگونه مطالعه کنیم؟

هدف از مطالعه فرا گرفتن هرچه بهتر موضوعات است تا بتوانیم به نحو احسنت مطالب ارائه شده در آنرا به کار ببندیم.بنابراین به کار بردن روش صحیح و پر بازده مطالعه بسیار حائز اهمیت است.برای یک مطالعه مفید توصیه می شود روش های زیر را به دقت به کار ببرید:

۱)از جای ثابت استفاده کنید:سعی کنید مطالعه را در جای مشخص و ثابت انجام دهید.مثلا اگر این کار را بر سر میز تحریر خود انجام می دهید سعی کنید همیشه همانجا مطالعه کنید.تا ذهن نسبت به این مکان شرطی شود و هر زمان که پشت میز تحریر نشستید،ذهن برای مطالعه آماده شود!در ضمن مکانی که برای اینکار مشخص میکنید مناسب این کار باشد.مثلا تخت خواب را برای مطالعه انتخاب نکنید.تخت تنها ویژه استراحت شماست.

۲)نور و دمای محیط مناسب باشد: تا تمرکز شما در حین مطالعه بر اثر خستگی چشم یا کلافه شدن به هم نخورد.

۳)در زمان مطالعه فقط مطالعه کنید:هنگامی که تصمیم به مطالعه گرفتید،فقط و فقط به مطالعه خود متمرکز شوید.بنابراین هنگام مطالعه موبایل و تکنولوژی را خاموش کنید و یا دور از دسترس قرار دهید.حتی اگر احساس می کنید در حین مطالعه نیاز به آب یا سرویس بهداشتی خواهید داشت،این کار را قبل از شروع مطالعه انجام دهید و زمانی که برای مطالعه انتخاب کرده اید را(هر مقدار که هست) تنها به همین کار اختصاص دهید.

۴)حالت بدن مناسب داشته باشید:فاصله سر تا کتاب میبایست به اندازه استاندارد باشد.نه خیلی نزدیک نه خیلی دور تا چشم شما اذیت نشود.

۵)تا میتوانید با کتاب و مفاهیم آن درگیر شوید.در حین خواندن مطلب اینکه شما آن را روزنامه وار بخوانید به شما کمکی نخواهد کرد.سعی کنید بعد از خواندن یک موضوع کمی مکث کنید و درباره موضوعی که خواندید کمی فکر کنید.به این فکر کنید که این مطلب در زندگی شخصی شما چه جاهایی و چگونه میتواند کاربرد داشته باشد و اصطلاحا آن مطلب را برای خود شخصی سازی کنید.جاهایی که نیاز دارید کمی عملکرد خود را بهبود ببخشید کنار آن بنویسید که باید حواستان به آن موضوع باشد تا بهتر بتوانید عمل کنید و جایی که عملکرد مناسبی دارید یک ایموجی لبخند برای خودتان بکشید تا انرژی مثبتی به شما بدهد. عقاید و یا تجربیات خودتان را در زمینه مطلب ارائه شده کنار مطلب بنویسید و خلاصه فرض کنید در یک فضای علمی با مباحث کتاب درگیر شده اید.اصلا نیاز نیست کتاب شما تمیز بماند مگر اینکه آنرا به امانت گرفته باشید.

که در این صورت میتوانید از کاغذ و قلم به جای نوشتن در کتاب استفاده کنید.

۶)پس از هربار مطالعه کتاب به خودتان جایزه دهید:لزوما جایزه نباید خریدنی باشد.جایزه شما میتواند تشویق خودتان،دست زدن،بشکن زدن یا انجام فعالیت مورد علاقه تان باشد.مثلا من شخصا بعد از انجام کارهایم به موسیقی مورد علاقه ام گوش میدهم .زیرا به موسیقی علاقه زیادی دارم.به همین سادگی!با این کار فعالیت مورد نظر را برای مغز لذت بخش می کنید و چون مغز با هربار انجام آن جایزه میگیرد برای دفعات بعدی بیشتر ترغیب به انجام آن می شود

یک خطای بزرگ در مطالعه کتاب:

بسیاری از افراد دچار خطای بزرگی در فرآیند یادگیری و مطالعه میشوند به نام «انباشت اطلاعات».فرض کنید من در حال مطالعه کتابی در زمینه موفقیت و رشد فردی هستم.یکروز که در خیابان در حال قدم زدن هستم ،چشمم به کتاب دیگری در همین زمینه میفتد که عنوان جالبی هم دارد.مثلا «بیندیشید و ثروتمند شوید».وقتی کتاب را باز میکنم و نگاهی به مفاهیم آن میندازم به آن علاقه مند شده و خریداری میکنم.و در حالیکه هنوز کتاب قبلی را تمام نکرده ام به سراغ کتاب جدیدم میروم.این روند چندبار دیگر تکرار میشود و بعد از مدتی ما با دو مشکل مواجه میشویم:۱-ده ها کتاب که احتمالا هیچکدام را تا آخر نخوانده ایم ۲-کلی مطلب که در ذهن ما انباشه شده و هیچکدام را در عمل به کار نبرده ایم و دچار یک سردرگمی شده ایم.اگر میپرسید راهکار چیست تا در این دام نیفتیم،راهکار این است که یک کتاب را تا انتها خوانده ،از آن نکته برداری کنیم و مطالب آنرا در زندگی پیاده کرده و وقتی در آن تا حد خوبی مهارت پیدا کردیم به سراغ کتاب و مطالب بعدی برویم.هیچکس ما را با مطالبی که در ذهن داریم نمی سنجد بلکه ما را با مهارت ها و شایستگی هایمان می سنجند.

*نکته تکمیلی:

با اینکه انباشت اطلاعات یک خطای بزرگ آموزشی است،اما انباشت کتابها در قفسه کتاب اصلا اشتباه نیست!خیلی از افراد نگران کتابهای داخل قفسه کتابهایشان هستند در حالی که وجود کتابها در قفسه کتاب یک احساس منفی محرک به ما میدهد و مثل زنگ هشدار در ذهن ما صدا میکند که حواسمان به کتابهای خوانده نشده باشد.بنابراین انگیزه ای میشود برای اینکه سریعتر کتاب فعلی را خوانده و روی آن کار کرده و سراغ کتاب بعدی برویم.البته اینکه فقط کتاب بخرید و هیچگاه آنها را نخوانید هم حرکتی غیر منطقی است.اما اگر مطالعه مستمر دارید و مطالعه جزوی از زندگی شما است، وجود کتاب های خوانده نشده در قفسه کتاب هایتان نباید شما را نگران کند.

در انتها مقاله را با این جمله به پایان میرسانیم:«افراد متوسط صفحه تلویزیونشان بزرگ است اما افراد بزرگ و موفق قفسه کتابهایشان بزرگ است».شما میخواهید جزو کدام گروه باشید؟

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X