وبلاگ

باورهای ثروت‌ساز (قسمت اول)

آنچه در این مقاله در مورد باورهای ثروت‌ساز خواهید خواند:

باورهای ثروت‌ساز چیست؟ شاید عجیب به نظر برسد، اما ثروتمندان باورهای درستی در مورد پول و امور مالی دارند که باعث می‌شود به فعالیت‌های آنها جهت بدهد و در نهایت باعث موفقیت و جریان ثروت در زندگی آن‌ها شود.

 با مطالعه مقاله “چرا هر چی کار می کنم و زحمت میکشم ،پولدار نمیشم؟” می‌توان فهمید که تلاش زیاد، الزاما منجر به ثروتمندی نمی‌شود. باورهای درست در کنار اقدام، باعث ثروتمندی می‌شود.

هر عملی که موجب ثروتمند شدن می‌شود، از یک فکر ثروتمندانه سرچشمه گرفته است. در ادامه به معرفی این باورهای ثروت‌ساز می‌پردازیم:

باورهای ثروت‌ساز ، خودم زندگی‌ام را می‌سازم

یکی از باورهای ثروت‌ساز این است که ثروتمندان باور دارند که سکاندار کشتی زندگی مالی خود هستند. برای رسیدن به ثروت، داشتن این عقیده بسیار حیاتی است. باید باور داشته باشید، تنها کسی که می‌تواند برای شما موفقیت بسازد، خود شما هستید. همه چیز بستگی به خودتان دارد.

اگر این گونه فکر نمی‌کنید، پس معتقدید در کنترل امور مالی‌تان نقشی ندارید. پس نقش قربانی را بازی خواهید کرد. دقت کنید شما قربانی نیستید بلکه به خاطر ناآگاهی، نقش قربانی را بازی می‌کنید. افرادی که نقش قربانی را بازی می‌کنند، این خصوصیات را از خود بروز می‌دهند.

از دیگر باورهای ثروت‌ساز دیگران را مقصر می‌دانند

این افراد در پاسخ به سوال ” چرا ثروتمند نیستی” تقصیر را به گردن افراد دیگر می‌اندازند. آنها اوضاع اقتصادی، بورس، نوع شغل، مدیر بالادست، شریک تجاری و… را مقصر می‌دانند؛ بدون این که هیچ وقت خود را مسئول شرایط خود بدانند.

کارهای خود را توجیه می‌کنند

آنها خود را با جملاتی نظیر “پول که مهم نیست” توجیه می‌کنند و آن را منطقی جلوه می‌دهند. یک سوال اگر بگویید دوست من برایم مهم نیست آیا پیش شما می‌ماند؟ البته که نه . پول هم همین طور است. این باور فاجعه‌آمیز سرمنشا مشکلات مالی است.

شکایت می‌کنند و غر می‌زنند

شکایت بدترین کاری است که علیه سلامتی و البته ثروت خود انجام می‌دهید. در واقع با شکایت، تمرکز خود را بر روی مشکلات برده و مقدار بیشتری از آن را به زندگی خود جذب می‌کنید. با شکایت مشکلات بیشتری را به خود جذب می‌کنید.

افراد ثروتمند برای بردن بازی می‌کنند

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد ثروتمند، هدف واقعی خود را افزایش پول و ثروت، قرار می‌دهند نه تامین مخارج خود. در یک بازی اگر مدام دفاع کنید، هرگز نمی‌توانید برنده شوید. اگر هدف شما تنها امنیت و بقا باشد، نمی‌توانید ثروت به دست بیاورید. همیشه آن مقداری را خواهید داشت که کفاف مخارجتان را بدهد.

تعهد به ثروتمندی

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز تعهد به ثروتمند شدن است. خیلی‌ها آرزوی ثروتمندی دارند، ولی برای آن هیچ اقدامی نمی‌کنند. نتیجه آن است که ثروتمندی در حد آرزو می‌ماند. تعهد به ثروتمندی، به این معناست که ابتدا بدانیم چه می‌خواهیم سپس برای آن هدفگذاری کرده و شروع به اقدام کنیم. در مراحل بعدی موانعی پدید می‌آید که فرد متعهد به هدف آن‌ها را حل کرده و به خواسته خود می‌رسد.

متعهد بودن به هدف، شامل موارد زیر است:

بدانید چه می‌خواهید

مهمترین دلیلی که یک فرد ثروتمند نمی‌شود این است که به درستی نمی‌داند چه می‌خواهد. آنها کاملا مطمئن نیستند که می‌خواهند یا نه.

 امواج سردرگم به جهان نفرستید

اگر بگویید می‌خواهم ثروتمند شوم، جهان هستی اسباب و وسایل ثروتمندی را برای شما فراهم می‌کند. سپس می‌گویید پول خیلی مهم نیست. در این صورت پیام ضد و نقیض به جهان ارسال می‌کنید و جهان نتایج دلخواه را به شما نمی‌دهد.

مراحل هدفگذاری برای باورهای ثروت‌ساز

  • ثروتمندان انتخاب می‌کنند ثروتمند باشند( آگاه به هدف خود هستند)
  • ثروتمندان تصمیم می‌گیرند که ثروتمند باشند(بقیه انتخاب‌های ضدثروت را از زندگی حذف می‌کنند)
  • ثروتمندان به هدف خود متعهد هستند( یا ثروتمند میشوم یا میمیرم)

یعنی برای موفقیت و رسیدن به هدف خود، هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهند. ریسک و تلاش می‌کنند و به هدفشان وفادار می‌مانند. اگر مایل به انجام این کارها نیستید، پس واقعا نمی‌خواهید ثروتمند شوید.

افکار بزرگ ثروتمندان

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که فراد ثروتمند افکار بزرگی دارند. همه چیز زمانی عوض می‌شود که به جای فکرهای کوچک، افکار بزرگ را در سر بپرورانید و برای آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنید.

چگونه می‌خواهید بازی کنید بزرگ یا کوچک؟ افراد کوچک از شکست خوردن و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ می‌ترسند. آن‌ها آن قدر خود را بزرگ نمی‌دانند که در زندگی افراد دیگر تاثیر بزرگی بگذارند. هر قدر به دیگران بیشتر کمک کنید، ثروت مادی و معنوی شما بیشتر می‌شود. مایلید به چند نفر کمک کنید؟

5- تمرکز افراد ثروتمند بر روی فرصت ها است

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد ثروتمند به جای موانع، فرصت‌ها را می‌بینند. به جای دیدن خسارت، رشد بالقوه را و به جای دیدن خطرها، پاداش را می‌بینند. به جای دیدن نیمه خالی لیوان، نیمه پر آن را می‌بینند.

باورهای ثروت‌ساز
تمرکز ثروتمندان بر روی فرصت‌هاست

اما در مقابل، افراد فقیر بر پایه ترس، تصمیم‌گیری می‌کنند. فکر غالب آنها این است” اگر کار نکند چه؟”. آنها اهل ریسک نیستند. بنابراین بسیاری از فرصت‌های ثروتمند شدن را این گونه از دست می‌دهند. چرا که ریسک کردن در بسیاری از موارد برای ثروتمند شدن ضروری است.

6-  افراد ثروتمند، افراد موفق را تحسین می‌کنند

این سوال را جواب دهید “چگونه می‌توانید کسی شوید که از آن بدتان می‌آید؟ “یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز تحسین افراد ثروتمند و موفق است. این گرایش، راه را برای ثروت و موفقیت شما می‌گشاید.

 نفرت از ثروتمندان قدرت و توانایی رسیدن به اهداف را از شما می‌گیرد و باعث می‌شود از ثروت دور بمانید. اگر افکار زیر را دارید باید آنها را خنثی کنید و طور دیگری بیندیشید

  1. پول کثیف است.
  2. ثروتمندان پول خود را از راه‌های نادرست بدست آورده‌اند
  3. ثروتمندان انسان‌های خوب و مهربانی نیستند.

در باورهای ثروت‌ساز، افراد ثروتمند با افراد مثبت و موفق معاشرت دارند

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد موفق با سایر ثروتمندان معاشرت کرده و از آنها انگیزه می‌گیرند. به آنها نگاه کرده و الگوبرداری می‌کنند. با خود می‌گویند اگر آنها توانسته‌اند؛ پس من هم می‌توانم. افراد ثروتمند از این که کسی قبل از آنها ثروتمند شده است، خوشحالند. آن‌ها بر این باورند که می‌توان از طرح‌های مشابه مالی آنها استفاده کنند و موفق شوند. این طرح‌ها، روش‌هایی اثبات شده هستند که می‌توانند آن‌ها را به موفقیت برسانند. پیش فرض‌های ذهنی افراد موفق را اجرا کنند. اما در صورتی که افراد فقیر هرگز از موفقیت افراد دیگر خوشحال نمی‌شوند و سعی دارند افراد را به سطح خود بکشانند.

انرژی سرایت‌پذیر است. پس بهتر است با افراد موفق و ثروتمند معاشرت کنید تا تحت تاثیر آن‌ها باشید.  

این تنها تعداد کمی از باورهای ثروت‌ساز بود برای ادامه آن پیشنهاد می‌شود ادامه مقاله را بخوانید.

همگام‌سازی امواج مغز با موسیقی

امواج باینورال(Binaural Beats) در نگاه اول شاید چیز جدیدی به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که این امواج در دهه ۱۸۰۰ میلادی کشف شدند. امواج باینورال توسط دانشمندان تایید شده است. موسیقی باینورال اولین بار توسط پزشکی به نام هنریک ویلهلم داو در سال ۱۸۳۹ کشف شدند.

موسیقی باینورال چیست؟

در این روش از طریق هدفون، دو صوت با فرکانس‌،های نزدیک به هم به مغز فرستاده می‌شود و مغز فاصله بین این دو فرکانس را پوشش می‌دهد و با آن همگام می‌شود. از این طریق می‌توان روی فرکانس‌های مغز تاثیر گذاشت.

فرض کنید صدایی با فرکانس 132 در حال پخش از گوش راست است. در حالی که صدای ارسالی به گوش چپ 121 هرتز است. مغز به جای شنیدن دو صدا با فرکانس مختلف، یک صدا با فرکانس 11 هرتزی را خواهد شنید و با آن همگام خواهد شد.

به بیانی ساده‌تر، امواج باینورال، فرمی از ارتعاشات صوتی تکرار شونده و شبیه‌سازی شده با امواج مغزی است که انسان را به سرعت در حالت مراقبه قرار می‌دهد.

جذب امواج مغزی چیست؟

جذب امواج مغزی چیست؟

هنگامی که این امواج وارد گوش‌ها می‌شود، پدیده‌ای به نام جذب امواج مغزی، اتفاق می‌افتد. در این حالت، مغز سعی می‌کند امواج خود را با موسیقی باینورال، تنظیم کند. پس از همگام‌سازی امواج مغزی با امواج باینورال، یک حالت ریلکسیشن عمیق به فرد دست خواهد داد.

قوانین ساخت اصوات باینورال

  1. فرکانس‌های ارسالی باید کمتر از 1000 هرتز باشند.
  2. تفاوت این دو فرکانس نیز باید حداکثر 100 هرتز باشد.
  3. هر صوت باید به شکل جداگانه توسط یک گوش دریافت شود.
  4. باید از هدفون مناسب استفاده شود.

امواج باینورال برای چه مواردی کاربرد دارد؟

امواج باینورال حالتی مشابه مدیتیشن؛ اما سریعتر از آن را در مغز انسان ایجاد می‌کند.  مدیتیشن، تمریناتی برای آرام‌سازی ذهن است و طبق تحقیقات باعث کاهش استرس و اضطراب، کند کردن روند پیری مغز و از دست رفتن حافظه، ارتقای سلامت عاطفی و افزایش طول توجه می‌شود. اما انجام تمرینات مدیتیشن به صورت مداوم، کار دشواری است، به همین علت است که بشر دست به دامان تکنولوژی شده است.

از امواج باینورال در موارد زیر استفاده می‌شود:

  1. کاهش اضطراب
  2. افزایش توجه و تمرکز
  3. کاهش استرس
  4. افزایش آرامش
  5. تقویت روحیه مثبت
  6. افزایش خلاقیت
  7. کمک به کاهش درد

چگونه از موسیقی‌ باینورال استفاده کنیم؟

شما با یک موسیقی باینورال مناسب و یک هدفون باکیفیت، می‌توانید از اثرات مثبت این موسیقی بهره ببرید. با جستجو در اینترنت، موسیقی باینورال زیادی خواهید یافت؛ اما لزوما همه آن‌ها به درستی ساخته نشده‌اند و یا برای کاربرد مورد نظر شما مناسب نیستند.

با توضیح این امواج و کاربردشان مشخص می‌شود کدام یک از امواج باینورال متناسب وضعیت شماست.

طول موج هر کدام از امواج مغزی

امواج باینورال در حوزه ی دلتا ( 1 تا 4 هرتز )

امواج باینورال حوزه دلتا، برای خواب عمیق و تمدد اعصاب، رهایی از درد، شفا، احیا و بازسازی کاربرد دارند.

مغز هر شب در هنگام خواب( بدون رویا) وارد امواج دلتا می‌شود. مغز در حالت دلتا به بازسازی و شفای جسمی و عاطفی می‌پردازد. سیستم ایمنی بدن را بالا می‌برد. سطح استرس را پایین می‌آورد. روند پیری را کند می‌کند. یوگی‌های پیشرفته، هنگام مراقبه عمیق به سطح دلتا وارد می‌شوند.

امواج باینورال در حوزه تتا ( 4 تا 8 هرتز )

امواج باینورال در حوزه تتا با خواب REM ، کاهش اضطراب و ریلکسیشن در ارتباط هستند. امواج باینورال حوزه تتا برای الهام، شهود، و یادآوری رویاکاربرد دارد.

ارتعاشات تتا دروازه‌‌ای به سوی ذهن ناخودآگاه است. شهود قوی، آرامش عمیق، درک فراحسی و رویای شفاف، همه و همه به این ارتعاش مرتبط است. ارتعاشات تتا، حسی رویایی و ماورای این دنیا را با خود به همراه دارد. بسیاری از هیپنوتراپ‌ها و درمانگرها، از این ارتعاش برای دسترسی به ناخودآگاه مغز و درمان مشکلات عمیق استفاده می‌کنند.

امواج باینورال در حوزه آلفا ( 8 تا 13 هرتز )

امواج باینورال در حوزه آلفا، برای افزایش آرامش، ایجاد حس خوب ، خلاقیت وکاهش اضطراب کاربرد دارند. با گوش دادن به الگوهای امواج آلفا، استرس و تنش کاهش یافته و ذهن به تعادل می‌رسد. آرامش تولید شده با این ارتعاش، همچنین به تعادل ذهن کمک می‌کند و حس شناور بودن و رهایی و تفکر معنوی به فرد می‌دهد.

برای آشنایی بیشتر با امواج آلفا مقاله چگونه از سطح آلفای مغز برای رسیدن به خواسته‌هایمان استفاده کنیم؟ را مطالعه کنید.

امواج باینورال در حوزه بتا ( 14 تا 30 هرتز )

برای افزایش تمرکز و هوشیاری، حل مساله و بهبود حافظه مفید هستد.

وقتی کاملاً بیدار و سرشار از انرژی هستیم، امواج بتا را تجربه می‌کنیم. ارتعاش بتا برای بوجود آوردن ذهنی متمرکز و تحلیگر مفید است.

امواج باینورال در حوزه گاما ( 30 تا 100 هرتز )

امواج باینورال در حوزه گاما، برای بیداری ذهنی، بالا بردن هوشیاری، عشق و هارمونی کاربرد دارد.

 دربین امواج مغزی، گاما بالاترین ارتعاش را دارد. امواجی با هارمونی بسیار بالاست. با بالارفتن این امواج در مغز، حالاتی مانند بالا رفتن هوشیاری و حتی تجارب معنوی به فرد دست می‌دهد. امواج گاما، حافظه، آگاهی و جریان‌های روانی را بالا می‌برد. این ارتعاش را غالبا یوگی‌های باتجربه و راهبان و مراقبه‌کننده‌های ماهر، را به راحتی تجربه می‌کنند.

اثبات علمی امواج صوتی بینورال

اثرات مثبت این روش را روی ذهن فرد خصوصا در مورد اضطراب، خلق و خو و عملکرد ثابت شده است. تحقیقات اندکی در این موارد انجام شده و نتایج مثبتی در برداشته است.

اثبات علمی امواج صوتی بینورال

مطالعه علمی 1:

در مطالعه اول 29 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و موسیقی باینورال در محدوده بتا برای آنها پخش شد. نتیجه این بود که روحیه منفی آن‌ها کاهش یافت، عملکرد کاری این افراد بهبود پیدا کرد. این نتایج در مقایسه با گوش دادن به باینورال در حوزه‌ی تتا و دلتا بیشتر بود. یعنی با تقویت امواج بتا در مغز افراد کاری بالایی پیدا می‌کنند.

مطالعه علمی 2:

در تحقیق دیگری که به صورت کنترل شده انجام گرفت؛ تعداد100 نفر از بین کسانی که قرار بود عمل جراحی انجام دهند، به صورت تصادفی انتخاب شد. برای آن‌ها موسیقی باینورال پخش شد و نتیجه این بود که سطح اضطراب این افراد نسبت به افرادی که موسیقی باینورال گوش نداده بودند،  به طور متوسط حدود 50 درصد کاهش یافته بود.

مطالعه علمی 3

مطالعه سوم بر روی 8 بزرگسال انجام شد. از آن‌ها خواسته شد به مدت 60 روز به موسیقی باینورال در حوزه دلتا گوش دهند. قبل و بعد از آزمایش افراد به سوالاتی در مورد کیفیت زندگی و خلق‌و‌خوی خود جواب دادند.

بررسی نتایج نشان داد که در این افراد به طور معناداری، رضایت از زندگی افزایش یافته و کاهش اضطراب چشمگیری اتفاق افتاده است. البته به دلیل کوچک بودن ابعاد این آزمایش و کنترل نشده بودن آن، نتایج آن به طور قطعی، قابل اتکا نیست.

مطالعه علمی 4

مطالعه چهارم  روی 291 بیمار در بخش اورژانس بیمارستان انجام شد(به شکل تصادفی و کنترل شده) این افراد موسیقی باینورال گوش داده بودند و تحقیقات نشان داد در این افراد اضطراب به طرز چشمگیری نسبت به سایر افراد که از این نوع موسیقی استفاده نکرده اند، کاهش یافته است.

آیا موسیقی های باینورال عوارض جانبی دارند؟

امواج باینورال ضرری ندارند و تاکنون در هیچ منبعی از عوارض باینورال مطلبی منتشر نشده است. البته هنوز تحقیقات بیشتری برای یافتن اثرات جانبی موسیقی‌های باینورال در درازمدت باید انجام شود. موسیقی بالاتر از 85 دسی بل برای شنوایی مضر است. پس بهتر است صدای هدفون را از حد تعیین شده بالاتر نبرید. افرادی که بیماری صرع دارند، نباید بدون مشورت پزشک از این موسیقی استفاده کنند.

