6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت دوم)

خب وقتشه قسمت دوم مقاله را با مهمترین مؤلفه احساس شادی و خوشبختی یعنی “داشتن روابط سالم” شروع کنیم. اگر هنوز قسمت اول مقاله را نخوانده‌اید، کلیک کنید

4-رابطه های خوب بسازید و با عزیزان خود ارتباط بگیرید:

.از سالها پیش انسانها در پی آن بوده اند که رمز و راز سعادتمندی و خوشبختی را کشف کنند و دریابند که واقعاً چه عواملی باعث می شود یک انسان روحیه ای شاد و مثبت را به صورت میانگین در سراسر زندگی تجربه کند و انسانی دیگر غرق در مسائل و بیماریهای روانی از جمله افسردگی و مشکلات رفتاری شود.این جست و جوها و تحقیقات از هزاران سال پیش تا به امروز ادامه داشته است. اپیکور که چیزی حدود 270 سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد، جزء اولین فیلسوفانی بود که در رابطه با سعادت و خوشبختی صحبت کرد. او مطالب مختلفی را در مورد اینکه چه چیز‌هایی ما را از خوشبختی دور و چه عناصری می‌تواند ما را به خوشبختی برساند عنوان کرده است و سبک زندگی خود را نیز به همان سمت هدایت کرد و واقعا مکتبی را ارائه کرد که خوشبخت زیست و توانست آن را به درستی آموزش دهد.اولین دسته از نیازهای بشر که اپیکور توجه به آنرا از عوامل بسیار مؤثر در داشتن روحیه مثبت و شادکامی عنوان کرد،داشتن روابط عاطفی و جنسی سالم با شریک عشقی و روابط دوستانه و اجتماعی با دیگران در کنار سایر نیازهای بنیادی مثل خوراک،پوشاک و مسکن بود.از طرفی دکتر ویلیام گلسر از روانشناسان مطرح عصر حاضر در تئوری انتخاب خود بیان کرد:تقریباً همه افرادی که به خاطر اختلالات روانی به من مراجعه می کردند،از مسائل ارتباطی رنج می بردند!! این دو نمونه به ما ثابت می کند که سهم روابط در احساس خوشبختی انسانها در طول تاریخ همیشه به چشم خورده و نقش آن به شدت پررنگ بوده است.البته منظور ما داشتن هرگونه رابطه ای نیست . روابطی برای داشتن روحیه مثبت و شادکامی ما مهم هستند که سالم باشند و نیازهای ما را در جهت مثبت تأمین کنند.روابطی که ضد ارزش ها،علایق و اهداف ما باشند و موانعی را در سر راه خودشکوفایی ما قرار دهند به شدت مضرند.پس همانطور که رابطه خوب موجب روحیه بالای ما می شود رابطه بد هم می تواند مار را زمین بزند!!!جالب است بدانید تحقیقات نشان داده که داشتن روابط سالم نه تنها سلامت روانی برای ما به همراه دارد،بلکه روی سلامت فیزیکی ما هم تأثیر مستقیم می گذارد.

طبق سلسله تحقیقاتی که روی گروهی از بازنشستگان در آمریکا انجام شد،افرادی که بعد از بازنشستگی روابط خوبی را با دوستان و خانواده خود تجربه می کنند،طول عمر بیشتری داشته و سلامت فیزیکی بالاتری دارند زیرا استرس و فشار روحی کمتری را تجربه می کنند.حقیقتاً هم گذراندن وقت با افرادی که دوستشان دارید و در میان گذاشتن احساستتان با آنها، می تواند به شدت روحیه شما را بالا ببرد ،استرس شما را کاهش داده و حس تنهایی را از شما دور کند.پس حسابی برای بهبود روابط خود وقت بگذارید.

در اینجا می خواهیم به یکی از تکنیک ها و روش های بسیار کارآمد برای بهبود روابط با افراد مهم زندگیمان اشاره کنیم  نام این روش ،قانون وقت کیفی است.این قانون توسط پروفسور جان گاتمن محقق و مؤلف بزرگ و شهیر در زمینه روابط عاطفی و زناشویی طراحی شده است .اما این قانون علاوه بر روابط زناشویی در ارتباطات اجتماعی و دوستانه نیز می تواند به کار برده شود. هدف این روش بهبود صمیمیت بین دو فردی می باشد که وقت کیفی را باهم گذرانده و لحظات خوشی را با هم سپری می کنند. برای اینکه این تکنیک به درستی اجرا شده و مؤثر واقع گردد، باید به طور دقیق به روش زیر اجرا شود و کاملاً از این قوانین پیروی کند:

1-به صورت روزانه یا هفتگی زمان خاصی را باید برای دیدار و گذراندن وقت با فردی که میخواهیم صمیمیت خود را با او افزایش دهیم، در نظر بگیریم و با فرد مورد نظر قرار ملاقاتی بگذارید

 2- این دیدار باید به صورت دو نفره و بدون حضور شخص سوم صورت بگیرد

3-در طی این زمان می بایست با فرد دوم مشغول انجام فعالیتی شوید که هر دو شما از آن لذت ببرید. استفاده کردن از تلفن همراه یا هر وسیله دیگری که توجه شما را به سمت خودش جلب کند، در طول این زمان ممنوع است.

4-درمورد همسر شما، رابطه جنسی نمیتواند فعالیتی باشد که زمان کیفی شما را پر کند زیرا این فعالیت برای ارضای نیاز دیگری است و با وقت کیفی تفاوت دارد. سینما رفتن نیز نمی تواند وقت کیفی به شمار بیاید زیرا در طول تماشای فیلم توجه هر دو شما به چیز دیگری است و فرصتی برای ارتباط گرفتن با یکدیگر پیدا نمی کنید.به طور دقیق تر اگر بخواهم بگویم،فعالیتی که انجام می دهید باید به نحوی باشد که در صورت نبود فرد دوم، آن فعالیت متوقف شود.بازی های دو نفره در صورتی که هردوی شما انرا دوست داشته باشید،می توانند گزینه مناسبی باشند

5-هدف این قانون فقط و فقط خوش گذرانی و لذت دو طرفه است . بنابراین در طول این قرار، هرگز از اختلافات خود صحبت نکنید و به جای ان درباره موارد مثبت صحبت کنید .مثلاً  به همسر خود بگویید وقتی موهایش را باز میکند شما بیشتر دوست دارید یا وقتی عاشقانه به حرف ها و درد دلهای شما گوش می دهد شما در کنارش احساس آرامش می کنید و یا از خاطرات شیرینی که در گذشته باهم داشتید صحبت کنید .سپس از او بخواهید نظرش را درباره نقاط مثبت رابطه با شما در میان بگذارد.

هشدار: در صورتی که رابطه شما با فرد مقابل به شدت آسیب دیده باشد، وقت کیفی می تواند اوضاع را برای شما بدتر کند .بنابراین در صورتی که با همسر خود اختلافی عمیق دارید، حتماً به یک زوج درمانگر مراجعه کنید

5-در لحظه زندگی کنید و ذهن آگاه باشید:

علی که پس از تحمل مدتها چالش اقتصادی و شغلی حسابی از لحاظ ذهنی خسته و درمانده شده است، تصمیم می گیرد با خانواده خود به سفری کوتاه رفته تا خستگی در کند و با انرژی بازیافته ای به زندگی روزانه اش برگردد.او همراه خانواده بار سفر را بسته و راهی شمال ایران  می شود.در جاده کوه های پر درخت در سمت چپ و شالیزارهای سرسبز در سمت راست جاده هر چشمی را به خود خیره می کنند. مه روی کوه ها را گرفته و نسیم خنکی از پنجره ماشین به صورت خورده و انرا نوازش می دهد و بوی خوش برنج به مشام می رسد و انسان را سرمست می کند. همه این زیبایی ها به تنهایی ذهن را رها کرده و خستگی را به در می برد اما…. متأسفانه علی همه این لذت ها و زیبایی ها را از دست می دهد.زیرا با این وجود که جسم او در جاده ای به این سرسبزی در حرکت است و میان این همه زیبایی قرار گرفته، ذهن او هنوز غرق مسائلی است که یک ماه قبل با آنها دست و پنجه نرم می کرده است. او دائم در ذهن خود از زمین و زمان شکایت می کند و بعد نگرانی هایی درباره اینده را با خود مرور می کند:”ای وای حالا اگه بازم مجبور باشم زیر بار قرض و بدهی برم چی؟؟”

تجربه نگرانی و استرس موضوعی طبیعی است اما درگیر شدن با آنها و نشخوار کردن آنها در ذهن کاری است بیهوده. چرا که علی در آن لحظه هیچ کاری برای رفع مسائل و مشکلاتش نمی تواند انجام دهد و او نه تنها با مرور کردن این افکار رفته رفته حال خودش را بدتر می کند، بلکه زییایی های طبیعت اطرافش را نیز از دست می دهد.طبیعتی که به خاطر آن این همه راه را پیموده است!!!