پیشنهاداتی برای استفاده بهتر از امواج باینورال

  1. برای استفاده بهتر از این امواج بهتر از به مکان ساکت و بدور از مزاحمت را انتخاب کنید.
  2. هدفون باکیفیت را استفاده کنید.
  3. اگر مراقبه و ریلکسیشن به این موسیقی افزوده شود بسیار بهتر عمل میکند پس در هنگام وش دادن به آن مراقبه کنید.
  4. مغز برای همگام شدن با این امواج به حداقل 7 دقیقه نیاز دارد بنابراین برای اثربخشی بهتر حداقل ۱۵ تا ۳۰ دقیقه زمان لازم است.
  5. حداقل یک ماه به موسیقی باینورال گوش دهید تا تاثیر آن بر شما آشکار شود.
  6. از موسیقی باینورال بتا میتوان برای بالا بردن عملکرد کاری در محل کار نیز استفاده کرد.

سخن آخر

با انجام مطالعات ثابت شد به کاربردن امواج باینورال، می‌تواند روشی مفید و امیدوارکننده در مقابله با اضطراب، استرس و حالات روحی منفی باشد. گوش دادن روزانه به این فایل‌های صوتی می‌تواند اثرات مثبتی روی اضطراب، حافظه، خلق و خو، خلاقیت،توجه و تمرکز داشته باشد.

با در نظر گرفتن موارد بالا ممکن است موسیقی‌های باینورال برای همه‌ی افراد تاثیر گذار نباشد؛ اما با این وجود، امتحان کردن آن برای رسیدن به آرامش بیشتر یا خواب بهتر، کاملا بی خطر و بدون ضرر باشد.

چگونه از سطح آلفای مغز برای رسیدن به خواسته‌هایمان استفاده کنیم؟

مغز انسان، یکی از بزرگترین شگفتی‌های آفرینش است و قدرتی خارق‌العاده دارد که تاکنون درصد کمی از آن کشف شده است. سطح آلفای مغز نیز یکی از این شگفتی‌ها است. این مغز انسان و کارکرد آن، همواره موردتوجه دانشمندان بوده تا رمزگشایی شود و اسرار آن کشف شود و انسان را از پتانسیل‌های بالای آن بهره‌مند کند.

امواج مغزی چیست؟

مغز انسان حین فعالیت، امواجی تولید می‌کند که با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی (EG) قابل ثبت است. امواج مغزی بر اساس فرکانس به چند دسته گاما (γ) ، بتا (β) ، آلفا (α) ، تتا (θ)  و دلتا (δ) تقسیم می‌شوند. نوار مغزی ترکیبی از این 5 نوع موج مغزی است. هر کدام از این امواج  مسئول کنترل بخش خاصی از مغز است و بر بخشی از عملکردهای ذهنی، هیجانی و رفتاری انسان تاثیر دارد و تفسیر خاصی دارد.

هرچه فعالیت قشر مغز بیشتر باشد، فرکانس امواج مغز بیشتر خواهد بود. مغز بیشترین فرکانس را در هنگام بیداری و کمترین فرکانس در حالت کما و بیهوشی دارد. بر اساس سرعت امواج مغزی، فرکانس هر کدام به سه دسته آرام، میانه، و امواج سریع در واحد هرتز دسته بندی می‌شوند.

انواع امواج مغزی

هر کدام از موج مغزی هدف خاصی دارد و به ما در جهت بهترین عملکرد ذهنی کمک می‌کند.

محدوده فرکانس امواج مغز

امواج گاما

سریعترین موج ذهنی گاما ست و فرکانسی بین ۴۲تا ۳۸ هرتز دارد. زمانی که درک ما افزایش یافته باشد در این محدوده قرار میگیرد و همزمان میتوانیم چندین فعالیت ذهنی را انجام دهیم. محققان دریافتند عشق باعث افزایش امواج گاما میشود. هرچقدر این امواج بالاتر باشد هوشیاری ما هم بالاتر خواهد بود.

امواج بتا

امواج بتا امواج مغز انسان در بیداری کامل است. بیشترین فرکانس را دارد. ( 13 الی 30 هرتز ) بتا محدوده تمرکز و تفکر منطقی است. هنگامی که مشغول رانندگی تمرکز حل مسئله و مسائلی که به دقت و تمرکز نیاز دارند هستیم مغز در محدوده بتا قرار دارد. محدوده بتا توانایی مکالمه ما را توسعه می دهد و باعث ایجاد عزت‌نفس، غلبه بر استرس، کم رویی و در نتیجه آرامش درونی می‌گردد.

اگر کارهای روزمره را با آرامش بیشتری انجام دهیم فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا پایین قرار می‌گیرد. اما اگر انجام کارها با عصبانیت یا استرس توام باشد، فرکانس امواج مغزی در محدوده بتای بالا قرار می‌گیرد.

امواج تتا

فرکانس امواج تتا بین ۴ تا ۷ نوسان در ثانیه متغییر است. در هنگام خواب نیز مشاهده می‌شود. این موج با دنیای مادی و حواس پنجگانه مرتبط نیست. در فاز تتا در حالت خواب‌وبیدار هستید و بدن برای دریافت شهود و بینش آمادگی دارد این سطح به بعد درونی خود آگاهی معروف است( اما ناخودآگاه نیست). میتوان با ورود آگاهانه به آن برخی شرطی شدگی های مغز را تغییر داد. کاربرد این موج در تغییر بینش و بهبود خلاقیت است. با انجام تمرینات مدیتیشن و آرام‌سازی میتوان به تدریج به حالت آگاهانه‌ای در این موج دست یابید.

در فاز تتا مستعد دریافت اطلاعاتی ماورایی هستیم. مدیتیشن و سایر روش‌های آرامش، امواج تتا را تقویت می‌کند.این امواج در عمیق ترین تجارب مدیتیشن و خواب پدیدار شده و باعث افزایش خلاقیت، تقویت قدرت یادگیری، کاهش استرس و بیداری قدرت اشراق و توانائی‌های دیگری در زمینه ادراک فراحسی می‌شود.

امواج دلتا

دلتا کندترین فرکانس مغزی انسان است که در آن فعالیت ذهن خودآگاه به صفر میرسد و فرماندهی بدن به ذهن ناخودآگاه قرار میگیرد. این موج فرکانسی در حدود سه و نیم درثانیه دارد.

تولید میزان مناسبی از این موج، باعث احساس خوب می‌شود و باعث سرحالی ما می‌شود . این امواج با بهبود بخشیدن به وضعیت استراحت و خواب شبانه ما؛ کمک به ترشح هورون رشد نموده و در نتیجه باعث ریکاوری بدن مان می شود.

 سطح آلفا چیست؟

موج آلفا فرکانسی بین 8-14 نوسان در ثانیه دارد و به زمانی مربوط است که ذهن انسان در حالت خواب و بیداری است. حالتی که چشمهای انسان بسته است اما به طور کامل به خواب نرفته است و صداهای اطراف را می‌شنود. در سطح آلفا فرد میتواند به درون خود سفر کند و آرامش عمیقی را حس کند. در این سطح انسان تلقین پذیر است و میتواند بیماری های خود را درمان کند و خواسته هایش را تجسم کند.

دانشمندان علوم ذهنی معتقدند در حالت آلفا فعالیت نیم کره‌ راست بیشتر شده و تجسم، خلاقیت، حافظه و الهام افزایش پیدا میکند. در این حالت ذهن تو در حالت ریلکس قرار گرفته و به شما اجازه میدهد که پذیراتر، خلاقتر و آرومتر باشید و کمتر خود را قضاوت و سرزنش کنید.

ویژگی‌های سطح آلفا

در حالت آلفا فعالیت‌های ضروری مغز بهتر انجام می‌شوند. در این حالت بهتر می‌توانیم تمرکز کنیم و تصمیم بگیریم.

چه زمان‌هایی در سطح آلفا قرار داریم؟ به طور کلی قبل از خواب، یا هنگامی که غرق رویا هستیم یا هنگام هیپنوتیزم یا مدیتیشن در سطح آلفا  قرار داریم. گاهی با چشمهای باز نیز به سطح آلفا وارد می‌شویم.

ادیسون، انیشتین و بسیاری از متفکران معروف، هر روز قسمتی از وقت خود را به سطح آلفا اختصاص میدادند و آن را برای کار خود حیاتی می‌دانستند

یاد گرفتن این‌که آگاهانه وارد حالت آلفا شویم، در حل بسیاری از موارد کمک کننده است. حالت آلفا دسترسی بیشتری به حافظه داریم، خلاقیت مغز بیشتر می‌شود، به ما الهام می‌شود. اگر هر روز به صورت منظم وارد سطح آلفا شویم، می‌توانیم استرس و اضطراب رو مهار کنیم و کمتر دستخوش این احساسات شویم.

آمادگی رفتن به سطح آلفا:

برای رسیدن به سطح آلفا باید بدن در وضعیت راحت قرار داشته و عضلاتتان در حالت رها و شل باشد. در این حالت مغز به جای امواج بتا، شروع به تولید امواج آلفا می‌کند. نکته قابل توجه این است که وقتی انسان به طور طبیعی به خواب می رود، این موج محو می شود. پس منظور ما از سطح آلفا، حالت خواب نیست، بلکه پیش از خواب است.

برای ورود به سطح آلفا در وضعیت راحتی قرار بگیرید. می‌توانید روی یک صندلی لم بدهید یا دراز بکشید. فکر خود را روی بدنتان متمرکز کنید و عضلات را به ترتیب آزاد و شل کنید. به این ترتیب که ابتدا از فرق سر و پیشانی شروع کنید و به چشم‌ها و اطراف آن برسید و سپس صورت به این ترتیب به مچ پا و کف پا برسید. در آخر خواهید دید که آرامش تمام بدنتان را فرا می‌گیرد. این روش تن‌آرامی پیش‌رونده نام دارد. با استفاده از مراحلی که در پایین گفته می‌شود، می‌توانید به سطح آلفا رفته و تغییرات لازم را در زندگی خود بدهید.

1.      ریلکس کردن ذهن و بدن

  • در زمان مناسب: در زمانی که عجله ندارید و برای تمرین وقت جداگانه‌ای در نظر دارید.
  • راحت بودن: به لحاظ جسمی هم باید راحت باشید. اگر در حالت درازکش به خواب می‌روید بهتر است در حالت نشسته، لم بدهید
  • حذف مزاحمت ها: باید تمرکز داشته باشید و از سروصدای محیط دور باشید.گوشی را سایلنت کنید و در اتاق را ببندید
  • آرام کردن ذهن: ممکن است افکار مزاحم زیادی به ذهنتان بیاید. با آنها نجنگید بلکه به عنوان یک نظاره‌گر آن را تماشا کنید. به سکوت بین افکارتان تمرکز کنید. چند دقیقه بعد در سطح آلفا هستید.

2.     حالت تنفسی

  1. از بینی نفس بکشید و از طریق دهان بازدم انجام دهید. نفس‌هایی آرام وعمیق بکشید و ریه‌ها را پر از اکسیژن کنید و به آرامی از طریق دهان بازدم کنید.
  2. تنفس شکمی یا دیافراگمی انجام بدهید. در این حالت حجم بیشتری از هوا را وارد بدنتان می‌کنید. تنفس شکمی ذهن و بدن را ریلکس می‌کند.
  3. تنفس متناوب: یک در میان عمیق و نرمال نفس بکشید. یک یا دو نفس معمولی. سپس یک نفس عمیق بکشید.
  4. تنفستان را بشمارید هر دم 7 شماره و هر بازدم 8 دقیقه باید طول بکشد. در ابتدا این تایم را کم در نظر بگیرید.
  5. زمان تمرین را کم کنید: با یک جلسه 10 دقیقه ای شروع کنید. تایمر گوشی را تنظیم کنید. چشم‌هایتان را ببندید و عمیق و آرام نفس بکشید.

3.    تجسم خلاق

اکنون برای استفاده از پتانسیل‌ها در سطح آلفا آماده‌اید. از تلقینات درمانی تا تجسم خلاق.

  1. ریلکس کنید و 10 دقیقه تنفس انجام دهید. تمرکزتان را از بدن به ذهن برسانید.
  2. مکان رویایی را تجسم کنید و مکانی که پر از آرامش و راحتی است، تجسم کنید. تمام حس‌هایتان رادرگیر کنید. صداها را بشنوید. عطر گل‌ها را در هوا استشمام کنید. رقص پروانه‌ها را ببینید. نور خورشید را ببینید.
  3. تغییری که می‌خواهید اتفاق بیوفتد را تجسم کنید. می‌خواهید بعد از این که چشمانتان را باز کردید، ببینید که چه چیزهایی عوض شدند؟ تغییری که می‌خواهید اتفاق بیوفتد را تجسم کنید.
  4. چند نفس عمیق بکشید و با لبخند چشمای خود را باز کنید.

تنظیم امواج مغزی

الگوی امواج مغزی انسان حالات مختلف روانی او را به‌وجود می‌آورد. کارکرد مناسب یا نامناسب مغز، سبب تولید طبیعی یا غیرطبیعی امواج در مغز می‌شود.
اختلالات مختلف روانی نتیجه کارکرد نامناسب مغز است و تولید الگوی ناصحیح امواج مغزی را در پی دارد. بنابراین مغز انسان هم مانند هر سیستم پیچیده دیگری، نیاز به تنظیم و رفع نواقص دارد. نکته جالب این است که خود مغز می‌تواند خودش را تنظیم و به‌‌روز کند، فقط کافی است که از وضعیت خود آگاهی پیدا کند. لذا همه کاری که باید انجام دهیم آگاهی یافتن از مدل نامطلوب کارکرد مغز و سعی در تنظیم مجدد آن است.

چگونه از سیستم فعال‌کننده مشبک مغزی RAS برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟

مغز انسان شگفتی‌ها و پیچیدگی‌های زیادی دارد که با تحقیقات گسترده دانشمندان طی سالیان این شگفتی‌ها رمزگشایی شده‌اند. آیا در مورد سیستم مشبک مغزی شنیده‌اید؟ این سیستم یکی از هزاران توانایی شگفت انگیز مغز انسان است که اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند راه رسیدن به موفقیت‌را برای انسان ساده کند.

سیستم فعال‌کننده مشبک مغزی  RASچیست؟

سیستم فعال کننده مشبک مغزی (Reticular activating system) قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی است. که ساختمانی پراکنده و شبکه مانند دارد که از رشته های ریز با تعداد فراوانی هسته تشکیل یافته است(ویکی پدیا).

وظیفه این قسمت از مغز فیلتر کردن ورودی‌های ذهن است. میدانید که روزانه اطلاعات بسیار زیادی به مغز می‌رسد و مغز عملا در بمباران اطلاعات داده‌های بیرونی است. مغز نمی‌تواند هر لحظه به همه آنها رسیدگی کند، فقط به مواردی می‌پردازد که از نظر ش مهم هستند. به همین دلیل مغز ما فقط بخشی از واقعیت‌های پیرامون ما را درمی‌یابد. دقیقا تفاوت انسان‌های موفق و ناموفق دقیقا در همین نکته است؛ این‌که مغز آن‌ها چه چیزی را فیلتر می‌کند و چه چیزی را قبول می‌کند؟

محل قرارگیری RAS در مغز انسان

فرض کنید، تصمیم به خریدن ماشینی گرفته‌اید. در خیابان بیش از گذشته ماشین موردنظر خود را می‌بینید. این ماشین‌ها قبلا هم در خیابان رفت و آمد می‌کردند، اما شما به آن توجه نمی‌کردید، اما الان وارد سیستم مشبک مغزی شما شده است و میزان توجه شما به آن بیشتر شده است. سیستم RAS بیشتر این موارد را به شما نشان می‌دهد.

بله درست فهمیدید، سیستم RAS با توجه فعال می‌شود.

سیستم RAS و موفقیت

با توجه به جملات بالا می‌توان فهمید که از سیستم RAS راحتتر و سریعتر می‌توانیم به اهدافمان برسیم. نکته کلیدی آن توجه و تمرکز است. یعنی ما می‌توانیم با هدفگذاری و توجه هدفمند بر روی آنها هر چیزی که برای موفقیت لازم است به سوی خود بکشانیم. با تمرکز هدفمند روی اهداف و خواسته‌هایمان، افراد موردنیاز که در راه رسیدن به هدف مان به ما کمک  خواهند کرد به ما نشان داده می‌شود و موقعیت‌های مناسب را به شما می‌نمایاند. در واقع این موقعیت‌ها و افراد از قبل بودند منتها شما آنها را نمیدید و به آن توجهی نداشتید اما اگر هدفتان وارد سیستم RAS شود شما آن‌ها را  می‌بینید و تشخیص می‌دید. اما اگر به چیزهایی غیر از هدفتان تمرکز کنید، نتیجه کار فاصله زیادی با انتظارات شما خواهد داشت.

تاثیر هدفگذاری بر RAS

می‌دانیم که مغز اینرسی دارد و همیشه سعی میکند حالت موجود را حفظ کند. این حالت برای بقا طراحی شده است و از وظایف مغز خزنده است. بنابراین اگر اقدام به برنامه ریزی مغز  و هدفگذاری انجام ندهیم، مغز هیچ تمایلی به صرف انرژی و خلق نتایج دلخواه ما ندارد بنابراین هدفگذاری امری حیاتی برای رسیدن به موفقیت است. مهمترین کاربرد RAS در هدفگذاری است.

هدفگذاری و توجه به اهداف بسیار اهمیت دارد و RAS را برنامه ریزی میکند.. سیستمRAS  مغز حتما شما را در رسیدن به اهدافتان یاری خواهد کرد. راهها یی را به شما نشان خواهد داد که رسیدن به هدف را برای شما تسریع خواهد کرد و افرادی را به شما نشان خواهد داد که راه حل مشکل شما دقیقا پیش آنهاست. موقعیت ها برای شما ایجاد میشود( این موقعیت ها از پیش وجود داشته اند تنها شما آنها را به موقع میبینید و انتخاب میکنید)

حال دانستید که با این جمله خوشبختی یا بدبختی بستگی صرفا یک انتخاب است و به خود فرد بستگی دارد. اگر انتخاب شما رسیدن به اهدافتان باشد (نه زندگی بخور و نمیر) و خود را ملزم به رسیدن به آنها کنید

اگر تاکنون محصول هدفگذاری حرفه‌ای را تهیه نکرده‌اید. برای تهیه آن کلیک کنید

نکاتی برای فعال کردن سیستم RAS

فعال کردن سیستم RAS چندین راه حل دارد که همگی حول تمرکز می‌چرخد.

فکر کردن راجع به خواسته یا هدفمان و صحبت درمورد آن با خود یا دیگران

گفتگوهای درونی ما همواره باید حول رسیدن به خواسته هایمان باشد. همواره به خودتان بگویید که لایق رسیدن به هدف‌هایتان هستید و به آنها خواهید رسید.

اشخاص دیگری که می‌توانید با آنها در مورد خواسته‌هایتان صحبت کنید افراد هم فرکانس و مثبت هستند. حتماً با خودتان و دوستان مثبت اندیش و کمک کننده خود در مورد اهدافتان صحبت کنید. در مورد خواسته‌هایتان نباید با هرکسی صحبت کنید فقط افراد هم‌فرکانس مناسب هستند.

در مورد رسیدن به خواسته خود تصویرسازی ذهنی انجام دهید

در ذهن خود مجسم کنید به هدف یا خواسته‌تان رسیده‌اید. هر زمان که توانستید و ذهنتان آرام بود، لحظات رسیدن به هدفتان را مجسم کنید. با جزییات کامل و حس و حال رسیدن را تجربه کنید این کار اثر زیادی بر این سیستم می‌گذارد و آن را برنامه‌ریزی می‌کند.