حقیقت ماجرا اینجاست که علی تنها نقش یک نماینده از بین ما را در این داستان دارد!!!و این داستان در اصل آینه ای است در مقابل چشم بسیاری از ما که حقیقت خود را ببینیم. همه ما می دانیم که زندگی تنها در همین لحظه است که جریان دارد و گذشته ها گذشته و آینده تنها یک احتمال است.اما با این وجود بسیاری از ما هنگامی که در کوچه و خیابان قدم میزنیم یا حتی وقتی که در سر میز کار خود در حال انجام فعالیت های جدی هستیم ،یا در ذهن خود به گذشته فکر می کنیم یا به نگرانی هایی درباره آینده می پردازیم. غافل ار اینکه ذهن خود را درگیر مواردی کرده ایم که هیچ کنترلی روی آنها نداریم.واقعاً چه کسی تا به حال توانسته ) در )در کتاب “قدرت لحظه حال ” می گوید:”تمامی احساسات Eckhart tolleگذشته خود را تغییر دهد یا آِینده را به طور دقیق پیش بینی کند؟ آقای اکهارت تول (

منفی ما حاصل انباشت تفکرات ما در زمان های مختلف و انکار لحظه حال است. احساس ناراحتی،اضطراب،تنش،استرس،نگرانی و تمامی ترس های ما به خاطر غرق شدن در آینده و از دست دادن لحظه حال است. و همچنین احساس گناه،حسرت،شکایت،ناراحتی،تلخی و تمامی نابخشودگی های ما به خاطر غرق شدن در گذشته و فراموش کردن لحظه حال است”

پس لحظه حال را از دست ندهید زیرا حقیقت زندگی تنها همین لحظه است.بله!همین لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید تنها واقعیت زندگی شماست . پس هنگام مطالعه مقاله سعی کنید تمامی تمرکز خود را روی مطالعه بگذارید.هر فکری از ذهن شما گذشت،شما نیز ساده از آن بگذریدو درگیر آن نشوید.البته اگر با این وجود باز هم چندباری تمرکز خود را از دست دادید اصلاً خود را سرزنش نکنید .فقط هر گاه فکری توجه شما را جلب کرد سریع به خودتان بیایید و دوباره توجه خود را روی متن مقاله متمرکز کنید

عجله نکنید و به خودتان فشار بیش از حد نیاورید. زیرا قدرت تمرکز  و حضور در لحظه حال، نیاز به تمرین و کسب مهارتی به نام ذهن آگاهی دارد که به مرور زمان و با تمرین مستمر به دست  می آید. تمرینات ذهن آگاهی در واقع همان تمرینات مدیتیشن هستند. البته منظور از مدیتیشن این نیست که چند دقیقه تمرکز کنید و بعد مثل مرتاض ها از زمین جدا شوید!!! تمرینات ذهن آگاهی که در روانشناسی اکت به آنها پرداخته می شود اتفاقاً تمریناتی ساده هستند. البته انجام دادن آنها مخصوصاً در اوابل راه چندان هم آسان نیست و حتماً کمی ما را به چالش خواهند کشاند.در ادامه دو نمونه از این تمرینات را برای شما آورده ایم.یک ویژگی مشترک که بین همه این تمرینات وجود دارد، این است که ما به یک جریان یا اتفاقی که در همین لحظه در حال رخ دادن است توجه کنیم.

1) چهار زانو روی زمین نشسته ،کمر را صاف کنید،چشمان خود را بسته ، بدن خود را ریلکس کنید. حالا به جریان تنفس خود توجه کنید.تنها چیزی که باید به آن در این لحظه توجه کنید، دم و بازدم شماست. جریان هوایی را که به ریه های شما رفته در ذهن خود دنبال کنید و سپس مسیر خرج هوای بازدم را در ذهن خود مجسم کنید. هر گاه ذهن شما منحرف شد دوباره برگردید و این تمرین را ادامه دهید.

2) به اطراف خود نگاه کنید و سعی کنید همه چیز را به همان شکل و شمایل که هست با جزییات به خاطر بسپارید. سپس چشمانتان را ببندید و هر آنچه به خاطر سپردید را  در ذهن خود مجسم کنید

تکرار همین تمرینات ساده به مرور زمان می تواند ذهن شما را به حضور در لحظه عادت دهد.توجه داشته باشید که برای فراگیری این مهارت به برنامه ای مدون و تمرینات درست نیاز دارید. در بسته جامع آموزشی مدیتیشن مهدی حکیمی هرآنچه برای تمرین و یادگیری این مهارت لازم است را می توانید فرا بگیرید

لینک محصول مدیتیشن

6-روزانه حد اقل یک کار که به آن علاقه دارید را انجام دهید

در روانشناسی مفهومی وجود دارد به نام(( احیا پذیری)).احیا پذیری نوعی انرژی است که کمک می کند،در شرایط دشوار زندگی دوام بیاوریم .به زبانی دیگر،احیاپذیری سوخت مورد نیاز ما برای مواجهه با چالش های زندگی است . انرژی احیاپذیری مثل یک سد در درون ما می ماند. هریک از ما یک چنین سدی در درون خود داریم و با هر عملی که در طول روز انجام میدهیم یا این سد را کمی پر می کنیم یا از آن خالی می کنیم. برای اینکه بتوانیم زندگی غنی و پرباری را انجام دهیم ، لازم است تلاش کنیم سدمان را همیشه پر نگه داریم. زیرا هربار که ما با چالش یا شرایط دشواری در زندگی رو به رو می شویم، متناسب با میزان فشار و سختی، دریچه سد باز شده و آب آن تخلیه می شود.هرچه چالش بزرگتر باشد آب بیشتری هم از سد ما خالی می شود.و تلخی ماجرا زمانی نمایان می شود که سد ما خالی و خشک شود زیرا آن زمان است که به افسردگی یا فرسودگی(همان افسردگی در محیط کار.یعنی آنقدر کار کنی که دیگر توانی برای ادامه کار نداشته باشی) دچار می شویم.حالتی که در آن نسبت به همه چیز بی تفاوت و بی انگیزه می شویم. دچار دل مردگی، بی قراری و ناکامی می شوی و به چنان موجود سختی تبدیل می شوی که نه خود و نه دیگران به راحتی با تو کنار نخواهند آمد

حالا چگونه این سد را دائماً پر کنیم؟پاسخ ساده است: هر روز حداقل یک کاری را انجام بده که از آن لذت می بری .بعد می بینی که دریاچه پشت سد دائم در حال پر شدن است. به نظر هم کار ساده ای می آید و حقیقتاً هم همینطور است اما با وجود اینکه ساده است، اصلاً آسان نیست. سادگی با آسان بودن تفاوت دارد. دلیلش هم این است که بسیاری از ما آنقدر خود را درگیر روزمرگی ها و مشغله های فکری خود کرده ایم که خیلی اوقات خود را فراموش می کنیم. فراموش می کنیم که ما هم به عنوان یک انسان نیاز اساسی به تفریح و لذت داریم. برای اثبات این موضوع کاغذ و قلمی بردار و این آزمون را انجام بده:

لطفاً نام بیست فعالیتی را که دوست داری آنها را انجام بدهی، بنویس . هر چیزی دوست داری بنویس مشروط به اینکه واقعاً دوستش داشته باشی. اگر مثل اکثر افراد باشی معمولاً بیش از 10 مورد نمی توانی بنویسی و این بسیار تأسف بار است.زیرا ما در زندگی مدرن امروز ابزار و امکانات بسیاری در اختیار داریم تا به واسطه آن بتوانیم از زندگی لذت ببریم اما به سختی می توانیم مواردی را پیدا کنیم که انجام دادنشان برایمان لذت بخش باشد. اگر میخواهید فرد احیاپذیری باشید باید بتوانید موارد بیشتری به لیست خود اضافه کنید و آنرا به 20 عدد برسانید. بعد از اینکه لیستتان کامل شد به این فکر کنید که هفته گذشته چندتا از این موارد را انجام دادید؟ جلوی هر کدام که انجامش دادید یک تیک بزنید.هر چه تعداد کارهای بیشتری را تیک بزنید حال بهتری خواهید داشت و انرژی احیاپذیری بیشتری برای خود ذخیره خواهید کرد.بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیر روزانه حداقل یکی از این موارد را انجام بدهی.

شاید برای شما این سئوال پیش بیاید که در لیست خود چه مواردی می توانید بنویسید. خب در حقیقت کارهایی که شما برای احیاپذیری انجام می دهید دو دسته می شوند: کارهایی که انجام دادنشان مستقیماً به شما حس لذت می بخشد و دسته دوم کارهایی است که انجام دادنشان هیچ لذتی برای شما ندارد اما به انجام رساندن آنها حس غرور با ارزشی  به شما می دهد چون حس می کنید قدمی به جلو برداشته و کاری را که باید انجام می دادید به مرحله عمل رسانده اید.مثل گردگیری و شستن دستشویی که احتمالا لذتی به شما نمی دهد اما حس حاصل از به انجام رساندن آن بسیار با ارزش است. زندگی هر روز توان احیاپذیری تو را به چالش می کشد بنابراین هر روز باید انرژی احیاپذیری خود را شارژ کنید. برای اینکه مطمئن شوید در مسیر درست احیاپذیری قرار دارید یا خیر هر شب قبل از رفتن به تخت خواب این دو سئوال را جواب بده: ((آیا امروز کاری مفرح انجام دادم؟)) و دوم اینکه: (( آیا امروز کاری را به سرانجام رساندم؟)) .حداقل باید پاسخ شما به یکی از این سئوالات مثبت باشد. اگر پاسخ شما به هر دوی آنها مثبت باشد خوب است اما سعی کنید تعداد این کارهایی را که روزانه انجام می دهید بالا ببرید.