تابلو آرزوها درست کنید

یکی از قوی ترین چیز‌هایی که سیستم ras رو فعال میکند، دیدن توام با احساس است. پیشنهاد می‌کنم پس از تهیه لیستی از اهدافتان، تابلو آرزوها برای خود درست کنید و برای هر کدام از اهداف و خواسته‌هایتان، عکس‌های الهام‌بخشی بچسبانید. عکس‌هایی که احساسی بسیار خوب را به شما بدهد. این تابلو را هر روز نگاه کنید و رسیدن به آرزوهایتان را تصور کنید. نکته مهم این است که باید ابتدا خودباوری را در خودتان تقویت کنید و بدانید خواسته‌هایتان دست‌یافتنی هستند

به یاد بسپارید برای نتیجه‌بخش بودن تابلوی آرزوها باید هر روز به آن نگاه کنید و آن حس خوب را در خودتان ایجاد کنید. باید آن قدر این کار را تکرار کنید که این حس خوب، باعث انجام اقدامی در جهت رسیدن به هدفتان باشد و گرنه صرف ساخت یک تابلوی آرزوها به‌تنهایی، هیچ کمکی برای رسیدن به اهدافتان نمی‌کند.

تابلوی آرزوها

عبارت‌های تاکیدی تکرار کنید

تکرار عبارت تاکیدی مثبت در مورد هدفتان نیز می‌تواند بسیار به امر تمرکز شما کمک کند و خواسته‌هایتان را وارد RAS کند و این سیستم از میان میلیون‌ها اطلاعات ورودی به مغز، راه حل‌ها و افراد را به شما نشان دهد و شمار را در مسیر رسیدن به اهدافتان یاری کند.

سخن پایانی

 اکثر انسان‌ها موفقیت را خارج از خود جستجو می‌کنند در حالی که تمام توانایی‌های انسان از پیش از سوی خالق نیکی‌ها در وجود انسان به ودیعه گذاشته است. اگر تنها از همین ویژگی  RAS  مغز برای دستیابی به اهدافمان استفاده کنیم، موفقیت ما قطعی و تضمین شده، خواهد بود.

نویسنده: بهناز عباس‌زاده

چگونه شادی و ثروت را به زندگی خود دعوت کنیم؟

 

رسیدن به شادی و ثروت خواسته بسیاری از افراد در طول زندگی است. اما انگار رسیدن به شادی و ثروت به طور همزمان در زندگی، به معمایی تبدیل شده است. با ما همراه باشید تا این معمای بزرگ را حل کنیم.

جادوی توجه؛ شما همانی هستید که به آن توجه دارید

برای دیدن قدرت توجه، از افراد خواسته شد فیلمی را با این موضوع ببینند. دو گروه بازیکن والیبال سیاه پوش و سفید پوش در روی صحنه قرار داشتند و شروع به پاس‌ دادن توپ کردند. مدتی بعد از شروع فیلم یک گوریل به جمع اضافه شد و رنگ پرده نیز تغییر کرد و یکی از بازیکنان سیاه پوش از صحنه خارج میشود. قبل از شروع فیلم از افراد حاضر خواسته می‌شود تعداد پاس‌هایی که بازیکنان سفیدپوش بهم می‌دهند را بشمارند نتیجه بسیار جالب بود

جادوی توجه

نیمی از کسانی که برای اولین بار این فیلم را تماشا می‌کردند، متوجه حضور گوریل نشدند.

یا اگر به هر دلیل متوجه حضور گوریل شدند، متوجه خروج یکی از بازیکنان مشکی‌پوش تغییر رنگ پرده نشدند

نکته اصلی همین جاست؛ ذهن انسان نمی‌تواند در یک آن، روی چند چیز تمرکز کند. تمرکز شما روی تعداد پاس‌ها، باعث شد چیزهای دیگر را نبینید. بیایید از این قضیه به نفع خودمان استفاده کنیم. با توجه بر روی اهداف و خواسته‌هایتان، دیگر جایی برای توجه به شکایت اطرافیان، ناملایمات زندگی نخواهید داشت و خیلی چیزها برایتان نامرئی خواهد شد. این عالی است. بیایید به جای تمرکز بر کاستی‌ها به رسیدن به شادی و ثروت تمرکز کنیم.

سوال میلیون دلاری

یک بار دیگر از خودتان بپرسید: تا حالا با توجه به چه چیزهای بی‌ارزشی، مسائل مهم زندگیم رو از دست دادم؟

‌خیلی‌ها همیشه روی مشکلات تمرکز دارند و فقط سختی‌های دنیا و اخبار مربوط به حوادث ناگوار را دنبال می‌کنند. جنگ و مصیبت را می‌بینند. زیبایی‌های جهان را نمی‌بینند. صدای پرندگان را نمی‌شنود. حالا از خودتان بپرسید: دید من به زندگی چیست؟ آیا انتظار رسیدن به شادی و ثروت را می‌کشید و به آن توجه دارید؟

قانون جهان این است که دیدگاهمان را به خودمان ثابت می‌کند. اگر دیدگاه فرد این باشد که جهان پر از بدبختی است، جهان هستی مقدار بیشتری از آن حس را به او می‌دهد.

 ما در جهانی زندگی می‌کنیم که وفور نعمت در آن جریان دارد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی، امکان تولید ثروت بسیار بیش از دهه های قبل شده است و سن ثروتمندی بسیار پایین آمده است. برخلاف گذشته که ثروتمندی در سنین بسیار بالا رخ می‌داد، امروزه جوانانی با کمتر از 20 سال سن را می‌بینید که تنها با یک لپتاپ، میلیاردها تومن درآمد دارند. افرادی که به فکر رسیدن به شادی و ثروت هستند، راه آن را می‌یابند و در مسیر آن قرار می‌گیرند.

یک بار دیگر از خود بپرسید توجه من روی چه چیزهایی است. من دنیا را چجور میبینم؟

تعریف شما از ثروت چیست؟

دیپاک چوپرا تعریفی زیبا از ثروت دارد”گسترش مدام شادمانی و تحقق فزاینده هدفهای ارزشمند و تجربه و شکوفایی الوهیت درونمان”

همه ما انسانها قدرت رسیدن به اهدافمان و شکوفایی معنوی را در درونمان داریم؛ اما به واسطه باور و عادتهای غلط این قدرت را فراموش کردیم. با شک ها و تردیدهایمان جلوی این قدرت را گرفته ایم. اگر به قدرت لایزال وصل شویم، آن موقع غصه ای نداریم و با خدا زندگی می‌کنیم و در مسیر رسیدن به شادی و ثروت قرار می‌گیریم.

ثروت

هر ثروتمندی پولدار هست اما هر پولداری ثروتمند نیست. خیلی‌ها تنها پول دارند ولی حال خوب ندارند.  پولی که حس خوشبختی بدهد، تبدیل به ثروت می‌شود. این حرف به معنای انکار ارزش پول نیست. پول برای زندگی لازم است اما کامل نیست. باید در کنار آن آرامش و خوشبختی و ایمان باید باشد تا به ثروت تبدیل شود. رسیدن به شادی و ثروت همزمان به انسان خوشبختی می‌دهد نه به تنهایی.

فیلم راز

بعد از پخش فیلم راز و معرفی قانون جذب، هزاران نفر در سراسر دنیا  به استفاده از قانون جذب روی آوردند. بسیاری از افراد شروع به تجسم و تصور خواسته هایشان کردند. اما هنوز بسیاری از آن‌ها این سوال را دارند چرا با وجود تجسم خواسته‌هایم به آنها نمی‌رسم؟ آیا قانون جذب دروغ است؟ آیا رسیدن به شادی و ثروت، دور از دسترس است؟ در پاسخ باید گفت قانون جذب به لحاظ علمی اثبات شده است؛ اما رازی وجود دارد که در این فیلم گفته نشده است.

فیزیک کوانتوم میگوید جهان هستی از انرژی تشکیل شده است انرژی های هم فرکانس و هم ارتعاش خود را جذب می‌کنند. در پاسخ به انسان‌هایی که بدون دیدن، به چیزی ایمان ندارند، باید گفت بسیاری از چیزها در زندگی وجود دارد که دیده نمی‌شود ولی ما از اثرات آن بهره می‌بریم. یکی از این موارد جریان برق است و دیگری اینترنت که بدون آن که ببینیم فقط از آن استفاده می‌کنیم. جهان هستی نیز از انرژی تشکیل شده و برمبنای قوانین آن کار می‌کند.

نیکولا تسلا می‌گوید: اگر می‌خواهید اسرار جهان را بدانید، در مورد انرژی، ارتعاش و فرکانس تفکر کنید. قانون جهان هستی همه چیز از انرژی تشکیل شده خواسته شما پیشاپیش به صورت انرژی وجود دارد اما باید برای درک آن باید یک رازی را بدانید. شما زمانی به خواسته خود می‌رسید که با احساستان هم فرکانس شود. اگر ذهن و قلب شما هم‌فرکانس شود اتفاقات خوب زندگیتان شروع به رخ دادن می‌کند.

شما با فکرتان خواسته‌تان را می‌فرستید و با قلبتان آن را دریافت می‌کنید. اگر احساس شما نسبت به خواسته‌تان خوب باشد به واسطه احساس و عشقی که می‌فرستید آن را دریافت میکنید. به میزان احساس خوبی که به خواسته خود می‌دهید به آن دست پیدا می‌کنید.

راز بزرگ: تاثیر احساس خوب بر خواسته‌‌ها

اگر احساس خوبی در درون داشته باشید، اتفاقات خوبی را هم تجربه می‌کنید. احساس بداتفاقات بد را به همراه دارد و احساس خوب اتفاقات خوب را.

درون خود را مانند یک لیوان درنظر بگیرید. اگر درونتان پاک باشد موفقیت‌ها و ایده ها به سراغ شما می آید. در طول روز باید وجودتان را  از خشم و استرس و کینه را دور نگه دارید. از منظر علم، در پی استرس و خشم و کینه، ظرف وجود انسان پر از آلودگی می‌شود. اما انجام تمرینات مانند آب تمیزی است که روی لیوان ریخته می‌شود. لیوان لبریز می‌شود و به مرور با ریختن آب، آلودگی ها کاسته شده و آب شفاف و تمیزی خواهیم داشت.

این یعنی احساس خوب. تمرینات اگر با مداومت انجام شوند وجود شما را پاک کرده و موفقیت به سراغتان خواهد آمد. و به خواسته هایتان می‌رسید.

یک آزمایش و اثر شکرگزاری و شادی بر بدن

دکتر دیسپنزا ثابت کرد ذهن میتواند بیماری‌ها را شفا دهد. در یک آزمایش، میزان کورتیزول و IGA خون( سیستم ایمنی بدن ) 200 نفر داوطلب را اندازه‌گیری کردند. سپس در طی کارگاه 4 روزه به آنها یاد دادند گونه شادباشند، سپاسگزاری کنند، تمرکزشان بر روی داشته‌هایشان باشد. انرژی مثبت به همدیگر بدهند. بعد از 4 روز میزان کورتیزول و IGA خون آن‌ها را دوباره اندازه گرفتند و با تعجب دیده شد سطح کورتیزول 16 درصد کاهش یافته و IGA 50 درصد بیشتر شده است.

به این معنا که سیستم ایمنی بدنشان 50 درصد قویتر شده است. این آزمایش، نشان می‌دهد که ذهن و کارکردن روی آن، می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها را شفا دهد، حتی در مورد بیماری‌های لاعلاج نیز این روش‌ها بسیار تاثیرگذار است.

آنتونی رابینز هم در آزمایشی مشابه، امواج مغز و قلب دو گروه از انسان‌های شاد و موفق و انسانهای افسرده را اندازه گرفت و نتایج را در نمودارهای نشان داد. در افراد شاد امواج مغز و قلب روی هم منطبق هستند و به بیانی ساده‌تر با هم رفیق هستند. اما این امواج در افراد ناشاد، باهم هماهنگ نبوده و از هم بسیار دور بود.

آزمایش اندازه‌گیری امواج قلب و مغز

این یعنی مغز و قلب کاملا درگیر هستند و بر ضدهم کار می‌کنند. این نشان می‌دهد فرد در درونش مسئله دارد و درگیر مسائلی چون عزت نفس پایین و سایر مشکلات است. ارتباط موثر، حل تعارض و مهارت ارتباط و زندگی ندارد. راز بزرگ این است ابتدا باید درونتان را پاک کنید، باورتان را درست کنید و مهارت ارتباط بدانید.

کرونا و ارتباط آن با  پاکسازی درون

نیازی نیست در مورد کرونا نگران باشید. چرا که اگر بتوانید درون خود را از استرس پاک کنید سیستم ایمنی بدن به راحتی میتواند با این ویروس مبارزه کند. هورمون استرس باعث کاهش سیستم ایمنی بدن(IGA )می‌شود. استرس و نگرانی به همراه گوش دادن به اخبار و ارتباط با منابع استرس زا، از عواملی است که بدن را در برابر ویروس‌ها و عوامل بیماری‌زا آسیب پذیر می‌کند.

کارهای خارق‌العاده یک انسان

فردی به نام ویم هوف، دارای 25 رکورد جهانی گینس است. بیشتر شهرت او به این خاطر است که به طور داوطلبانه حاضر شد آزمایش‌های پزشکی روی بدنش انجام شود.  طی این آزمایش‌ها باکتریا و ویروس آنفولانزای قوی را به بدن او تزریق کردند. این دو عامل بیماری‌زا در حالت عادی منجر به بیماری شدید و مرگ افراد می‌شود. اما بدن او در برابر این بیماری‌ها مقاومت کرد و اثری از این بیماری‌ها در بدنش دیده نشد.

اما چه چیزی باعث شد بدن او این ویروس‌ها را از بین ببرد؟سیستم ایمنی قوی او این عوامل بیماری‌زای قوی را به راحتی از پا درآورد. سیستم ایمنی او به خاطر آگاهی و آموزش ذهن و انجام تمرینات سخت، قوی شده بود.

دنیای درون

ما در جهانی از دوگانگی‌ها زندگی می‌کنیم. سرد در مقابل گرم، شادی و غم. در این جهان هرچیزی با تضادش شناخته می‌شود. هیچ چیز به تنهایی معنا ندارد. ما زمانی می‌توانیم ثروت را درک کنیم که فقر را چشیده باشیم. وقتی بالابودن را درک می‌کنیم که زمانی را در پایین سپری کرده باشیم. برای رسیدن به شادی و ثروت نیز، باید تضاد آن را دیده باشیم.

تضادهای جهان

 زندگی شبیه درخت است. اگر درختی میوه‌های ناسالمی داشته باشد، ایراد از ریشه است و دلایل موفق نبودن بسیاری از ما، ریشه در عالم ناپیدا و ذهن ما دارد. و از ریشه( ذهن ) باید درست شود.

ما انسان‌ها در چهار دنیا زندگی می‌کنیم: دنیای ذهنیت، معنویت، احساسات، مادیات و سه دنیای اول دنیای مادیات را رقم میزند. فردی که بر روی درونش کار نکرده باشید نمی‌تواند در بیرون، منتظر نتایج خوب باقی بماند.

با مطالعه زندگی ثروتمندان پی می‌بریم که همه آن‌ها از ذهن و خلاقیت خود استفاده کرده‌اند و به ثروت رسیده‌اند. مغز انسان، ابرکامپیوتری است با توانایی‌های فوق‌تاعاده و انسان تا به امروز از ظرفیت کمی از مغز خود استفاده کرده است.

 بدن شما در نظم کامل کار می‌کند و نمونه بارز آن ضربان قلب است که در نظم کامل کار می‌کنند. خداوند هر لحظه میخواهد به انسان ببخشد ولی انسان به واسطه افکار محدود این نعمت ها را از خود دور می‌کند.

قانون زندگی قانون باورهاست

قانون زندگی قانون باورهاست. در سال 1954 پزشکان می‌گفتند هیچ کسی نمی‌تواند یک مایل را در زیر 4 دقیقه بدود چرا که قلبش منفجر می‌شود. اما فردی به نام راجر بنیسر که به قدرت درونش ایمان داشت با موفقیت این رکورد را شکست. جالبتر آن که یک ماه بعد، افراد دیگری پیدا شدند که رکورد بنیسر را شکستند.

پس می‌بینیم هنگامی که انسان به خود ایمان داشته باشد، غیرممکن بی معناست. زمانی که ذهن شما یک اتفاق را ببیند و باور کند، آن وقت می‌تواند آن کار را انجام دهد. به دنبال خواندن زندگی‌نامه افراد موفق باشید تا ذهنتان رسیدن به شادی و ثروت را غیرممکن نداند.

گاندی می‌گوید: تمام انسان‌ها می‌توانند کارهایی که انجام دادم را انجام دهند؛ فقط باید باور داشته باشند و اقدام کنند. مثال‌های زیادی از افرادی که خود را باور کردند و کارهای خارق العاده‌ای انجام دادند وجود دارد.

قانون جهان این است که باورهای شما را به شما ثابت می‌کند. جهان با شما مقابله نمی‌کند. اگر باورتان بر فقر است، در مداری قرار می‌گیرید که آن را تجربه کنید. چنان‌چه باورتان بر ثروت باشد. در مداری قرار می‌گیرید که فقط ثروت را میبینید.

شما میانگین 5 نفر آدمی هستید که بیشترین وقتی که با آنها می‌گذرانید. انسان وقتی رها باشد به جهان اجازه می‌دهد تا فرکانسش را تنظیم کند و اتفاقات خوب برایش رقم بزند. احساسات منفی در عملکرد چاکراها مشکل ایجاد می‌کند. اگر شما آن قدر که می‌خواهید پول ندارید، بدانید که مسیرتان اشتباه است. باورتان نسبت به پول درست نیست. می‌خواهید بدانید باورتان در مورد شادمانی چیست؟ در طول روز به احساس خود توجه کنید.

عادت

عادت چیزی است که بارها و بارها تکرارش کردیم و انجام دادن آن مثل آب خوردن برایمان راحت است و سیر عصبی آن در مغزمان ساخته شده است. شاید از خود بپرسید چگونه وقتی درگیر مشکلات هستم احساس خوبی داشته باشم؟ با رشد مهارت‌های فردی می‌توان احساستان را عوض کنید. راز موفقیت فرار از مشکلات نیست بلکه بزرگ کردن خود است. دلیل ایجاد مشکل این است که ظرفیت شما را بزرگتر کند.

اگر دیوار مشکلات شما از 1 تا 10 عدد 5 باشد و سطح نگرش و توانایی شما عدد 2 است، قطعا مشکل را بزرگ میبینید. اگر روی خودتان کار کنید و رشد درونی را به عدد8 برسانید، مشکل قطعا برای شما کوچک می‌شود. ثروتمندان مشکلات را به دید فرصت نگاه می‌کنند و از آنها در جهت پیشرفت خود استفاده می‌کنند. برای ثروتمند شدن تمرکز شما باید روی بزرگ کردن خودتان باشد. کوچکی یا بزرگی مشکل مهم نیست؛ آنچه مهم است کوچکی یا بزرگی شماست. شما باید بزرگ و قدرتمند شوید.

چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم که احساس خوبی داشته باشیم

برای احساس خوب پایدار در زندگی روی عوامل زیر کار کنید. با در نظر گرفتن موارد زیر شما نه تنها به حال خوب دست پیدا میکنید بلکه راه رسیدن به شادی و ثروت برای شما هموار می‌شود.

کشف رسالت زندگی

در کشف استعدادهای زندگی به این موارد توجه کنید:

  1. استعداد و توانایی: مثل اثر انگشت یکتاست
  2. علاقه واقعی: چیزی است که قلبتان برایش می‌تپد و به شما انگیزه می‌دهد.
  3. معنای زندگی: چی میخواهیم از این دنیا؟
  4. ارزش‌های فردی:  چیزهایی است روزانه برایش کلی تلاش می‌کنیم

تا زمانی که حرف مردم برای شما اهمیت دارد موفق نمی‌شوید.بسیاری از مردم همیشه حرف‌های منفی می‌زنند. ارزش‌های زندگیتان چقدر برای شما مهم است که حرف مردم را ندیده بگیرید؟ با انگیزه و انرژی زیاد است می‌توان هر کار را به خوبی انجام داد. تردید نکنید بدون شور و شوق کسی مخاطب شما نخواهد شد.

مدیتیشن

همان طور که جسم نیاز به پاکیزگی دارد روحمان نیز نیاز به پاکسازی روزانه دارد. یکی از بهترین تکنیک‌هایی که می‌توانیم انجام دهیم و با آن تمام فکرهای منفی را از خودمان دور کنیم، مراقبه است.

ادراک

ادراک یعنی فرآیند دریافت و تفسیر اطلاعات از سوی انسان‌ها. انسان‌ها واقعیت‌های خودشان را می‌بینند به این خاطر است که به تعارض برمی‌خورند. اگر خودمان را جای فرد مقابل قرار دهیم و از دید او به مسئله نگاه کنیم، می‌توانیم او را درک کنیم و پیام خود را بهتر به او برسانیم و کمتر دچار تعارض شویم.

اعتماد به نفس

چه بسیار انسان‌هایی را دیده‌ایم که دستاوردهای زیادی نداشته اند، اما با اعتمادبه نفس بالا آن دستاوردها را به عموم معرفی کردند و شناخته شدند. در مقابل برخی از افراد دستاوردهای بسیار بالاتری نسبت به دسته اول داشته‌اند اما به علت اعتمادبه نفس پایین، برای معرفی دستاوردشان در حاشیه قرار گرفته اند.

عکس زیر گویای این مطلب است که فردی چیزی شبیه چرخ را اختراع کرده و با سروصدای زیاد آن را به مردم می‌شناساند و در مقابل فردی اتومبیلی که به مراتب کاملتر از چرخ است را اختراع کرده و به علت خجولی و نبود اعتمادبه‌نفس، توانایی هایش دیده نمی‌شود.

اگر فردی مهارت ارتباط ندشته باشد باعث می‌شود نتواند به موقع حرف خود را بزند و حال روحی‌اش بد می‌شود. تمام مریضی‌ها از خشم‌های فروخورده و رنجهایی است که وارد وجودمان می‌کنیم. ریشه تمام این مشکلات در نبود  اعتمادبه‌نفس و عزت نفس است. طبق حقوق بشر، تمام انسان‌ها قابل احترام هستند. من ارزشمندم و دیگران نیز ارزشمندند.

شما زمانی ثروتمند می‌شوید که احساس لیاقت داشته باشید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید کسی شما را قبول نمی‌کند. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، کسی شما را دوست نخواهد داشت. شما زمانی می‌توانید خدا را بشناسید که اول خودتان را بشناسید. شما زمانی میتوانید عاشق خدا باشید که اول عاشق خودتان شوید.

هدفگذاری

جک ما مالک علی بابا می‌گوید آدم‌هایی هستند که کارشان به اندازه تو خوب نیست، اما به جایی رسیدن که تو دوست داشتی برسی؛ فقط به این دلیل که آنها اقدام کردند و تو نکردی.

هدف داشتن به زندگی انسان و فعالیت‌هایش جهت می‌دهد. فرق هدف با آرزو این است که در هدف‌گذاری  ما اقدام می‌کنیم و پایبند به رسیدن به اهدافمان هستیم. در صورت بروز مشکل برایش میجنگیم و از هدفمان دست نمی‌کشیم. این بزرگترین تفاوت آرزو و هدف است.

سخن آخر

رسیدن به ثروت و شادی خواسته مشترک بسیاری از انسانهاست. در بسیاری از موارد این خواسته بسیار دور از دسترس دیده می‌شود. اما باید بدانید رسیدن به شادی و ثروت حق طبیعی انسان است و خواست خداوند برای انسان رسیدن به شادی و ثروت است. پس بخواه تا ببینی که می‌شود.  

چگونه شکرگزاری باعث آفرینش ثروت و زندگی دلخواه می‌شود؟

کمتر کسی است که این روزها در مورد شکرگزاری و معجزه آن در زندگی نشنیده باشد. این که شکرگزاری باعث رسیدن به خواسته‌هایمان می شود و باعث خلق ثروت و موفقیت و شادمانی در زندگی می‌شود، امری انکارناپذیر است و به لحاظ فیزیک کوانتوم اثبات شده است. در قرآن نیز از شکرگزاری و اهمیت آن بسیار گفته شده است و بزرگان دین همواره تاکید کرده‌اند که رفتار شکرگزارانه ای را داشته باشیم و هرگز نعمت های زندگی را نادیده نگیریم. اما برای آشنایی با روند آفرینش ثروت با شکرگزاری با ما همراه شوید

همه ما قدرت افکار را در خلق زندگی دلخواهمان می‌دانیم. بسیاری از داشته‌هایمان روزی خواسته‌های ما بوده‌اند و اینک در زندگی ما تجلی پیدا کردند و بسیاری از آن‌ها در حکم معجزه هستند و باید آگاهانه آن‌ها را ببینیم و برای داشتنشان شکرگزاری کنیم.

اثرات شکرگزاری در زندگی

شکرگزاری در بسیاری از ابعاد زندگی انسان، اثراتی شگرف و معجزه‌آسا دارد و نتایج حیرت‌انگیزی را پدید می‌آورد که شادی و آفرینش ثروت با شکرگزاری تنها یکی از نتایج آن است. در ادامه، برخی از این اثرات را بررسی می‌کنیم:

1-    شکرگزاری باعث سلامت روان می‌شود

 شکرگزاری در حیطه سلامت جسم و روان، اثرات فوق‌العاده‌ای دارد. دانشمندان طی تحقیقاتی متوجه شدند، افراد شکرگزار نسبت به بقیه، سلامت جسمی و روحی بیشتری دارند و نگرانی و اضطراب در آن‌ها کمتر است. علاوه بر آن، شکرگزاری از بروز بسیاری از بیماری‌هایی که در نتیجه افکار منفی در انسان، ایجاد می‌شود، جلوگیری می‌کند.

2- سپاسگزاری در روابط با دیگران اثرات مثبتی دارد

وقتی از بابت خوبی‌هایی که دیگران در حقمان می‌کنند، سپاسگزار باشیم این افراد دلگرم شده و ارتباطی به مراتب بهتر با ما خواهند داشت. تمرکز بر روی خوبی‌های افراد، به تدریج باعث می‌شود، افراد بهترین برخورد را با شما داشته باشند و همواره مورد احترام باشید.

اثرات سپاسگزاری در روابط با دیگران

3-  آفرینش ثروت با شکرگزاری

وفور نعمت و آفرینش ثروت با شکرگزاری، یکی از بزرگترین نتایج عادت و رفتار شکرگزارانه است که انسان می‌تواند از آن بهره‌مند باشد. شکرگزاری به معنای واقعی، شما را توانگر می‌کند. هنگامی که نسبت به زندگی نگاهی مملو از حس شکرگزاری داشته باشید، آن‌گاه فرصت‌ها و موقعیت‌هایی را می‌بینید که تا به حال اصلاً متوجه آن‌ها نمی‌شدید.

هنگامی که شکرگزاری به بخشی از وجود شما تبدیل شود، حتی نوع راه رفتن و صحبت کردن شما نیز تغییر می‌کند، نوع برخورد شما با کسانی که با آنها در ارتباط هستید، به طور کامل، تغییر می‌کند و این موضوع باعث می‌شود، افراد بیشتری تمایل به همکاری تجاری با شما داشته باشند و یا مشتریان بیشتری جذب شما ‌شوند و کسب‌وکارتان رونق بیشتری بگیرد و به همین نسبت، ثروت و وفور بیشتری در زندگی شما جاری می‌شود و در مسیر آفرینش ثروت با شکرگزاری قرار می‌گیرید. در واقع قانون شکرگزاری، همانند یک آهن‌ربا وفور نعمت را به زندگی شما جذب می‌کند.

آفرینش خواسته‌ها چگونه انجام می‌شود

شاید برایتان جالب باشد که بدانید فرآیند خلق خواسته‌های انسان در جهان هستی، به چه صورت است و آفرینش ثروت با شکرگزاری چگونه ممکن می‌شود. در ادامه به توضیح دلایل علمی خلق خواسته‌ها از منظر فیزیک کوانتوم می‌پردازیم.

از نگاه فیزیک کوانتوم ما بخشی از یک میدان وسیع و نامرئی انرژی هستیم که تمام موقعیت‌های ممکن را شامل می‌شود و به افکار و احساسات ما واکنش نشان می‌دهد.

از طرفی می‌دانیم ماده و انرژی(ذره و موج) قابل تبدیل به هم هستند. الکترون به عنوان ذره زیراتمی، حالت ناپایداری دارد یعنی می‌تواند در لحظه پیدا(ماده) و ناپدید(موج) ‌شود. رفتارش وابسته به ناظر کوانتومی است. با توجه به این که الکترون ذره بنیادی هر ماده‌ای است، بنابراین قوانین حاکم بر آن بر تمام ذرات هستی صدق می‌کند. یعنی ما می‌توانیم به میدان کوانتومی یکپارچه وصل شویم و موهبت موردنظرمان را بیافرینیم.

پدیده فروپاشی کوانتومی

در فرآیند خلقت، چگونه انرژی به ماده تبدیل می‌شود؟ چگونه فکر به صورت واقعیت فیزیکی تجلی پیدا می‌کند. اثر ناظر یا فروریزش تابعی موج، این پدیده را توضیح می‌دهد. الکترون به عنوان یک ماده زیراتمی خاصیت ذره و موج دارد؛ یعنی امکان تبدیل شدن به ماده یا انرژی را دارد. الکترون در حالت موج است و تنها زمانی ظاهر می‌شود که مشاهده‌گر به آن نگاه کند. یعنی یک ذره زمانی تجلی می‌یابد که بیننده روی مکانش تمرکز کند. ما از این خاصیت می‌توانیم برای تجلی خواسته‌هایمان استفاده کنیم. جهان کوانتومی منتظر است تا یک ناظر با ذهن و آگاهی خود روی انرژی تاثیر بگذارد و انرژی را به ماده تبدیل کند. 

از طرفی الکترون‌ها می‌توانند در بی‌نهایت مکان وجود داشته باشند. این به بدان معناست که امکان خلق بی‌نهایت موهبت، می‌تواند وجود داشته باشد. پس اگر بتوانیم بر اساس هرکدام از آرزوهای شخصی خود یک رویداد آینده را تصور کنیم، اجازه تجلی به الکترون‌ها در قالب ماده را داده‌ایم.

فرکانس مربوط به احساسات انسان

شاید اکنون از خود بپرسید آفرینش چگونه و با چه فرکانسی انجام می‌شود؟

نخست به روند آفرینش در دنیای کوانتومی می‌پردازیم. فیزیک‌دانان جهان هستی را در مدل کوانتومی به یک میدان غیرمادی از اطلاعات که کاملا یکپارچه است، تشبیه کرده‌اند که به صورت بالقوه امکان‌های بسیاری در آن وجود دارد. امکان‌هایی مانند سلامتی، ثروت قدرت، نیمه گمشده و بسیاری چیزهای دیگر

ارتباط ما با میدان کوانتومی با استفاده از افکار و احساسات ماست. افکار و احساسات از جنس انرژی بوده و بر میدان کوانتومی تاثیر می‌گذارند. تمام افکار و عواطف انسان دارای فرکانس مشخصی است. همان طور که در شکل می‌بینید انرژی احساسات از پایین‌ترین تا بالاترین سطح، اندازه‌گیری شده است. هرچه فرکانس عواطف بالا باشد، ما به میدان کوانتومی نزدیکتر می‌شویم و نتایج را بسیار سریعتر بدست می‌آوریم.

فرکانس مربوط به عواطف انسان

به فرکانس مربوط به شکرگزاری توجه کنید که جزو متعالی‌ترین احساسات انسان است که قدرت آفرینندگی فوق العاده‌ای دارد و قادر است شما را با سرعت به خواسته‌هایتان برساند. در واقع آفرینش ثروت با شکرگزاری بسیار ساده است.

برای داشته هایم سپاسگزاری کنم یا خواسته هایم؟

با دانستن قدرت آفرینش سپاسگزاری این سوال مطرح می‌شود برای داشته‌هایم سپاسگزاری کنم یا خواسته‌هایم؟ برای پاسخ به آن باید بگوییم هردو.

برای داشتن و ظهور مواهب هر دو شکرگزاری لازم است. اولی برای حال خوب و دومی برای خلق خواسته‌ها. شما با شکرگزاری بابت داشته‌ها و معجزات، فرکانس خود را بالا می‌برید و با شکرگزاری بابت خواسته‌هایتان پیش از وقوع آن تصویر وقوع را در ذهن خود ایجاد می‌کنید که این تصویر واضح و روشن، قدرت آفرینندگی بالایی دارد و آن موهبت را به زندگی شما می‌کشاند. این اعجاز و قدرت شکرگزاری است که برای شما ثروت و شادی و موفقیت به ارمغان می‌آورد.

هنگامی که پیشاپیش بابت دریافت موهبتی شکرگزاری می‌کنید بر قوانین فیزیک نیوتنی غلبه می‌کنید. در ساحت فیزیک کوانتوم قرار می‌گیرید و آفرینش ثروت و موفقیت رخ می‌دهد. برای آفرینش ثروت با شکرگزاری ابتدا باید شکرگزار تمام پولهایی باشید که در زندگی تان جریان یافته‌اند و از آن‌ها آگاه باشید سپس گرایش خود را نسبت به پول مثبت‌تر کنید و خواسته هایتان را با حسی توانگرانه، تجسم کنید و انجام شده ببینید.

توصیه هایی برای ایجاد معجزه‌ها در زندگی با شکرگزاری

اگر اجازه دهید، دیدگاه شکرگزارانه می‌تواند یکی از این معجزات زندگی شما باشد. اما چگونه؟ شکرگزاری  به شما قدرت تبدیل هر مشکل، هر چالش یا هر درد را به برکت می‌دهد. نکته قابل توجهی که در مورد معجزه وجود دارد این است که شما باید مایل باشید آن‌ها را ببینید و تایید کنید. اگر نگاه بدبینانه‌ای داشته باشید، به راحتی می‌توانید معجزه‌ها را نادیده بگیرید.

ما همیشه شاهد معجزه‌ها هستیم! به شخصی که ظاهراً یک بیماری خاصی دارد، گفته می‌شود که فقط 3 ماه فرصت زندگی دارد، اما 10 سال بعد هنوز قدرتمند است. زنی که به او گفته می‌شود هرگز نمی تواند کودکی را باردار شود، تصمیم به فرزندخواندگی می‌گیرد و اندکی بعد متوجه می‌شود که باردار است.داستان‌های بی پایان از این دست وجود دارد، جایی که غیرممکن‌ها ناگهان ممکن می‌شوند، یک معجزه رخ داده است. با این حال، برخی از افراد تصمیم می‌گیرند که این وقایع را “تصادفی” ببینند.اگر شخصی بدبین باشد، هر معجزه‌ای را نادیده می‌گیرد.
سوالی که باید از خود بپرسید این است: آیا مایل هستید که یک تمرکز قدرشناسی برای معجزه در زندگی خود انجام دهید؟لحظه ای وقت بگذارید و هر موقعیت “غیرممکن” را در زندگی خود در نظر بگیرید. چرا معتقدید غیرممکن است؟ آیا حاضرید به احتمال وقوع معجزه اعتقاد داشته باشید؟ اگر پاسخ شما بله است با ما همراه شوید

با دانستن این نکات زندگی سپاسگزارانه ای داشته باشید

ما باید عادت کنیم معجزه‌های زندگی را ببینیم و ذهنا اجازه وقوع معجزه‌ها را در زندگی بدهیم. تا در زندگی شاهد آفرینش ثروت با شکرگزاری باشیم.

1-    کلمه هرگز را به کار نبرید

چند بار کاملاً مطمئن شده‌اید که اتفاقی نمی‌افتد، اما بعداً متوجه شدید اشتباه می‌کنید؟ ذهن خود را به روی احتمالات باز کنید و باور کنید که آنچه فکر می‌کنید غیرممکن است، ممکن است اصلاً چنین نباشد. فقط به این دلیل که شما نمی‌توانید راهی را برای اتفاقی ممکن ببینید، به این معنی نیست که راهی وجود ندارد!

از امکاناتی که می‌دانید وجود دارند و همچنین مواردی که هنوز در نظر نگرفته‌اید، سپاسگزار باشید. هنگام شکرگزاری، قلب و ذهن خود را بر روی معجزه‌هایی که ممکن است پیش روی شما قرار بگیرند، باز کنید. این گونه در زندگی خود برای آفرینش ثروت با شکرگزاری جا باز می‌کنید.

2- تسلیم نشوید

حتی اگر به نظر می‌رسد، شرایط و ظاهر امور کاملاً ناامیدکننده است، تسلیم نشوید، آن را بپذیرید و به خداوند اجازه دهید تا آن را به یک معجزه تبدیل کند .آنچه را که نمی‌توانید تغییر دهید در آغوش بگیرید. بگذارید به رویدادی تبدیل شود که به شما برکت دهد تا اینکه مانع شما شود. مطمئن باشید راهی وجود دارد. در روند آفرینش ثروت با شکرگزاری، باید استقامت داشته باشید.

3- در تمام لحظات سپاسگزار باشید.

از هر سختی، چالش، مانع و درد در زندگی خود سپاسگزاری کنید. از راه‌هایی که به شما در رشد خرد و قدرت درونی کمک می‌کنند سپاسگزار باشید. عاشق مبارزات، دشمنان و شرایط سخت باشید. چرا که آن‌ها باعث رشد شما می‌شوند. از آن‌ها را به خاطر انتقال معنی و غنای عمیق‌تر به زندگی تشکر کنید.
عشق و سپاس، هر وضعیتی را بهبود می‌دهد. شاید بهبود به همان شکلی که شما انتظار دارید و یا طبق جدول زمانی دقیق مورد انتظار شما حاصل نشود، اما بهبودی حاصل خواهد شد. نگران نباشید، ذهن خود را به روی آن باز کنید. شما معجزه خود را ایجاد خواهید کرد.

شکرگزاری یک شیوه تفکر و سبک زندگی است


بسیاری از ما چیزهای زیادی برای قدردانی داریم: سقف بالای سرمان، غذا کافی، لباس گرم، خانواده و دوستان، زندگی مشترک، و غیره. چند نفر از شما کسی را می شناسید؛ شاید خود شما هم جزو کسانی باشید که این ها را پیش پا افتاده می‌بیند و هنگام شکرگزاری اصلا به یاد این چیزها نباشند.
توجه کنید، توانایی شکرگزاری یک شخص، کاملاً مستقل از داشتن چیزهایی است که باید از آن‌ها سپاسگزار باشد. داشتن یک موهبت به معنای شکرگزاری از آن نیست. چه بسیار افرادی که داشته‌هایشان را نادیده می‌گیرند فقط به دلیل این که عادی می‌پندارند و دیگر موردتوجه آن‌ها نیست.