6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت اول)

داشتن روحیه واحساسات مثبت یکی از مهمترین شاخصه هایی است که زندگی مارو مستقیماً تحت تأثیر خودش قرار میده.برای هیچکس پوشیده نیست که  هر روز از لحظه بیدار شدن از خواب تا پایان شب کیفیت انجام امور ما به شدت به حوصله و وضعیت احساسی ما بستگی داره.وقتی حوصله نداشته باشیم اونطور که باید نمیتونیم برای فرزندمون،همسرمون یا سایر اعضای خانوادمون وقت بذاریم. وقتی روحیه نداریم در محل کار دایم تمرکزمون رو از دست میدیم،دچار سردرگمی میشیم و همین کافیه تا میزان کارآمدی ما افت کنه و همین سطح رضایت مدیرمون رو هم پایین بیاره….

علاوه بر اینها داشتن روحیه مثبت روی سلامت فکری و سلامت ما هم اثر میذاره و همین اهمیت این ماجرا رو دو چندان می کنه پس اهمیت داشتن روحیه بالا برای هیچ یک از ما پوشیده نیست  و در کنار همه این موارد منطقی و استدلال ها،همه ما دوست داریم تا جایی که ممکنه حالمون خوب باشه و اصلاً هر تلاشی که در زندگی می کنیم در نهایت برای به دست آوردن حس شادی و لذت بیشتر است

 پس حالا که به اهمیت موضوع واقف هستیم بریم ببینیم که در دنیای پیچیده امروزه با وجود همه مشغله های فکری و دغدغه هایی که در زندگی روزمره مون باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم،با کار کردن روی چه مواردی می تونیم روحیه خودمون رو به صورت روزانه شارژ نگه داریم و با تمرین و استمرار در این زمینه به مرور زمان به یک استاد تبدیل شویم.

1-مثبت اندیشی:

یک لحظه صبر کنید! احتمالاً شما با دیدن کلمه” مثبت اندیشی”این فکر به ذهنتون خطور کرده باشه که:”ای بابا بازم از این حرفای تکراری و انگیزشی بی پایه و اساس.ولمون کن بابا”!!!بله منم با شما موافقم .این کلمه  متاسفانه خیلی بازیچه دست متن ها و سخنرانی های غیر تخصصی شده و مثبت اندیشی ای که بسیاری از این افراد غیر متخصص مارو به انجام اون دعوت می کنند، نوعی مثبت اندیشی احمقانه و افسانه ای است.”البته این امر هم طبیعی است و در هر حوزه یا تخصصی ممکنه اتفاق بیفته و بعضی مفاهیم یا خوب برای جامعه تفهیم نشه یا وسیله ای برای سو استفاده برخی افراد بشه  اما با وجود همه اینها هیچ چیز نمیتونه از ارزش و اهمیت مثبت اندیشی علمی و واقعی کم کنه. مثبت اندیشی ای که ما درباره آن صحبت می کنیم،انکار واقعیت های منفی زندگی نیست بلکه مفهوم واقعی مثبت اندیشی  پذیرش موارد منفی و در عوض پرداختن و توجه به جنبه های مثبت رویدادهای زندگی ماست .ما باید یاد بگیریم هیچ اتفاقی توی زندگی کاملا منفی یا کاملاً مثبت نیست. هر چیزی در زندگی هم نیمه تاریک داره هم نیمه روشن.مثبت اندیشی واقعی این نیست که بگیم ((نه!همه چی خوبه!کی گفته اوضاع بده!)) .نه اصلاً منظور ما این نیست. بلکه منظور از مثبت اندیشی برداشتن توجه از روی نقاط منفی و پرداختن به نکات مثبت است.اتفاقاً داستان جالبی هم در این مورد وجود دارد که درک این موضوع رو برایمان راحت تر می کند:

روزی حضرت مسیح(ع) با دوستان و همراهانش از جنگلی عبور می کردند و مشغول صحبت بودند که در همین حین به جنازه یک الاغ برخورد کردند که به نظر می رسید روزها از مرگش گذشته است چرا که به شدت بوی تعفن میداد و دور و برش پر از حشرات موزی شده بود . هر یک از یاران با دیدن خر شروع به توصیف آن کردند .یکی گفت((اه،چقدر زشت و کریح!!)) دیگری گفت:((چه بودی گندی میدهد)) نفر سوم گفت ((چقدر هم آلوده است.)).در همین حین که دوستان هر یک  توصیف منفی می کردند.حضرت عیسی به خر نگاهی انداخت و گفت:((اما دندان های سفیدی دارد!!))