‌اما  در شیوه تفکر شکرگزارانه تمرکز ما بر روی داشته‌هایمان است و مدام در حال یادآوری داشته‌هایمان هستیم تا تاکید بر نداشته‌ها و این جا است که تفاوت‌های بزرگ ایجاد می‌شود.

دشمنان سپاسگزاری در زندگی ما چیست؟

چه چیزی باعث می شود فرد نتواند شکرگذاری را تجربه کند؟ دلایل آن بسیار است

ایده‌آل گرایی

یک علت مهم مربوط به تمایل ما به ایده‌آل‌گرایی است.بعضی اوقات افراد روی یک ذهنیت گیر می‌کنند. مثلا این که آنها بیش از حد فقیر هستند، یا یک همسر واقعاً عالی برایشان وجود ندارد. این ذهنیت ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد اما پیام اساسی، این است که اوضاع آن طور که هست خوب نیست. یک حالت ایده‌آل وجود دارد و خوشبختی تنها در صورت وقوع این حالت ایده‌آل امکان پذیر است (ثروتمند شدن، یافتن همسر کامل)

افرادی که دیدگاه‌های ایده‌آلی‌گرایانه‌ای (امور مادی، روابط عاشقانه) داشته باشند، سیری‌ناپذیر بوده و هیچ مقداری از شادی یا امکانات آن‌ها را خوشحال نخواهد کرد. چرا که مدام توجه آن‌ها بر نداشته‌هایشان است و از داشته‌ها لذتی نمی‌برند.

اثر رسانه‌ها و محیط

ما دائماً توسط افرادی که می‌خواهند به ما چیزهایی بفروشند، بمباران اطلاعاتی می‌شویم. رسانه‌ها دائما در حال تبلیغ محصولات زیبایی هستند تا به شما بگویند به حد کافی زیبا نیستید و برند‌های زیادی که با استفاده از تبلیغات، شما را نیازمند به محصولات خود نشان می‌دهند و شما را وادار می‌کنند بسیاری از چیزهایی که به آنها نیاز ندارید را خریداری کنید. آن‌ها محصولات خود را بسیار اغراق آمیزتر از آن‌چه که هست نشان می‌دهند و یک بهشت پوشالی را به تصویر می‌کشند. یک ماشین جدید براق (با فضای داخلی چرمی)، یک خانه بزرگتر، لباس بهتر، لباس یا کت و شلوار مناسب، بینی صاف‌تر یا هزاران چیز از این دست. 

بازاریابان  نیز از مهارت خود در ایجاد نیاز در مشتریان خود استفاده می‌کنند تا آن‌ها را وادار به خرید لوازم خود کنند. تاکتیکی که معمولاً بازاریابان در پیش می‌گیرند این است که نشان می‌دهند زندگی آن‌طور که هست، مطلوب نیست و می‌توان با خرید آنچه آن‌ها می‌فروشند، این شرایط برطرف شود( تکنیک درد و درمان). در واقع بازاریابان توجه ما را بر آن‌چه کم داریم (و نه آنچه در اختیار داریم) متمرکز می‌کنند. با این ‌کار، حس دردناک ناکافی بودن را به ما القا می‌کنند. ما نمی‌توانیم بازاریابان را به خاطر استفاده از این تاکتیک مقصر بدانیم. از این گذشته؛ آن‌ها این نوع تفکر را ابداع نکردند آنها فقط از آن‌ا استفاده می‌کنند.

حال با آگاهی از این دو مورد، باید راه را بر هر گونه تفکر ناکافی بودن ببندید و سعی در تغییر نگرش به سمت زندگی شکرگزارانه داشته باشید.

تمرینات عملی سپاسگزاری

تمرین 1– شما می‌توانید روز خود را با سپاسگزاری آغاز کنید. هر روز ده تا مواهب خود را بشمارید و سپس فهرستی از ‌خواسته‌های خود را تهیه کنید و پیشاپیش بابت رسیدن به آنها از خداوند تشکر کنید. با این کار بی درنگ تصویری از تحقق آن خواسته در ذهن شما پدید میاید و به این ترتیب احساس می‌کنید به خواسته تان رسیده‌اید. در واقع با تصور این خواسته ها شما نسبت به آن مثبت اندیش‌تر می‌شوید و انسان مثبت انگیزه بیشتری برای تلاش دارد. از فرصت های زندگیش به بهترین شکلی استفاده می‌کند. چنین انسانی هرگز وقتی برای گله و شکایت ندارد.

تمرین 2- فهرستی از کارهایتان را که باید انجام شود در بالای فهرست بنویسید فهرست کارهای شگفت انگیزی که باید انجام شوند. این فهرست میتواند از کارهایی که وقت انجام آن را ندارید تا مشکلی در زندگی تان یا موقعیتی مهم باشد. هر روز سه کار ویژه از این فهرست را انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید و تجسم کنید که به بهترین شکل انجام شده است. تصور کنید همه کارها به ثمر می‌رسند  و به دلیل انجام شدن این کارها از خداوند سپاسگزار کنید به یاد داشته باشید.

برمبنای قانون جذب دو چیز مشابه همواره همدیگر را جذب میکنند به این ترتیب وقتی به دلیل انجام کاری پیشاپیش سپاسگزاری میکنید هر آنچه لازم باشد را به زندگی تان جذب میکنید. راه حلها نمایان میشوند و به طرز معجزه آسایی کارهایتان انجام می‌شود.

نیروی معجزه آسای شکرگزاری همواره در دسترستان است فقط باید کشف کنید و یاد بگیرید که چگونه از آن استفاده کنید. در این خصوص می‌توانید کتاب معجزه سپاسگزاری اثر خانم راندا برن را بخوانید تمرینات آن را انجام دهید.

سخن آخر

انسان سازنده زندگی خود است و سپاسگزاری راهی شگفت انگیز برای آفرینش زندگی دلخواه. شکرگزاری نه تنها یک راه بلکه یک سبک زندگی و شیوه تفکر است. به گفته راندا برن “سپاسگزاری کمکتان می‌کند همواره طبقه‌هایی بیشتر به ساختار زندگی خود بیفزایید. به این ترتیب زندگیتان همواره به سطحی بالا و بالاتر می‌رسد. تا این که می‌توانید ستاره ها را لمس کنید. هر چه بیشتر سپاسگزاری کنید، ژرفای احساستان افزایش می‌یابد و هر چه ژرفای احساستان بیشتر شود. زندگی سپاسگزارانه حالت طبیعی برای زندگی شما می شود.

سپاسگزاری از خداوند سبب میشود راه‌حل‌هایی برای مشکلاتتان به ذهنتان برسد و فرصت هایی برای رسیدن به خواسته هایتان ایجاد شود که حتی فکرش را نمی‌کردید. پس همین الان شکرگزار باشید و خود را در مسیر آفرینش ثروت با شکرگزاری قرار دهید. آفرینش ثروت با شکرگزاری ساده‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید. فقط کافی است امتحان کنید.

وسایل خونتو اینجوری بچین تا ازشون انرژی بگیری!! (قانون فنگ شویی چیست)

بحث جهان هستی و انرژی هاش همیشه مبحثی بوده که موافقان و مخالفان زیادی داشته و دارد .این اختلاف نظر تنها مربوط به عصر ما نیست و ریشه ای تاریخی دارد. مباحثی مثل قوانین کیهانی، قانون جذب، انرژِی درمانی وجود کائنات و …. از زمان دانشمندانی چون فیثاغورث و افلاطون وجود داشته و مورد بحث بوده و همین بحثها و اختلاف نظرها دو دسته از دانشمندانی را به وجود آورد که با دید متفاوتی به دنیا و حقایق آن نگاه می کردند . دسته ای از دانشمندان پیرو مکتبی شدند که دنیا را تحت تاثیر کائنات و نیروهای ماورایی می دانستند و سعی داشتند مانند فیثاغورث با محاسبات هندسی و ریاضی وجود این نیروها را ثابت کنند و دسته دیگر را دانشمندانی تشکیل می دادند که اعتقاد داشتند دنیا را باید کاملا منطقی ببیند و تنها با آزمایش و پژوهش میتوان وجود یا عدم وجود یک واقعیت در هستی را تعیین کرد

امروزه نیز با وجود تغییرات متعدد در دنیا و پیشرفت علوم هنوز هم اختلاف نظرهایی در باب این دو دیدگاه وجود دارد اما سئوال اینجاست که دقیقاً کدام گروه هستند که حرف حق را میزنند؟آیا باید تنها به مشاهدات و محاسبات خود برای اثبات حقایق دنیا تکیه کنیم یا باید بپذیریم که دنیا دارای حقایقی که غیر قابل لمس و اندازه گیری نیز می باشد؟  آیا میتوان تنها به خاطر غیر ملموس و غیر قابل اندازه گیری بودن این انرژی های نامرئی وجود آنها را انکار کرد؟ به راستی نیروها و انرژی های نامرئی جهان چقدر میتواند روی زندگی ما اثر کنند؟ چه چیزهایی باعث میشه انرژی های منفی جذب کنیم و چه چیزی باعث جذب انرژِی منفی می شود؟ اینها سئوال هایی است که ذهن بشر را از گذشته دور تا به امروز درگیر خود کرده و موجب شده به سراغ اسناد و پژوهش های قدیمی و تاریخی رفته تا پاسخ سئوالات خود را بگیرد

یکی از جاهایی که میتوانیم در آنها جواب بسیاری از این دست سئوالات خود را بگیریم، فرهنگها، عقاید و مکاتبی است که در اقسا نقاط قاره کهن(آسیا) در طول تاریخ بشریت شکل گرفته و با وجود گذشته سالیان زیاد هنوز هم طرفداران بسیاری را به خود جلب کند . یکی از این عقاید و اندیشه ها که اشاره مستقیم به وجود انرژی های منفی و مثبت دارد اعتقاد داشتن به مواردی مثل چشم زخم، خوش یمن بودن، بدبیاری، شگون داشتن و….. در فرهنگ خود ماست که باعث شد ایرانیان زیادی به استفاده از ابزار و اشیا مختلف از جمله چشم نظر، سنگ نمک یا سنگ های قیمتی مثل زمرد، یاقوت، عقیق و…. رو بیاورند

در این مقاله نیز سعی داریم به یکی از اندیشه ها و عقاید سنتی آسیایی بپردازیم که ریشه در تاریخ کشور چین دارد اما در همه جای آسیا به چشم میخورد مثلاً همین قانون خانه تکانی شب عید که ایرانیان انجام میدهند یا عقیده بازاریان به تمیز کردن پیشخوان خود برای ورود برکت بیشتر به کسب و کارشان برگرفته از همین قانون است اما بسیاری از افراد کاملا از این موضوع بی خبرند! .این قانون با شناسایی انرژی پیرامون و با قواعد خود سعی می کند ما را با آن هماهنگ سازد تا انرژِی بیشتر یا به قول خودمان برکت بیشتری به زندگیمان جذب شود .ما هم به سبب جذابیت و اطلاع کمی که بسیاری از افراد نسبت به این فرهنگ و قانون سنتی دارند. تصمیم گرفتیم در این مقاله به مقدمات و معرفی این قانون عجیب و اما پرطرفدار بپردازیم که در ادامه به بررسی  مفصل آن می پردازیم. معرفی میکنم ، اسم این قانون هست،” قانون فنگ شویی”

قانون فنگ شویی چیست؟

برای آشنایی هرچه بهتر این قانون جالب ابتدا لازم است به تعریف دقیقی از آن بپردازیم.

فنگ شویی کلمه ای چینی به معنای آب و باد است. این قانون در سایر کشورهای شرق آسیا از جمله ژاپن، کره و تایلند با نام های مختلف شناخته شده وکاربرد دارد. از دسته شبه علوم ( تئوری هایی که غلط علمی قلمداد می شوند) می باشد و به هنر معماری از جنبه نیروهای ماورایی نگاه کرده و آنرا تحلیل میکند معمارانی که از قانون فنگ شویی در چین بهره میبرند بر اساس جنس مصالح مصرفی، خانه ها را در جهت ها و سبک هایی می سازند که جلوی جریان انرژِی مثبت را نگیرند و انرژی و حال خوب را در خانه به جریان بیندازند! در ادامه با دلایل این روش از معماری آشنا می شوید. اما قبل از آن لازم است با دو مفهوم اصلی این قانون آشنا بشید:

چی(کی): در چین باستان اعتقاد بر آن بود که وسایل اطراف ما، خود ما و به طور کلی تمام جهان هستی انرژِی های نامرئی دارد که به مجموع انها کی یا چی گفته می شود. هدف استفاده از قانون فنگ شویی جذب همین نیروی کی میباشد .انیشتین یک نقل قول معروف دارد که من شخصاً خیلی دوستش دارم. او می گوید:(( جهان و هرچیزی که به آن مرتبط است از انرژی تشکیل شده است. شما تنها کافیست با هرچیزی در دنیا هم فرکانس شوید تا آنرا به دست بیاورید. این تنها واقعیت دنیاست . این اندیشه ای فلسفی نیست بلکه علم فیزیک است!.)) بر همین اساس فنگ شویی سعی دارد با بررسی محیط اطراف خودمون و تغییر آن خود را با انرژی های محیطی هم فرکانس کنیم.پس اگر می خواهید از فضای اطراف خود انرژی مثبت بگیرید باید بتوانید انرا به محیطی پر انرژی تبدیل کنید . برای این کار لازم است با اصطلاحات و قواعد این قانون آشنا بشید که در زیر به معرفی آنها می پردازیم

4 فاکتور اصلی فنگ شویی:

مطالعه فنگ شویی در اصل مطالعه 4 مفهوم بنیادی درباره طبیعت و ارتباطش با ماست . یکی از این مفاهیم همترازی با طبیعت و محیط اطراف است. در فنگ شویی وقتی می گوییم طبیعت، منظور ما آبها و کوه ها می باشند . این دو عنصر طبیعت را در چین باستان مادر طبیعت می دانند. زیرا چینی ها اعتقاد دارند پایه اصلی جغرافیای جهان را پستی و بلندی ها و موادی می سازند که مانند آب جریان دارند. مطمئنا شماهم وقتی به مناطقی طبیعی رفتید که آب در آن جریان داشته (مثل رودخانه و دریا) حس آرامش خاصی را از صدا و تماشای آب دریافت کرده اید و به همین علت است که انسانها به صورت ذاتی به آب تمایل دارند و احتمالا هم یکی از انگیزه های انسانهای اولیه برای زندگی کردن در کنار آبها علاوه بر تامین نیازهای غذایی و آب و هوای خوش آن، همین حس خوب آن بوده است . علاوه بر طبیعت احتمالا شما خودتان بارها حس کرده اید که وقتی وارد محیطی می شوید چقدر حس خوب دارید یا بالعکس هنگام ورود به مکانی دیگر حس میکنید دلگیر و غم آلود است. در فضای اول شما احساس شاد بودن می کنید، سرحال هستید و با افراد دیگر نیز خوش برخوردید اما در محل دوم انقدر انرژی شما تحلیل میرود که نه تنها حوصله دیگران را ندارید، بلکه حوصله خودتان را هم ندارید و حسابی کلافه می شوید .احتمالا به همین دلابل است که افراد حرفه ای در انتخاب محل کار خود دقت میکنند و اتفاقا در اینجاست که اصل دوم فنگ شویی یعنی ساختمانها مطرح می شوند. ساختمانها  در شهر باید طوری ساخته شوند که با مادر طبیعت(کوه و آب) در تناسب باشد . این تناسب با در نظر گرفتن ابعاد ساختمان، جهت ساختمان و جهت پنجره های آن سنجیده میشود . پس هنگام خرید دفتر کار یا محل زندگی خود توجه داشته باشید که حتماً محیطش به شما انرژی بدهد .بله به شخص شما جون ممکن است محیطی که به شخصی انرژی می دهد روی فرد دیگری اثر منفی داشته باشد ! به همین علت است که فاکتور سوم را در فنگ شویی ، افراد می نامند. زیرا فنگ شویی مثل نسخه پزشک عمل می کند و برای هر شخص بسته به نیاز و شخصیتش استراتژی خاص خودش را ارائه می دهد. هرشخصی باید بسنجد و ببیند آیا محیطی که میخواهد برای زندگی یا کار انتخاب کند به اون حس خوب یا انرژی میدهد یا خیر

بعد از افراد نوبت میرسد به چهارمین فاکتور یعنی زمان. در چرخه های زمانی مختلف هر شئ یا محل خاصی تحت تأثیر انرژی مثبت طبیعت قرار می گیرد.و همان مکان یا شئ ممکن است در بازه زمانی دیگر انرژی خوبی دریافت نکند! به این چرخه ها، چرخه های افت و خیز شانس می گویند . خود این چرخه ها نیز انواع مختلف دارند . مثل دوره های بیست ساله،دوره های یکساله و یا دوره های ماهانه پس هر لحظه باید دقت کنید الان شما و محیط اطرافتان در چه چرخه ای هستید؟ چرخه ای که در آن انرژی محیط بالاست یا چرخه ای که در آن محیط انرژی ای دریافت نمیکند؟ بنابراین مثل هر سه فاکنور قبلی، فاکتور زمان هم در فنگ شویی اهمیت بسیار بالایی دارد. اهمیت زمان آنجایی بیشتر می شود که شما میخواهید تصمیمات مهمی مثل سرمایه گذاری بگیرید(مثلا یک واحد آپارتمانی بخرید). از این رو فنگ شویی به ما توصیه می کند، زمانی این کار را انجام دهید که محیط در چرخه زمانی مثبت باشد و تشخیص این امر هم همونطور که بالا توضیح داده شد بر اساس احساسات شما اتفاق می افتد. یعنی ببینید آیا همین لحظه از آن محیط انرژی میگیرید یا خیر.گاهی اوقات پیش می آید که در محلی حس میکنید دکوراسیون فضا زیاد برای شما جالب نیست اما با این وجود افراد حاضر در خانه شاد  و قبراق هستند .در این موارد ممکن است از خود سئوال کنید که چطور این افراد در این محل اصلا دوام آورده اند؟ چه برسد به اینکه حس مثبتی داشته باشند؟. فنگ شویی در این مواقع احتمال میدهد محیط هنوز در یک چرخه  زمانی مثبت است . و جالب اینجاست که تا وقتی محیط در چرخه زمانی مثبت باشد زیاد دکوراسیون خونه اهمیت ندارد و تا زمانی که در چرخه مثبت باشید میتوانید همه جوره از محیط استفاده ببرید!

اما چطور میتوانیم این قانون را برای خود به کار ببندیم؟

حالا که با 4 فاکتور اصلی این قانون آشنا شدید، میتوانیم به نحوه به کارگیری این قانون بپردازیم .البته قبل از آن باید چند نکته را در ارتباط با ابن 4 فاکتور همیشه به یاد داشته باشید:

1)فاکتورها به ترتیب از 1تا 4 به هم مقدم هستند .یعنی اگر فاکتوری رعایت نشود فاکتورهای بعدی آن بی اثر می شوند. مثلا اگر شما محلی را انتخاب کنید که از نظر موقعیت، زاویه و سایر ویژگیهای معماری با طبیعت هماهنگ نباشد دو فاکتور بعدی افراد و زمان بی اهمیت و بی اثر خواهند شد

2)خیلی ها فکر می کنند فنگ شویی یعنی طرز چیدمان اثاثیه منزل ، دکوراسیون و رنگ اتاقها و وسایل در صورتی که اصلا فنگ شویی این نیست . چیدمان وسایل شما  و استفاده از تناسب رنگها تنها می تواند کمک کننده باشد اما تعیین کننده نیستند بنابراین در فنگ شویی بیش از حد درگیر دکوراسیون نشوید بلکه تمرکز خود را اول روی 4 فاکتور اصلی بگذاریدو بعد به دکوراسیون بپردازید

3)قانون فنگ شویی زمانی کامل میشود که 4 فاکتور همزمان باهم به کار گرفته شوند البته کامل گرایی نکنید و سعی کنید با مطالعه بیشتر و تمرین در این زمینه قدم به قدم پیشرفت کنید

حالا وقت آن رسیده که با نحوه به کارگیری این قانون در زندگی شخصی خودتان آشنا شوید. در ادامه به بررسی قوانین فنگ شویی در محل کار و منزل می پردازیم:

فنگ شویی در خانه:

برای اینکه انرژی فنگ شویی را در خانه خود تقویت کنید از قوانین زیر بهره بگیرید( بازهم توجه کنید که 4 فاکتور به این تکنیک ها مقدم اند)

1)درب ورودی واحد یا خانه شما بهتر است از چوب سخت باشد

2) مسیر ورودی به منزل(مسیری که به درب ورود هدایت منتهی میشود) باید تمیز و بدون وجود هرگونه مانع باشد پس توجه داشته باشید مسیر ورودی دارای کاشی های شکسته ، کثیف و جرم گرفته نباشد و اشیایی مثل گلدون سر راه نگذارید

3)درب ورودی منزل باید مستقیما به روی یک فضای گسترده و باز،گشوده شود. در برخی منازل دیده میشود که بعد از باز کردن درب ورودی باید از یک راهرو و مسیر باریک عبور کنید تا به فضای هال برسید که فنگ شویی این طرح خانه ها را توصیه نمیکند

4) مبلمان یا محل نشستن افراد باید به گونه ای باشد که حاضرین نزدیک به هم بنشینند تا صمیمیت بین انها حفظ شود( خصوصا اعضای خانواده) پس مبلمان خود را دورتا دور یک مستطیل فرضی نزدیک به هم بچینید . توجه کنیدکه بزرگترین مبل باید روبه درب ورودی باشد. در ضمن سعی کنید به جای استفاده از میزهای چند گوشه ای، از میزهای گرد استفاده کنید بهتر است میز شما از جنس چوب باشد

5)وسایل جفت را به صورت قرینه روبروی هم بچینید تا حس نظم و بالانس بودن را ایجاد کنید. مثل مبلهای تک نفره و یا صندلی های غذاخوری

6)تعدادی گلدان را در خانه قرار دهید طوری که در معرض نور و چرخش هوا باشند( مثلا جلوی پنجره). فنگ شویی به صورت ویژه گیاهانی مثل بامبو را پیشنهاد میکند

7)عکس های خانوادگی خود را روی دیوار نزدیک به هم نصب کنید طوری که انگار خانواده شما نیروی پشتیبان شما هستند

فنگ شویی در اتاق خواب:

1)پرده ای استفاده کنید که هم در طول روز نور را از خود عبور بدهد و هم در شب جلوی دید همسایگان به اتاقتان را بگیرد

2)تخت خود را به صورت مورب نسبت به درب ورودی و حتی الامکان چسبیده به دیوار روبرویی در قرار دهید

3)زیر تخت خود را خالی و تمیز بذارید تا انرژی در این مسیر جریان پیدا کند. توصیه میشود دوتا پاتختی محکم در دو طرف تخت خود بگذارید تا از لق خوردن آن جلوگیری شود . گذاشتن قالی زیر تخت باعث میشود فضای زیر تخت گرم بماند که مفید است. ضمنا داشتن عکس هایی از طبیعت در بالای تختتان میتواند ارامش بخش باشد

4) اگر کتابخانه دارید چیدمان کتابهای آن بر اساس رنگها میتواند جلوه بخش و انرژی زا باشد. نوشتن جملات انگیزشی مثبت در جایی که بتوانید بعد از بیدار شدن آنرا بخوانید توصیه دیگر فنگ شویی است

5)لپ تاپ با کامپیوتر خود را زمانی که نیاز ندارید خاموش کرده و صفحه آنرا ببندید تا از ایجاد میدان الکترومغناطیسی در فضا جلوگیری کنید

6)استفاده از رنگهای گرم مثل قهوه ای، نارنجی و کرم میتواند فضایی ارامش بخش ایجاد کند

فنگ شویی در محل کار:

همانطور که درباره منزل تکینیک ها و قوانینی بیان شد در محل کار نیز میتونید به کمک این روشها انرژی محیط را بالا ببرید:

1)میز کار خود را طوری قرار دهید که افراد را به محض ورود به اتاق ببینید . بهترین حالت وضعیتی است که میز روبه رو در قرار بگیرد

2)میز کار شلوغ یعنی میز کاری که پر از کاغذ و قلم و ابزار باشد مساوی است با به هم ریختگی ذهنی و عدم تمرکز. پس حتما میز خود را تمیز و مرتب نگه دارید. با قرار دادن میز خود در جای مناسب و تمیز کردن آن وضعیت ذهنی شما تغییر کرده و مغز حس میکند روی همه چیز کنترل دارد

3)از پرده هایی استفاده کنید که جلوی ورود نور را به دفتر شما نگیرند

با رعایت 4 اصول اصلی و همین تکنیک های ساده شما میتونید از انرژی محیط اطراف بهره مند بشید و با بالا بردن انرژی محیط و در نتیجه خودتان، کارایی خود را بالا برده و برکت زندگی و کسب  وکار خود را افزایش بدهید . البته میدونم برای افرادی که تازه با این قانون آشنا شده اند ممکن است سئوال ها و شبهات زیادی پیش بیاید اما نگران نباشید فنگ شویی نیز مثل هر علم دیگری نیاز به مطالعه بیشتر و تمرین دارد. با پیگیری بیشتر و تمرین رفته رفته به این قانون زیبا ،جذاب و دوست داشتنی تسلط پیدا میکنید. قانون فنگ شویی بسیار گسترده است و نیاز به اختصاص زمان برای یادگیری دارد

چرا هر چی کار می کنم و زحمت میکشم ،پولدار نمیشم؟

دوست داری ماشین پورشه سوار شی؟ دوست داری یه ویلای مجلل تو طبیعت سبز شمال ایران داشته باشی و هروقت دلت خواست کنار استخرش حموم آفتاب بگیری؟دوست داری یه خونه شیک ویلایی تو بهترین جای شهرتون داشته باشی؟ جواب سئوالا معلومه !! کی بدش میاد اینارو داشته باشه ؟. راستش اصلاً پای صحبت هر آدمی میشینی به وضوح مشخصه که چقدر پولدار شدنو دوست داره و چقدر فکرش دنبال اینه که ماشین و خونه لاکچری داشته باشه و شام و نهار کباب بره و شیشیلیک بزنه!!! ولی سئوال اینجاس چرا با وجود این علاقه آتشین اکثر این افراد پولدار نشدن و همیشه متوسط موندن؟ مگه کار نکردن؟ مگه زحمت نکشیدن؟ مگه هدفشون پولدار شدن نبود؟ خیلی از ماها به چشم دیدیم عرق ریختن های پدر و مادرمون رو که برای هدف مقدسی مثل آسایش خانوادشون و رفاه بچه هاشون تلاش کردن اما هیچ وقت به اون رفاه مالی که میخواستن نرسیدن .

خود من توی یه خونواده مذهبی با سطح رفاه متوسط بزرگ شدم و پیر شدن پدرمو تو این مسیر دیدم . دیدم که چقدر تلاش کرد تا من و برادرهام به خواسته هامون برسیم و چیزی توی زندگی کم نداشته باشیم اما با وجود تلاشش من در سن نوجوانی به خاطر محدودیت های مالی خانواده مجبور شدم دست از رویای فوتبالیست شدن بردارم و حسرتش رو تا سالها توی سینه م نگه دارم.

 البته من همیشه اعتقاد داشتم هیچ چیز در این دنیا بی دلیل و بی حکمت نیست چراکه همون حسرت های دوره نوجوانی برای من انگیزه ای شد تا من مهدی حکیمی در دوران جوانی به این فکر بیفتم تا خودم راه و رسم ثروت آفرینی رو یاد بگیرم و راز و رمز موفقیت ثروتمندان بزرگ دنیارو کشف کنم تا هم خودم بتونم به رویاهام برسم و هم به آدمای دیگه کمک کنم تا زندگی غنی ای رو تجربه کنن و خداروشکر می کنم که بعد از سالها تلاش، الان که این مقاله رو می نویسم به نتایج بزرگی دست پیدا کردم و یکی از بزرگترین عواملی که باعث میشه با وجود تلاش زیاد به ثروتی که میخواهیم نرسیم رو کشف کردم و آن چیزی نیست جز” باورهای محدود کننده”. و تو این مقاله قصد دارم 4 تا از اساسی ترین باورهای محدود کننده  مهم را با شما به اشتراک بذارم تا شما هم این باورهای مزاحم و وحشتناک رو بشناسید و با همت و تلاش خودتون سعی کنید اونارو از بین ببرید. همیشه به یاد داشته باشید چیزی که مارو به ثروت میرسونه یا مارو از اون دور میکنه میزان تلاش ما نیست بلکه باورهای ماست .پس بریم سراغ باورهای غلط و محدودکننده ثروت:

1)من باید یه کار درست درمون پیدا کنم تا بتونم پولدار بشم!!

«پسرم/دخترم درستو خوب بخون تا فردا تو این مملکت یه کار درست و حسابی بهت بدن که حقوق خوب داشته باشه واسه خودت راحت زندگی کنی » این دیالوگ برای همه ما تکراریه نصیحتی تکراری ولی بی نتیجه که متاسفانه هنوز هم خیلی ها باورش دارن!!

. باوری که انسان های زیادی با آن زندگی کرده اند و حتی به پای آن سالهای طلایی عمرشان را گذاراندند. به امید اینکه وعده های پدر و مادرشان درباره زندگی راحت به واقعیت تبدیل بشه. اما هر نسل که میگذره ما فقط تعداد زیادی جوون تحصیل کرده در اجتماع می بینیم که یا بی کارند یا با یه درآمد متوسط یا به قول خودمون آب باریکه دارن زندگی می کنن.آب باریکه ای که با آرزوی واقعیشون خیلی فاصله داره.

البته مشکل اصلی دانشگاه رفتن یا تحصیل کردن نیست .مشکل اصلی رویکرد مردم نسبت به اونها ست. اونها فکر میکنن شغل مناسب راه حل همه مسائل اقتصادی است و کسی که حقوق خوبی بگیره ثروتمند میشه اما حقیقت چیز دیگری است

 حقیقت اینه که ریشه این باور بر میگرده به یک رشته اصلی کهنه و غلط به نام” کار کردن برای پول”. جمله ای مثل آدم باید نون بازوشو بخوره هم ریشه از همین باور گرفته . یعنی تو باید برای ورق ورق اسکناسی که درمیاری کلی عرق بریزی و جوونیتو بذاری؟( چرا واقعاً؟؟)

آیا هدف ما برای اومدن به این دنیا اینه که با زور و زحمت گذر عمر کنیم و در نهایت دست خالی دنیارو ترک کنیم؟ مگه هدف از ثروت آفرینی تجربه لذت و آرامش بیشتر نیست؟ پس چرا باید آسایش رو از خودمون بگیریم که در نهایت به آرامش برسیم؟ به نظر شما کمی احمقانه نیست؟؟

البته این جمله” نون بازوتو بخور “چندان هم غلط نیست. اتفاقاً خیلی هم درسته !! اما برای آدمایی که در دو یا سه قرن پیش کار می کردند نه برای ما عصر جدیدی ها.این اجداد ما بودند که برای امرار معاش هیچ گزینه ای جز انجام دادن کارهای یدی و دستی نداشتند .یا باید کشاورز می شدند یا دامدار، یا باغدار و به معنای واقعی زحمت و زور بازوشونو مستقیما با پول معامله می کردند تا بتونن خرج زندگیشونو دربیارن. اما دنیای مدرن امروز با دوره ی دامداری و کشاورزی خیلی فرق می کنه .انسان های موفق امروز نون فکرشون رو میخورن.

این یه واقعیته که در دنیای پیچیده امروز که نیاز ها و شیوه های زندگی مردم بسیار پیچیده تر از گذشته شده دیگه محدودیت جسمی و زمانی انسان بهش این اجازه رو نمی ده که انقدر کار کنه و پول دربیاره که بتونه جواب گوی نیازهای گسترده و بی شمار خودش و خانواده ش در عصر مدرن بشه .و به همین علته که افرادی که به روش معامله پول با زمان و انرژی کار می کنند همیشه در حال درجا زدن هستند یا در بهترین حالت مورچه ای رشد می کنند

داخل همین ایران خودمون کلی نمونه واقعی از آدمایی هست که راحت دارن پول در میارن و اتفاقاً این افراد فرصت های بیشتری برای کسب درآمد برای خودشان می سازند. یک نمونه ایرانی و واقعی این مورد “شرکت اسنپ “هست. شرکتی که حاصل خلاقیت و فکر برنامه نویسان جوانی هست که ابتدا با تفکر تاکسی اینترنتی اپلیکیشنی را طراحی کردند که حسابی برند و پولساز شد و حالا شرکت اسنپ روز به روز کسب وکار مدرن خودش رو توسعه میده و بخش های دیگری را مثل اسنپ فود و اسنپ مارکت را راه اندازی می کنه.

.افراد سطحی نگر شاید پیش خودشون بگن موفقیت شرکت هایی مثل اسنپ شانسی بوده و خدا براشون خواسته فقط که اینجوری شدن .اما افرادی که عمیق و علمی به موضوع نگاه می کنند می دانند که هر علتی یک معلولی داره و دلیل موفقیت شرکتی مثل اسنپ تفاوت در این اندیشه است:« به جای این که برای پول کار کنند اجازه میدن پول براشون کار کنه». بله مدیران این شرکت مجبور نیستند برای همه پولی که در میاورند مستقیماً زمان و انرژی زیادی بگذارند زیرا این افراد حتی وقتی خواب هستند هم در حال کسب درآمدند و پوله که به حساب بانکیشون اضافه میشه. نوش جونشون!!

البته که این موفقیت فقط سهم دیگران نیست و شما هم میتونید با تغییر نگرش خودتون به این موفقیت برسید برای اینکه شما هم بتونید در خواب درآمدزایی کنید کافیه به مفهومی به نام «درآمد غیر فعال» مسلط بشید. درآمد غیر فعال یعنی من مستقیما برای پولی که میخواهم کسب کنم مجبور نباشم به محل کارم برم. مثلاً شما می توانید با راه اندازی یک استارت آپ، شبکه ای از کارمندان درست کنید که در زمانی که شما در حال استراحت هستید آنها برای شما درآمدزایی کنند. برای نمونه مدیران اسنپ زمانی که در خواب ناز به سر می برند، رانندگان این شرکت در سطح شهر فعالیت کرده و برای آنها درآمدزایی می کنند. یا به عنوان نمونه دیگه می تونید سایتی راه اندازی کنید(مثل دیجی کالا) که در هر زمانی مشتریان شما بتوانند به سایت شما مراجعه کرده و خرید کنند .حالا این شمایید که باید فکر کنید و ببینید چه راه هایی میتوانید در زمینه تخصصی خودتون ایجاد کنید تا به درآمد غیر فعال برسید. جان کلام ما در این بخش اینه که : مدرن فکر کنید تا بتونید در عصر مدرن رشد کنید

2)پول کثیفه و پول زیاد آدمو به لجنزار میکشونه:

اگه شما هم مثل گذشته من اهل تلویزیون و سریالای ایرانی باشید حتماً با این داستان کلیشه ای این سریالا خوب آشنایید:

همیشه افراد تو این سریالا دو دسته میشن: آدم خوبا که توی یه محله قدیمی ، داخل یه خونه ی کلنگی و کوچیک زندگی می کنند. بسیار ساده لباس میپوشن، غذاهای ارزون و مختصر میخورن و البته شدیداً هم اهل نماز و روزه و خدا و پیغمبرن و اون طرف داستان ،آدمای کثیف و خدا نشناس قصه هستند که دست به هر خلاف و کار غیر اخلاقی ای میزنن و قد نوک سوزن هم وجدان ندارن و اتفاقاً این دسته افراد تو خونه های شیک و مجلل زندگی می کنن و شبا تو خیابون با ماشینای لوکسشون جلون میدن وخلاصه حسابی پولدارن!!! درواقع از نظر سازندگان عزیز این فیلم ها آدم پولدارا آدمای شیاد و  بسیار نامردی هستن!

. البته این موضوع فقط به ایران محدود نمیشه و همه جای دنیا هست از جمله سینمای بزرگ هالیوود که ساخت فیلمای پر طرفداری مثل تایتانیک رو توی کارنامه ش داره. فیلمی که در اون ،طبقه ضعیف جامعه آدمایی شاد، مثبت، خونگرم و اجتماعی هستن و طبقه  پولدار به شدت مغرور،افسرده، خود خواه و منزجر کننده ان. شاید در نگاه اول بگید اینا فقط یه سریال ساده ان . چجوری میتونن روی سبک زندگی ما و میزان ثروتمون تأثیر بذارن؟ بله در نگاه اول شاید اینطور به نظر بیان واتفاقاً همین ساده بودن ظاهر قضیه س که مارو گول میزنه ولی واقعیت ماجرا اینه که تکرار کردن این اندیشه در رسانه های مختلف که پول کثیفه و آدمای پولدار بی وجدان، در طول زمان این باورو به اکثریت انسان ها داده که “نباید زیاد پولدار شد چون پول کثیفه!!”

دوست عزیز هشدار من به شما اینه که تا رویکردتون نسب به پول این باشه هیچوقت جانانه برای رسیدن بهش کار  نخواهید کرد چون هیچکس برای رسیدن به چیزی که از آن متنفر است نلاشی نخواهد کرد !! شما برای رسیدن به شخصی که عاشقانه او را دوست دارید چقدر تلاش می کنید؟ حالا اتصور کنید که از همان شخص متنفر باشید یا اونو کثیف خطاب کنید حالا آیا برای رسیدن بهش تلاش می کنید یا از او فرار خواهید کرد؟پاسخ مشخص است…

پس همین الآن تصمیم بگیرید هرکاری که لازم است انجام دهید تا عاشق پول شوید و نفرت خودتون رو نسبت به اون از بین ببرید .یکی از راه های آن معاشرت با افراد ثروتمند و یا افرادی است که مسیر درستی رو در کسب و کارشون طی می کنند. از همین الآن تصمیم خود را برای تغییر این باور قطعی کنید

3) من نمیخوام به خاطر پول کارهایی را انجام بدم که دوست ندارم!!

این تفکر هم یک تفکر کاملاً اشتباهه. البته برداشت اشتباه نکنید اصلاً منظورم این نیست که  زندگیتونو پای شغلی بذارید که دوستش ندارید .نه اصلاً . خود من چندین سال پیش کسب و کاری در زمینه دکوراسیون داخلی داشتم و اتفاقاً درآمد خوبی هم داشتم و کارم به جایی رسیده بود که میتونستم با چند تماس تلفنی ساده درآمد خوبی کسب کنم اما کشمش های ذهنی و درگیری هایی که با افراد توی شغلم داشتم رو اصلاً دوست نداشتم و حس میکردم این شغل مناسب شخصیت من نیست و با ارزش هام در تضاده . به همین دلیل شغل قبلیمو رها کردم و کسب و کار آموزشیمو که علاقه قلبیم همبشه بوده و هست رو راه اندازی کردم و به شما هم توصیه میکنم اگر شغل فعلیتون رو دوست ندارید حتماً در اسرع وقت به فکر عوض کردن اون باشید چون زندگی خیلی کوتاه و البته با ارزشه .