این داستان به ما یاد می دهد که حتی در دل زشت ترین و کریح ترین چیزها هم میتوان به دنبال زیبایی ها و نکات مثبت گشت.ما با مثبت اندیشی تمرین می کنیم تا به جای حرص خوردن به خاطر نقاط منفی ای که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، به نکات مثبت بپردازیم و از  آنها به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی خود استفاده کنیم

به طور مثال بالا رفتن قیمت دلار اصلاً اتفاق خوبی نیست و ممکن است  کسب و کار ما را در چالش بیاندازد اما شاید فرصتی باشد تا کسب و کار خود را به خارج از مرزهای ایران گسترش بدهید و به واسطه درآمد دلاری سود خود را بالا ببرید.بنابراین شما می توانید به جای حسرت و تأسف خوردن به خاطر قیمت بالای دلار تمرکزتان را روی فرصت هایی که این رویداد ایجاد کرده بگذارید و از آنها برای یک برنامه ریزی جدید جهت رشد و ارتقا کسب و کارتان استفاده کنید. به همین صورت برای رویداد های مختلف زندگی این مهارتو تمرین کنید تا در اجرای آن قوی شوید. البته با داستان ها و جملات منفی ای که ذهنتون می سازه نجنگید زیرا توجه زیاد به مخاطرات و احتمالات منفی ویژگی ذاتی مغز ماست! پس فقط سعی کنید با تکنیکی که در عنوان شماره دوم مطرحش می کنیم اثر اونها رو کمتر کنید و سپس بنشینید و به نکات مثبت و فرصت هایی که می تواند در دل رویداد زندگیتان وجود داشته باشد بیاندیشید.

2-حساب افکار خود را از واقعیت های زندگیتان جدا کنید:

همه ما بدگویی هایی که ذهنمان انجام می دهد را در زندگی تجربه کرده ایم.مثلاً وقتی کاری اشتباه انجام می دهیم ذهن شروع می کند به گفتن جملاتی مثل((تو چقدر احمقی!تو واقعاً بی عرضه هستی و دست و پا چلفتی.تو چطور میخواهی موفق بشی و به خواسته هات برسی؟هان؟!!)) یا وقتی در حین تلاش برای رسیدن به اهدافتان به اولین مانع بر میخورید با خود می گویید:((هه!با خودت چی فکر کردی عزیز من؟اینجا ایرانه ها!اینجا به کسی بها نمیدن!تو این مملکت یا باید آشنا داشته باشی یا بابات پول داشته باشه!خر ما هم که از کرگی دم نداشت!پس تکلیف معلومه!)) و هزاران نمونه دیگر از این افکار و جملات که دائماً در طی روز در موقعیت های مختلف به ذهن ما می آیند و قطعاً حال ما را بد می کنند و روحیه مان را تضعیف می کنند.حالا می رسیم به اینجا که چطور می توانیم این افکار را از بین ببریم و به جای آن افکار مثبت را جایگزین کنیم؟خب حقیقت مطلب این است که ما هیچ گاه نمی توانیم افکار منفی خود را از بین ببریم و آنها همیشه به سراغ ما خواهند آمد.!!! درست بر خلاف چیزی که خیلی از کتاب های انگیزشی غیر استاندارد دنیا به ما آموخته اند شما با هیچ تکنیکی نمی توانید این افکار را سرکوب کنید و بالعکس بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه روانشناسی اکت،تلاش برای انکار یا سرکوب این افکار باعث بیشتر قدرت گرفتن آنها می شود!پس باید یاد بگیریم به جای سرکوب آنها وجود آنها را در ذهن پذیرفته و تنها با استفاده از تکنیک هایی مثل تکنیک جداسازی ،اثر آنها را کمرنگ تر کنیم. اما تکنیک جداسازی چیست و چطور انجام  می شود؟

جداسازی یعنی ما  بیاموزیم هرآنچه ذهن ما در چنین مواقعی می گوید تنها ترکیبی از یک سری کلمات و جملات است و هرانچه ذهن می گوید را لزوماً قرار نیست به عنوان واقعیت بپذیریم. فرض کنید شما در خیابان در حال قدم زدن باشید و فردی از کنار شما رد شده به شما بگوید:((احمق!)) در آن لحظه آیا شما واقعاً به یک احمق تبدیل می شوید؟؟!!مسلماً نه.قطعاً حرف آن شخص ذره ای از جایگاه و شخصیت شما کم نکرده و او تنها یک کلمه را بر زبان آورده که به تنهایی هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه ما آنرا به عنوان واقعیت خود بپذیریم و به آن معنا بدهیم. دقیقاً هرآنچه ذهن ما می گوید هم همین حالت را دارد و تنها یک سری کلمات است که ذهن خودش می سازد و این کلمات به خودی خود بی ارزشند مگر آنکه خودمان به آنها بها ببخشیم.تمرینات جداسازی برای جا انداختن این واقعیت برای خودمان استفاده می شود و به روش های زیر صورت می گیرد:

الآن یه جمله ای تو ذهنم داره میگه که….

هر جمله منفی که حال شما را بد می کند را به خاطر بیاورید و سپس این عبارت ها را در ابتدای آن بگذارید:((الان متوجه شدم که فکر می کنم….))،

((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه…..)).هدف از انجام این تمرین یادآوری این موضوعه که جملات ذهن تنها یکسری ترکیب کلماته و بس.

مثلاً جمله ((من احمق هستم)) را اینگونه بیان کنید:((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه من احمقم!))

این افکار را به صورت موزیکال با خود بخوانید:

یک ملودی شاد و خاطره انگیز را که دوستش دارید انتخاب کرده (مثل آهنگ”تولد مبارک”) و جملات منفی خود را در قالب آن ملودی بخوانید: مثلاً

همین الآن این جملات را در قالب این ملودی بخوانید:     من آدم کودن و احمقی هستم          من اصلاً نمیتونم موفق بشم تو کارم

3- نامگذاری روی داستان هایی که ذهن می سازد:

حرفایی که ذهن ما می گوید تنها داستان هستند و بس و شما با نامگذاری روی داستانهای تکراری که ذهن شما می سازد می توانید هربار که به ذهنتان امدند، این واقعیت را به خود یادآور شوید که اینها فقط یه سری داستان هستند.مثلاً این همان داستان همیشگی “من احمق” است یا :”آهان این همون داستان تکراری من شکست می خورم است”.

افکار را با صداهای احمقانه تکرار کنید:

همه ما در دوران کودکی کلی خاطره جالب از کارتون ها و شخصیت های کارتونی داریم و مسلماً هریک از ما به یک یا چند تن از این شخصیت ها علاقه زیادی داشتیم.حالا وقتشه از صدای این شخصیت ها به نفع خودمان در زندگی روزمره استفاده کنیم.مثلاً صدای میکی موس را به خاطر بیاورید و با همان صدا جمله های “من شکست میخورم” یا “من دست و پا چلفتی هستم” را تکرار کنید. با احمقانه به نظر رسیدن این جملات اثر منفی انها به شدت افت خواهد کرد

البته در به کار بردن این تمرینات سه نکته را رعایت کنید:1-روشی را انتخاب کنید که برای شما بهتر جواب می دهد 2-اصلاً انتظار نداشته باشید پس از انجام این تمرینات فوراً اثر منفی افکار از بین برود بلکه هدف از انجام آنها جدی نگرفتن افکار و صلح کردن با آنهاست 3-تنها تمرین مستمر  و منظم این تکنیک می تواند در نهایت برای شما حاصلی به همراه داشته باشد وگرنه جمع کردن یکسری اطلاعات به تنهایی ارزشی برای شما نخواهد داشت

3-به اندازه کافی بخوابید:

یکی دیگر از باورهای غلطی که در ارتباط با موفقیت وجود دارد این است که:((افراد موفق کم می خوابند و بیشتر تلاش می کنند)) و عیناً همین را در فیلم ها هم دیدیم که افراد موفق 24 ساعته در حال تلاشند.اما این موضوع فقط به درد همان فیلم ها می خورد چرا که با واقعیت انطباقی ندارد! دوست عزیز ما انسانیم و درست مثل تلفن همراه شما که اگر شارژش تمام شود، کارایی اش را از دست می دهد، ما نیز لازم داریم تا کاملاً در طول روز شارژ باشیم تا کارآمدی خود را از دست ندهیم. ما نیاز داریم در هر چرخه 24 ساعته حداقل 7 ساعت استراحت کنیم پس اگر علاوه بر سلامت،کیفیت فعالیت های روزانتان برای شما مهم است به هیچ وجه از اهمیت خواب کامل غافل نشوید.البته که پر خوابی هم از سوی دیگر باعث کسل شدن ما در طول روز و به خطر افتادن سلامتمان  می شود.پس دقت داشته باشید که برای داشتن روز با کیفیت، ساعت مشخصی را برای خوابیدن و بیدار شدن از خواب برای خود در نظر بگیرید.لطفاً به هیچ عنوان با خواب خود شوخی نکنید!!!