برای آشنایی بیشتر با مهدی حکیمی ویدیو مهدی حکیمی کیست را تماشا کنید

روی صحبت من بیشتر با افرادیه که دوست دارن فقط به کارهایی بپردازند که در حوزه علاقه اونهاست.گاهی شما باید کارهایی را انجام بدید که شاید هیچ علاقه ای به آن نداشته باشید اما برای موفقیت شما در حوزه مورد علاقتون بسیار حیاتی و مهم باشه. به طور مثال خود من همیشه آموزش دادن و سخنرانی رو دوست داشتم و به اون عشق می ورزم اما هیچوقت علاقه ای به حوزه هایی مثل بازاریابی یا مدیریت راهبرانه یا حتی مدیریت سایت نداشتم اما برای موفقیتم در حوزه کاریم مهم و حیاتی هستند و من می بایست اونارو یاد میگرفتم

اگر شما هم کسب و کاری دارید که نیاز به مهارتهای خاصی داره حتماً نیاز دارید روی خودتون سرمایه گذاری کنید و این مهارت ها رو یاد بگیرید. یادتون نره که بهترین سرمایه گذاری،سرمایه گذاری روی خودتونه. البته این سرمایه گذاری لزوماً مالی نیست . شاید در جایی از زندگی(خصوصاً اگر جوون هستید و هنوز به 30 سالگی نرسیدید) نیاز باشه در زمینه شغلی خاصی که شاید علاقه ای هم به آن نداشته باشید، شاگردی مدیر موفقی رو بکنید تا از تجربیات و درسهای با ارزش اون بهره مند بشید .مثلاً یک مدیر موفق احتمالاً قوانین مذاکره مؤثر را بلد باشه که یاد گرفتنش  بسیار می تونه برای شما مفید واقع بشه

پس از همین الان به جای اینکه به خاطر پول کاری که دوست دارید را انجام دهید، مهارت های مهم و پولساز مرتبط با علاقتون رو یاد بگیرید و اینگونه روی علاقه خود سرمایه گذاری کنید

4) برای پولدار شدن باید حسابی اقتصادی باشم و کلی پول جمع کنم:

شاید الآن پیش خودت بگی: آقا بیخیال دیگه همه زمان و زمان سر این قضیه توافق دارن که پول جمع کردن برای رسیدن به ثروت حیاتیه اون وقت شما میگی اشتباهه؟؟

بله دوست عزیز من به شدت اعتقاد دارم پول جمع کردن ما رو ثروتمند نمیکنه و کار کاملاً اشتباهیه! .ممکنه 90درصد مردم یا حتی خود شما با این حرف من مخالف باشید اما فراموش نکن اگر مردم درست فکر میکردن الآن باید خیلی ها ثروتمند بودن نه اینکه طبق آمار جهانی 80 درصد دنیارو  قشر متوسط و فقیر تشکیل بدن . یعنی فقط 20 درصد انسانهای این کره خاکی باورهای درستی درباره پول دارند و اگر شما هم میخواهید جزوی از این 20 درصد باشید، باید متفاوت از اکثریت اجتماع فکر کنید. اون چیزی که مردم رو از ثروت دور میکنه باورهای غلط اونهاست نه عدم تلاش کردن. تلاش به تنهایی شمارو به هدفتون نمیرسونه بلکه تلاش در مسیر درسته که کلید موفقیت شما در مسیر ثروته . شما نمیتونید دونه ذرت بکارید و گندم درو کنید .شما باید دونه درست رو بکارید و با مراقبت و تلاش محصول دلخواهتون رو برداشت کنید .

یکی از بذرهای درستی که باید در ذهن خودتون بکارید، شناخت مفهومی به نام” دارایی” است. شاید الان از یک فرد معمولی بپرسید دارایی چیست به شما بگوید : خب معلومه ،خونه ،ماشین، ویلا و هر پولی که شما تو جیبتون دارید دارایی شما به حساب می آید. و اشتباهشون هم دقیقاً همینجاست !!

 در واقع تعریفی که مردم از دارایی دارند با تعریف علمی و درست آن کاملاً متفاوته . دارایی از دیدگاه علم : یعنی اموالی که ارزشش در طول زمان افت نکنه و علاوه بر آن به نقدینگی شما(پول توی جیبتون ) هم اضافه کنه . اموالی که پول از جیب شما خارج کنه چیزی به جز بدهی نیست و دارایی به حساب نمی آید

به طور مثال ممکنه خیلی از افراد خودرو خودشون رو دارایی حساب کنند اما حقیقت اینه که خودرو فقط یک بدهی است زیرا زمانی که شما ماشین می خرید این ماشین هزینه هایی شامل: هزینه بنزین، تعویض روغن ، لاستیک و سایر قطعات را به سبد هزینه های شما اضافه میکنه و عملاً به جای اینکه پولی به پول شما اضافه کنه ، از پول توی جیب شما کم می کنه علاوه بر این ارزش خودرو شما به مرور زمان کاهش پیدا میکنه

اتفاقی که درمورد پس انداز شما میفته نیز مشابه همین نمونه است . پولی که شما جمع می کنید اگر به گردش نیفتد و  گوشه ای در بانک یا منزل شما بماند به مرور ارزشش افت کرده و زحمات شما را به باد می دهد . دقیقاً به همین دلیل است که مشاوران بزرگ اقتصادی کشور این روزها شدیدا تاکید میکنند که پول خودتون رو سریعا به دارایی های با ارزش تبدیل کنید تا ضرر نکنید

بنابراین این جمله را همیشه به خاطر داشته باشید: «دوست عزیز، پول یا برای خرج کردنه یا برای سرمایه گذاری . پولی که در قلک شما جمع میشه ارزش خاصی نداره چون پولی به پول شما اضافه نمیکنه!!» البته اصلاً منظور من این نیست که ولخرجی کنید اما حتماً برای پولی که در دست دارید برنامه ریزی کنید تا سریعا اونو به دارایی تبدیل کنید

در اینجا به پایان این مقاله میرسیم .ممنونیم از شما که برای رشد و پیشرفت خودتون زمان میذارید و به جای بیهوده چرخیدن توی فضای مجازی ، مطلب آموزشی رو مطالعه می کنید . و من هم به عنوان نکته پایانی، نکته ی طلایی رو میخوام با شما به اشتراک بذارم:

دوست عزیزم، ثروت چیزی دست نیافتنی یا رویایی نیست . بلکه تنها یکسری باورها و طرز فکر های غلط که از بچگی در ذهن ما فرو کرده اند باعث شده ثروت برای ما به چنین هدف رویایی و جادویی تبدیل بشه . اما تجربه به من و به خیلی از افراد ثروتمند دنیا ثابت کرده که هر انسانی و از هر طبقه اجتماعی با یک برنامه منظم و مشخص و به شرط اینکه باورهاش رو تغییر بده میتونه به ثروت دلخواهش دست پیدا کنه

دنبال ثروت توی دنیای بیرون نگرد چیزی که فقر یا ثروت رو برای تو تعیین میکنه توی ذهن توعه و اسمش باوره!! باورها اندیشه های مخفی داخل ذهن ما هستند که دسترسی بهشون سخته اما به لطف دستاوردهای علمی بشر امروزه میتوان به لایه های مخفی ذهن نفوذ کرد و با تکنیک های خاصی اونهارو تغییر داد.

 از این رو مهدی حکیمی و تیم پشتیبانی مجموعه دوره ای بلند مدت و جامع را برای شما تدارک دیدن که طی آن با استفاده از یک برنامه مدون و تکنیک های روز دنیا اول باورهای محدودساز خود را از بین می برید و بعد باورهای صحیح را جایگزین آنها می کنید و در عرض شش ماه صفر تا صد قوانین و مهارتهای پولسازی را یاد میگیرید

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاهده صفحه محصول، کلیک کنید

دوره بلند مدت اسرار ثروتمند شدن

6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت دوم)

خب وقتشه قسمت دوم مقاله را با مهمترین مؤلفه احساس شادی و خوشبختی یعنی “داشتن روابط سالم” شروع کنیم. اگر هنوز قسمت اول مقاله را نخوانده‌اید، کلیک کنید

4-رابطه های خوب بسازید و با عزیزان خود ارتباط بگیرید:

.از سالها پیش انسانها در پی آن بوده اند که رمز و راز سعادتمندی و خوشبختی را کشف کنند و دریابند که واقعاً چه عواملی باعث می شود یک انسان روحیه ای شاد و مثبت را به صورت میانگین در سراسر زندگی تجربه کند و انسانی دیگر غرق در مسائل و بیماریهای روانی از جمله افسردگی و مشکلات رفتاری شود.این جست و جوها و تحقیقات از هزاران سال پیش تا به امروز ادامه داشته است. اپیکور که چیزی حدود 270 سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد، جزء اولین فیلسوفانی بود که در رابطه با سعادت و خوشبختی صحبت کرد. او مطالب مختلفی را در مورد اینکه چه چیز‌هایی ما را از خوشبختی دور و چه عناصری می‌تواند ما را به خوشبختی برساند عنوان کرده است و سبک زندگی خود را نیز به همان سمت هدایت کرد و واقعا مکتبی را ارائه کرد که خوشبخت زیست و توانست آن را به درستی آموزش دهد.اولین دسته از نیازهای بشر که اپیکور توجه به آنرا از عوامل بسیار مؤثر در داشتن روحیه مثبت و شادکامی عنوان کرد،داشتن روابط عاطفی و جنسی سالم با شریک عشقی و روابط دوستانه و اجتماعی با دیگران در کنار سایر نیازهای بنیادی مثل خوراک،پوشاک و مسکن بود.از طرفی دکتر ویلیام گلسر از روانشناسان مطرح عصر حاضر در تئوری انتخاب خود بیان کرد:تقریباً همه افرادی که به خاطر اختلالات روانی به من مراجعه می کردند،از مسائل ارتباطی رنج می بردند!! این دو نمونه به ما ثابت می کند که سهم روابط در احساس خوشبختی انسانها در طول تاریخ همیشه به چشم خورده و نقش آن به شدت پررنگ بوده است.البته منظور ما داشتن هرگونه رابطه ای نیست . روابطی برای داشتن روحیه مثبت و شادکامی ما مهم هستند که سالم باشند و نیازهای ما را در جهت مثبت تأمین کنند.روابطی که ضد ارزش ها،علایق و اهداف ما باشند و موانعی را در سر راه خودشکوفایی ما قرار دهند به شدت مضرند.پس همانطور که رابطه خوب موجب روحیه بالای ما می شود رابطه بد هم می تواند مار را زمین بزند!!!جالب است بدانید تحقیقات نشان داده که داشتن روابط سالم نه تنها سلامت روانی برای ما به همراه دارد،بلکه روی سلامت فیزیکی ما هم تأثیر مستقیم می گذارد.

طبق سلسله تحقیقاتی که روی گروهی از بازنشستگان در آمریکا انجام شد،افرادی که بعد از بازنشستگی روابط خوبی را با دوستان و خانواده خود تجربه می کنند،طول عمر بیشتری داشته و سلامت فیزیکی بالاتری دارند زیرا استرس و فشار روحی کمتری را تجربه می کنند.حقیقتاً هم گذراندن وقت با افرادی که دوستشان دارید و در میان گذاشتن احساستتان با آنها، می تواند به شدت روحیه شما را بالا ببرد ،استرس شما را کاهش داده و حس تنهایی را از شما دور کند.پس حسابی برای بهبود روابط خود وقت بگذارید.

در اینجا می خواهیم به یکی از تکنیک ها و روش های بسیار کارآمد برای بهبود روابط با افراد مهم زندگیمان اشاره کنیم  نام این روش ،قانون وقت کیفی است.این قانون توسط پروفسور جان گاتمن محقق و مؤلف بزرگ و شهیر در زمینه روابط عاطفی و زناشویی طراحی شده است .اما این قانون علاوه بر روابط زناشویی در ارتباطات اجتماعی و دوستانه نیز می تواند به کار برده شود. هدف این روش بهبود صمیمیت بین دو فردی می باشد که وقت کیفی را باهم گذرانده و لحظات خوشی را با هم سپری می کنند. برای اینکه این تکنیک به درستی اجرا شده و مؤثر واقع گردد، باید به طور دقیق به روش زیر اجرا شود و کاملاً از این قوانین پیروی کند:

1-به صورت روزانه یا هفتگی زمان خاصی را باید برای دیدار و گذراندن وقت با فردی که میخواهیم صمیمیت خود را با او افزایش دهیم، در نظر بگیریم و با فرد مورد نظر قرار ملاقاتی بگذارید

 2- این دیدار باید به صورت دو نفره و بدون حضور شخص سوم صورت بگیرد

3-در طی این زمان می بایست با فرد دوم مشغول انجام فعالیتی شوید که هر دو شما از آن لذت ببرید. استفاده کردن از تلفن همراه یا هر وسیله دیگری که توجه شما را به سمت خودش جلب کند، در طول این زمان ممنوع است.

4-درمورد همسر شما، رابطه جنسی نمیتواند فعالیتی باشد که زمان کیفی شما را پر کند زیرا این فعالیت برای ارضای نیاز دیگری است و با وقت کیفی تفاوت دارد. سینما رفتن نیز نمی تواند وقت کیفی به شمار بیاید زیرا در طول تماشای فیلم توجه هر دو شما به چیز دیگری است و فرصتی برای ارتباط گرفتن با یکدیگر پیدا نمی کنید.به طور دقیق تر اگر بخواهم بگویم،فعالیتی که انجام می دهید باید به نحوی باشد که در صورت نبود فرد دوم، آن فعالیت متوقف شود.بازی های دو نفره در صورتی که هردوی شما انرا دوست داشته باشید،می توانند گزینه مناسبی باشند

5-هدف این قانون فقط و فقط خوش گذرانی و لذت دو طرفه است . بنابراین در طول این قرار، هرگز از اختلافات خود صحبت نکنید و به جای ان درباره موارد مثبت صحبت کنید .مثلاً  به همسر خود بگویید وقتی موهایش را باز میکند شما بیشتر دوست دارید یا وقتی عاشقانه به حرف ها و درد دلهای شما گوش می دهد شما در کنارش احساس آرامش می کنید و یا از خاطرات شیرینی که در گذشته باهم داشتید صحبت کنید .سپس از او بخواهید نظرش را درباره نقاط مثبت رابطه با شما در میان بگذارد.

هشدار: در صورتی که رابطه شما با فرد مقابل به شدت آسیب دیده باشد، وقت کیفی می تواند اوضاع را برای شما بدتر کند .بنابراین در صورتی که با همسر خود اختلافی عمیق دارید، حتماً به یک زوج درمانگر مراجعه کنید

5-در لحظه زندگی کنید و ذهن آگاه باشید:

علی که پس از تحمل مدتها چالش اقتصادی و شغلی حسابی از لحاظ ذهنی خسته و درمانده شده است، تصمیم می گیرد با خانواده خود به سفری کوتاه رفته تا خستگی در کند و با انرژی بازیافته ای به زندگی روزانه اش برگردد.او همراه خانواده بار سفر را بسته و راهی شمال ایران  می شود.در جاده کوه های پر درخت در سمت چپ و شالیزارهای سرسبز در سمت راست جاده هر چشمی را به خود خیره می کنند. مه روی کوه ها را گرفته و نسیم خنکی از پنجره ماشین به صورت خورده و انرا نوازش می دهد و بوی خوش برنج به مشام می رسد و انسان را سرمست می کند. همه این زیبایی ها به تنهایی ذهن را رها کرده و خستگی را به در می برد اما…. متأسفانه علی همه این لذت ها و زیبایی ها را از دست می دهد.زیرا با این وجود که جسم او در جاده ای به این سرسبزی در حرکت است و میان این همه زیبایی قرار گرفته، ذهن او هنوز غرق مسائلی است که یک ماه قبل با آنها دست و پنجه نرم می کرده است. او دائم در ذهن خود از زمین و زمان شکایت می کند و بعد نگرانی هایی درباره اینده را با خود مرور می کند:”ای وای حالا اگه بازم مجبور باشم زیر بار قرض و بدهی برم چی؟؟”

تجربه نگرانی و استرس موضوعی طبیعی است اما درگیر شدن با آنها و نشخوار کردن آنها در ذهن کاری است بیهوده. چرا که علی در آن لحظه هیچ کاری برای رفع مسائل و مشکلاتش نمی تواند انجام دهد و او نه تنها با مرور کردن این افکار رفته رفته حال خودش را بدتر می کند، بلکه زییایی های طبیعت اطرافش را نیز از دست می دهد.طبیعتی که به خاطر آن این همه راه را پیموده است!!!

حقیقت ماجرا اینجاست که علی تنها نقش یک نماینده از بین ما را در این داستان دارد!!!و این داستان در اصل آینه ای است در مقابل چشم بسیاری از ما که حقیقت خود را ببینیم. همه ما می دانیم که زندگی تنها در همین لحظه است که جریان دارد و گذشته ها گذشته و آینده تنها یک احتمال است.اما با این وجود بسیاری از ما هنگامی که در کوچه و خیابان قدم میزنیم یا حتی وقتی که در سر میز کار خود در حال انجام فعالیت های جدی هستیم ،یا در ذهن خود به گذشته فکر می کنیم یا به نگرانی هایی درباره آینده می پردازیم. غافل ار اینکه ذهن خود را درگیر مواردی کرده ایم که هیچ کنترلی روی آنها نداریم.واقعاً چه کسی تا به حال توانسته ) در )در کتاب “قدرت لحظه حال ” می گوید:”تمامی احساسات Eckhart tolleگذشته خود را تغییر دهد یا آِینده را به طور دقیق پیش بینی کند؟ آقای اکهارت تول (

منفی ما حاصل انباشت تفکرات ما در زمان های مختلف و انکار لحظه حال است. احساس ناراحتی،اضطراب،تنش،استرس،نگرانی و تمامی ترس های ما به خاطر غرق شدن در آینده و از دست دادن لحظه حال است. و همچنین احساس گناه،حسرت،شکایت،ناراحتی،تلخی و تمامی نابخشودگی های ما به خاطر غرق شدن در گذشته و فراموش کردن لحظه حال است”

پس لحظه حال را از دست ندهید زیرا حقیقت زندگی تنها همین لحظه است.بله!همین لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید تنها واقعیت زندگی شماست . پس هنگام مطالعه مقاله سعی کنید تمامی تمرکز خود را روی مطالعه بگذارید.هر فکری از ذهن شما گذشت،شما نیز ساده از آن بگذریدو درگیر آن نشوید.البته اگر با این وجود باز هم چندباری تمرکز خود را از دست دادید اصلاً خود را سرزنش نکنید .فقط هر گاه فکری توجه شما را جلب کرد سریع به خودتان بیایید و دوباره توجه خود را روی متن مقاله متمرکز کنید

عجله نکنید و به خودتان فشار بیش از حد نیاورید. زیرا قدرت تمرکز  و حضور در لحظه حال، نیاز به تمرین و کسب مهارتی به نام ذهن آگاهی دارد که به مرور زمان و با تمرین مستمر به دست  می آید. تمرینات ذهن آگاهی در واقع همان تمرینات مدیتیشن هستند. البته منظور از مدیتیشن این نیست که چند دقیقه تمرکز کنید و بعد مثل مرتاض ها از زمین جدا شوید!!! تمرینات ذهن آگاهی که در روانشناسی اکت به آنها پرداخته می شود اتفاقاً تمریناتی ساده هستند. البته انجام دادن آنها مخصوصاً در اوابل راه چندان هم آسان نیست و حتماً کمی ما را به چالش خواهند کشاند.در ادامه دو نمونه از این تمرینات را برای شما آورده ایم.یک ویژگی مشترک که بین همه این تمرینات وجود دارد، این است که ما به یک جریان یا اتفاقی که در همین لحظه در حال رخ دادن است توجه کنیم.