خواب روی قدرت اراده ، تصمیم گیری، تمرکز و در نهایت میزان بازدهی ما تاًثیر مستقیم می گذارد.پس برای تنظیم برنامه خوابتان همین الان تصمیم گیری کنید و با رعایت این نکات کیفیت خواب خود را بهبود ببخشید:

1-برای استفاده از تکنولوژی محدودیت قائل شوید:

غرق شدن در دنیای مجازی با وجود  اپلیکیشن ها و رسانه های اجتماعی مثل اینستاگرام اتفاق تلخی است که این روزها برای اکثر ما انسانها ممکن است اتفاق بیفتد.اعتیاد به دنیای مجازی مثل هر اعتیادی دیگر آسیب های روانی و جسمانی خودش را دارد که یکی از این آسیب ها به هم ریختن خواب ماست.متأسفانه بسیاری از هموطنان ما در طی شب گوشی به دست در تخت خواب خود دراز میکشند و زمانی که مختص به خواب آنهاست را صرف وب گردی و رسانه های اجتماعی می کنند. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود زیرا نور آبی که از صفحه تلفن همراه شما به چشمتان میخورد باعث می شود مغز شما فریب خورده و تصور کند هنوز روز است و همین مانع ترشح هورمون خواب(ملاتونین)می شود و در خواب ما اختلال ایجاد میکند.پس توصیه می شود حتماً یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کرده و مغز خود را برای یک خواب آرام آزاد بگذارید

2-تغذیه مناسب:

صرف وعده های غذایی در زمان مناسب یکی از کلیدی ترین نکته هایی است که روی خواب ما تأتیر می گذارد.خوردن شام دیر هنگام، مصرف نوشیدنی های کافیین دار مثل: چای سبز و سیاه،قهوه و یا شکلات می تواند در خواب ما اختلال ایجاد کند.مهم است که بدانید اثر کافیین چیزی بیشتر از 7 ساعت در بدن ما  باقی می ماند پس حتماً برای خوراک خود برنامه ریزی داشته باشید و در صورت نیاز از مشاوران تغذیه کمک بگیرید

3-مکان مناسبی برای خواب انتخاب کنید:

اتاق خواب باید راحت، تاریک مطلق، بی سر و صدا و با دمای معتدل نه سرد و نه گرم باشد.
تاریکی به دلیل ترشح هورمون ملاتونین خواب نقش مهمی در خواب دارد. حتی می‌توانیم از چشم‌بندهای مخصوص خواب استفاده کنیم تا اختلالی در ترشح هورمون ملاتونین به وجود نیاید. 


اگر احساس سرما یا گرما داریم، بلند شویم لباس مناسب و راحت بپوشیم. دمای سیستم گرمایشی اتاق را تنظیم کنیم. اگر سر و صدا نیست پنجره اتاق را باز بگذاریم تا هوای تازه جریان پیدا کند.


اگر سرو صدا باعث بی خوابی ما می شود، می توانیم گوشی در گوش خود بگذاریم. می‌توانیم از موسیقی‌های بی‌کلام مخصوص خواب استفاده کنیم که امواج مغزی را کنترل می‌کنند.


حواسمان باشد الان که بی‌خوابی به سرمان زده است، به جای اعصاب خورد کردن خود که من الان باید بخوابم چون صبح کلی کار روی سرم ریخته ببینیم چه چیزهایی تحت کنترل ما است! فراهم کردن یک محیط مناسب برای خواب کاملا در دست خودمان است….!

برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه مدیریت خواب وانرژی روزانه می توانید کتاب صبح رویایی به قلم مهدی حکیمی را تهیه کنید:

در این مقاله به دو فاکتور بسیار مهم روانی و یک فاکتور جسمی تعیین کننده اشاره شد.برای اثبات تک تک این موارد سالها زحمت و تلاش و تحقیقات صورت گرفته است بنابراین با جدی گرفتن انها و تمرین مستمر و البته کسب اطلاعات بیشتر درباره انها به خودتان لطف کنید و کیفیت زندگی خود را ارتقاء ببخشید. شما محکوم به رنج کشیدن نیستید مگر اینکه خودتان اینطور فکر کنید.

این مقاله به پایان نرسیده و برای خواندن بخش دوم آن کلیک کنید

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X