1) چهار زانو روی زمین نشسته ،کمر را صاف کنید،چشمان خود را بسته ، بدن خود را ریلکس کنید. حالا به جریان تنفس خود توجه کنید.تنها چیزی که باید به آن در این لحظه توجه کنید، دم و بازدم شماست. جریان هوایی را که به ریه های شما رفته در ذهن خود دنبال کنید و سپس مسیر خرج هوای بازدم را در ذهن خود مجسم کنید. هر گاه ذهن شما منحرف شد دوباره برگردید و این تمرین را ادامه دهید.

2) به اطراف خود نگاه کنید و سعی کنید همه چیز را به همان شکل و شمایل که هست با جزییات به خاطر بسپارید. سپس چشمانتان را ببندید و هر آنچه به خاطر سپردید را  در ذهن خود مجسم کنید

تکرار همین تمرینات ساده به مرور زمان می تواند ذهن شما را به حضور در لحظه عادت دهد.توجه داشته باشید که برای فراگیری این مهارت به برنامه ای مدون و تمرینات درست نیاز دارید. در بسته جامع آموزشی مدیتیشن مهدی حکیمی هرآنچه برای تمرین و یادگیری این مهارت لازم است را می توانید فرا بگیرید

لینک محصول مدیتیشن

6-روزانه حد اقل یک کار که به آن علاقه دارید را انجام دهید

در روانشناسی مفهومی وجود دارد به نام(( احیا پذیری)).احیا پذیری نوعی انرژی است که کمک می کند،در شرایط دشوار زندگی دوام بیاوریم .به زبانی دیگر،احیاپذیری سوخت مورد نیاز ما برای مواجهه با چالش های زندگی است . انرژی احیاپذیری مثل یک سد در درون ما می ماند. هریک از ما یک چنین سدی در درون خود داریم و با هر عملی که در طول روز انجام میدهیم یا این سد را کمی پر می کنیم یا از آن خالی می کنیم. برای اینکه بتوانیم زندگی غنی و پرباری را انجام دهیم ، لازم است تلاش کنیم سدمان را همیشه پر نگه داریم. زیرا هربار که ما با چالش یا شرایط دشواری در زندگی رو به رو می شویم، متناسب با میزان فشار و سختی، دریچه سد باز شده و آب آن تخلیه می شود.هرچه چالش بزرگتر باشد آب بیشتری هم از سد ما خالی می شود.و تلخی ماجرا زمانی نمایان می شود که سد ما خالی و خشک شود زیرا آن زمان است که به افسردگی یا فرسودگی(همان افسردگی در محیط کار.یعنی آنقدر کار کنی که دیگر توانی برای ادامه کار نداشته باشی) دچار می شویم.حالتی که در آن نسبت به همه چیز بی تفاوت و بی انگیزه می شویم. دچار دل مردگی، بی قراری و ناکامی می شوی و به چنان موجود سختی تبدیل می شوی که نه خود و نه دیگران به راحتی با تو کنار نخواهند آمد

حالا چگونه این سد را دائماً پر کنیم؟پاسخ ساده است: هر روز حداقل یک کاری را انجام بده که از آن لذت می بری .بعد می بینی که دریاچه پشت سد دائم در حال پر شدن است. به نظر هم کار ساده ای می آید و حقیقتاً هم همینطور است اما با وجود اینکه ساده است، اصلاً آسان نیست. سادگی با آسان بودن تفاوت دارد. دلیلش هم این است که بسیاری از ما آنقدر خود را درگیر روزمرگی ها و مشغله های فکری خود کرده ایم که خیلی اوقات خود را فراموش می کنیم. فراموش می کنیم که ما هم به عنوان یک انسان نیاز اساسی به تفریح و لذت داریم. برای اثبات این موضوع کاغذ و قلمی بردار و این آزمون را انجام بده:

لطفاً نام بیست فعالیتی را که دوست داری آنها را انجام بدهی، بنویس . هر چیزی دوست داری بنویس مشروط به اینکه واقعاً دوستش داشته باشی. اگر مثل اکثر افراد باشی معمولاً بیش از 10 مورد نمی توانی بنویسی و این بسیار تأسف بار است.زیرا ما در زندگی مدرن امروز ابزار و امکانات بسیاری در اختیار داریم تا به واسطه آن بتوانیم از زندگی لذت ببریم اما به سختی می توانیم مواردی را پیدا کنیم که انجام دادنشان برایمان لذت بخش باشد. اگر میخواهید فرد احیاپذیری باشید باید بتوانید موارد بیشتری به لیست خود اضافه کنید و آنرا به 20 عدد برسانید. بعد از اینکه لیستتان کامل شد به این فکر کنید که هفته گذشته چندتا از این موارد را انجام دادید؟ جلوی هر کدام که انجامش دادید یک تیک بزنید.هر چه تعداد کارهای بیشتری را تیک بزنید حال بهتری خواهید داشت و انرژی احیاپذیری بیشتری برای خود ذخیره خواهید کرد.بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیر روزانه حداقل یکی از این موارد را انجام بدهی.

شاید برای شما این سئوال پیش بیاید که در لیست خود چه مواردی می توانید بنویسید. خب در حقیقت کارهایی که شما برای احیاپذیری انجام می دهید دو دسته می شوند: کارهایی که انجام دادنشان مستقیماً به شما حس لذت می بخشد و دسته دوم کارهایی است که انجام دادنشان هیچ لذتی برای شما ندارد اما به انجام رساندن آنها حس غرور با ارزشی  به شما می دهد چون حس می کنید قدمی به جلو برداشته و کاری را که باید انجام می دادید به مرحله عمل رسانده اید.مثل گردگیری و شستن دستشویی که احتمالا لذتی به شما نمی دهد اما حس حاصل از به انجام رساندن آن بسیار با ارزش است. زندگی هر روز توان احیاپذیری تو را به چالش می کشد بنابراین هر روز باید انرژی احیاپذیری خود را شارژ کنید. برای اینکه مطمئن شوید در مسیر درست احیاپذیری قرار دارید یا خیر هر شب قبل از رفتن به تخت خواب این دو سئوال را جواب بده: ((آیا امروز کاری مفرح انجام دادم؟)) و دوم اینکه: (( آیا امروز کاری را به سرانجام رساندم؟)) .حداقل باید پاسخ شما به یکی از این سئوالات مثبت باشد. اگر پاسخ شما به هر دوی آنها مثبت باشد خوب است اما سعی کنید تعداد این کارهایی را که روزانه انجام می دهید بالا ببرید.

6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت اول)

داشتن روحیه واحساسات مثبت یکی از مهمترین شاخصه هایی است که زندگی مارو مستقیماً تحت تأثیر خودش قرار میده.برای هیچکس پوشیده نیست که  هر روز از لحظه بیدار شدن از خواب تا پایان شب کیفیت انجام امور ما به شدت به حوصله و وضعیت احساسی ما بستگی داره.وقتی حوصله نداشته باشیم اونطور که باید نمیتونیم برای فرزندمون،همسرمون یا سایر اعضای خانوادمون وقت بذاریم. وقتی روحیه نداریم در محل کار دایم تمرکزمون رو از دست میدیم،دچار سردرگمی میشیم و همین کافیه تا میزان کارآمدی ما افت کنه و همین سطح رضایت مدیرمون رو هم پایین بیاره….

علاوه بر اینها داشتن روحیه مثبت روی سلامت فکری و سلامت ما هم اثر میذاره و همین اهمیت این ماجرا رو دو چندان می کنه پس اهمیت داشتن روحیه بالا برای هیچ یک از ما پوشیده نیست  و در کنار همه این موارد منطقی و استدلال ها،همه ما دوست داریم تا جایی که ممکنه حالمون خوب باشه و اصلاً هر تلاشی که در زندگی می کنیم در نهایت برای به دست آوردن حس شادی و لذت بیشتر است

 پس حالا که به اهمیت موضوع واقف هستیم بریم ببینیم که در دنیای پیچیده امروزه با وجود همه مشغله های فکری و دغدغه هایی که در زندگی روزمره مون باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم،با کار کردن روی چه مواردی می تونیم روحیه خودمون رو به صورت روزانه شارژ نگه داریم و با تمرین و استمرار در این زمینه به مرور زمان به یک استاد تبدیل شویم.

1-مثبت اندیشی:

یک لحظه صبر کنید! احتمالاً شما با دیدن کلمه” مثبت اندیشی”این فکر به ذهنتون خطور کرده باشه که:”ای بابا بازم از این حرفای تکراری و انگیزشی بی پایه و اساس.ولمون کن بابا”!!!بله منم با شما موافقم .این کلمه  متاسفانه خیلی بازیچه دست متن ها و سخنرانی های غیر تخصصی شده و مثبت اندیشی ای که بسیاری از این افراد غیر متخصص مارو به انجام اون دعوت می کنند، نوعی مثبت اندیشی احمقانه و افسانه ای است.”البته این امر هم طبیعی است و در هر حوزه یا تخصصی ممکنه اتفاق بیفته و بعضی مفاهیم یا خوب برای جامعه تفهیم نشه یا وسیله ای برای سو استفاده برخی افراد بشه  اما با وجود همه اینها هیچ چیز نمیتونه از ارزش و اهمیت مثبت اندیشی علمی و واقعی کم کنه. مثبت اندیشی ای که ما درباره آن صحبت می کنیم،انکار واقعیت های منفی زندگی نیست بلکه مفهوم واقعی مثبت اندیشی  پذیرش موارد منفی و در عوض پرداختن و توجه به جنبه های مثبت رویدادهای زندگی ماست .ما باید یاد بگیریم هیچ اتفاقی توی زندگی کاملا منفی یا کاملاً مثبت نیست. هر چیزی در زندگی هم نیمه تاریک داره هم نیمه روشن.مثبت اندیشی واقعی این نیست که بگیم ((نه!همه چی خوبه!کی گفته اوضاع بده!)) .نه اصلاً منظور ما این نیست. بلکه منظور از مثبت اندیشی برداشتن توجه از روی نقاط منفی و پرداختن به نکات مثبت است.اتفاقاً داستان جالبی هم در این مورد وجود دارد که درک این موضوع رو برایمان راحت تر می کند:

روزی حضرت مسیح(ع) با دوستان و همراهانش از جنگلی عبور می کردند و مشغول صحبت بودند که در همین حین به جنازه یک الاغ برخورد کردند که به نظر می رسید روزها از مرگش گذشته است چرا که به شدت بوی تعفن میداد و دور و برش پر از حشرات موزی شده بود . هر یک از یاران با دیدن خر شروع به توصیف آن کردند .یکی گفت((اه،چقدر زشت و کریح!!)) دیگری گفت:((چه بودی گندی میدهد)) نفر سوم گفت ((چقدر هم آلوده است.)).در همین حین که دوستان هر یک  توصیف منفی می کردند.حضرت عیسی به خر نگاهی انداخت و گفت:((اما دندان های سفیدی دارد!!))

این داستان به ما یاد می دهد که حتی در دل زشت ترین و کریح ترین چیزها هم میتوان به دنبال زیبایی ها و نکات مثبت گشت.ما با مثبت اندیشی تمرین می کنیم تا به جای حرص خوردن به خاطر نقاط منفی ای که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، به نکات مثبت بپردازیم و از  آنها به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی خود استفاده کنیم

به طور مثال بالا رفتن قیمت دلار اصلاً اتفاق خوبی نیست و ممکن است  کسب و کار ما را در چالش بیاندازد اما شاید فرصتی باشد تا کسب و کار خود را به خارج از مرزهای ایران گسترش بدهید و به واسطه درآمد دلاری سود خود را بالا ببرید.بنابراین شما می توانید به جای حسرت و تأسف خوردن به خاطر قیمت بالای دلار تمرکزتان را روی فرصت هایی که این رویداد ایجاد کرده بگذارید و از آنها برای یک برنامه ریزی جدید جهت رشد و ارتقا کسب و کارتان استفاده کنید. به همین صورت برای رویداد های مختلف زندگی این مهارتو تمرین کنید تا در اجرای آن قوی شوید. البته با داستان ها و جملات منفی ای که ذهنتون می سازه نجنگید زیرا توجه زیاد به مخاطرات و احتمالات منفی ویژگی ذاتی مغز ماست! پس فقط سعی کنید با تکنیکی که در عنوان شماره دوم مطرحش می کنیم اثر اونها رو کمتر کنید و سپس بنشینید و به نکات مثبت و فرصت هایی که می تواند در دل رویداد زندگیتان وجود داشته باشد بیاندیشید.

2-حساب افکار خود را از واقعیت های زندگیتان جدا کنید:

همه ما بدگویی هایی که ذهنمان انجام می دهد را در زندگی تجربه کرده ایم.مثلاً وقتی کاری اشتباه انجام می دهیم ذهن شروع می کند به گفتن جملاتی مثل((تو چقدر احمقی!تو واقعاً بی عرضه هستی و دست و پا چلفتی.تو چطور میخواهی موفق بشی و به خواسته هات برسی؟هان؟!!)) یا وقتی در حین تلاش برای رسیدن به اهدافتان به اولین مانع بر میخورید با خود می گویید:((هه!با خودت چی فکر کردی عزیز من؟اینجا ایرانه ها!اینجا به کسی بها نمیدن!تو این مملکت یا باید آشنا داشته باشی یا بابات پول داشته باشه!خر ما هم که از کرگی دم نداشت!پس تکلیف معلومه!)) و هزاران نمونه دیگر از این افکار و جملات که دائماً در طی روز در موقعیت های مختلف به ذهن ما می آیند و قطعاً حال ما را بد می کنند و روحیه مان را تضعیف می کنند.حالا می رسیم به اینجا که چطور می توانیم این افکار را از بین ببریم و به جای آن افکار مثبت را جایگزین کنیم؟خب حقیقت مطلب این است که ما هیچ گاه نمی توانیم افکار منفی خود را از بین ببریم و آنها همیشه به سراغ ما خواهند آمد.!!! درست بر خلاف چیزی که خیلی از کتاب های انگیزشی غیر استاندارد دنیا به ما آموخته اند شما با هیچ تکنیکی نمی توانید این افکار را سرکوب کنید و بالعکس بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه روانشناسی اکت،تلاش برای انکار یا سرکوب این افکار باعث بیشتر قدرت گرفتن آنها می شود!پس باید یاد بگیریم به جای سرکوب آنها وجود آنها را در ذهن پذیرفته و تنها با استفاده از تکنیک هایی مثل تکنیک جداسازی ،اثر آنها را کمرنگ تر کنیم. اما تکنیک جداسازی چیست و چطور انجام  می شود؟

جداسازی یعنی ما  بیاموزیم هرآنچه ذهن ما در چنین مواقعی می گوید تنها ترکیبی از یک سری کلمات و جملات است و هرانچه ذهن می گوید را لزوماً قرار نیست به عنوان واقعیت بپذیریم. فرض کنید شما در خیابان در حال قدم زدن باشید و فردی از کنار شما رد شده به شما بگوید:((احمق!)) در آن لحظه آیا شما واقعاً به یک احمق تبدیل می شوید؟؟!!مسلماً نه.قطعاً حرف آن شخص ذره ای از جایگاه و شخصیت شما کم نکرده و او تنها یک کلمه را بر زبان آورده که به تنهایی هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه ما آنرا به عنوان واقعیت خود بپذیریم و به آن معنا بدهیم. دقیقاً هرآنچه ذهن ما می گوید هم همین حالت را دارد و تنها یک سری کلمات است که ذهن خودش می سازد و این کلمات به خودی خود بی ارزشند مگر آنکه خودمان به آنها بها ببخشیم.تمرینات جداسازی برای جا انداختن این واقعیت برای خودمان استفاده می شود و به روش های زیر صورت می گیرد:

الآن یه جمله ای تو ذهنم داره میگه که….

هر جمله منفی که حال شما را بد می کند را به خاطر بیاورید و سپس این عبارت ها را در ابتدای آن بگذارید:((الان متوجه شدم که فکر می کنم….))،

((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه…..)).هدف از انجام این تمرین یادآوری این موضوعه که جملات ذهن تنها یکسری ترکیب کلماته و بس.

مثلاً جمله ((من احمق هستم)) را اینگونه بیان کنید:((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه من احمقم!))

این افکار را به صورت موزیکال با خود بخوانید:

یک ملودی شاد و خاطره انگیز را که دوستش دارید انتخاب کرده (مثل آهنگ”تولد مبارک”) و جملات منفی خود را در قالب آن ملودی بخوانید: مثلاً

همین الآن این جملات را در قالب این ملودی بخوانید:     من آدم کودن و احمقی هستم          من اصلاً نمیتونم موفق بشم تو کارم

3- نامگذاری روی داستان هایی که ذهن می سازد:

حرفایی که ذهن ما می گوید تنها داستان هستند و بس و شما با نامگذاری روی داستانهای تکراری که ذهن شما می سازد می توانید هربار که به ذهنتان امدند، این واقعیت را به خود یادآور شوید که اینها فقط یه سری داستان هستند.مثلاً این همان داستان همیشگی “من احمق” است یا :”آهان این همون داستان تکراری من شکست می خورم است”.

افکار را با صداهای احمقانه تکرار کنید:

همه ما در دوران کودکی کلی خاطره جالب از کارتون ها و شخصیت های کارتونی داریم و مسلماً هریک از ما به یک یا چند تن از این شخصیت ها علاقه زیادی داشتیم.حالا وقتشه از صدای این شخصیت ها به نفع خودمان در زندگی روزمره استفاده کنیم.مثلاً صدای میکی موس را به خاطر بیاورید و با همان صدا جمله های “من شکست میخورم” یا “من دست و پا چلفتی هستم” را تکرار کنید. با احمقانه به نظر رسیدن این جملات اثر منفی انها به شدت افت خواهد کرد

البته در به کار بردن این تمرینات سه نکته را رعایت کنید:1-روشی را انتخاب کنید که برای شما بهتر جواب می دهد 2-اصلاً انتظار نداشته باشید پس از انجام این تمرینات فوراً اثر منفی افکار از بین برود بلکه هدف از انجام آنها جدی نگرفتن افکار و صلح کردن با آنهاست 3-تنها تمرین مستمر  و منظم این تکنیک می تواند در نهایت برای شما حاصلی به همراه داشته باشد وگرنه جمع کردن یکسری اطلاعات به تنهایی ارزشی برای شما نخواهد داشت

3-به اندازه کافی بخوابید:

یکی دیگر از باورهای غلطی که در ارتباط با موفقیت وجود دارد این است که:((افراد موفق کم می خوابند و بیشتر تلاش می کنند)) و عیناً همین را در فیلم ها هم دیدیم که افراد موفق 24 ساعته در حال تلاشند.اما این موضوع فقط به درد همان فیلم ها می خورد چرا که با واقعیت انطباقی ندارد! دوست عزیز ما انسانیم و درست مثل تلفن همراه شما که اگر شارژش تمام شود، کارایی اش را از دست می دهد، ما نیز لازم داریم تا کاملاً در طول روز شارژ باشیم تا کارآمدی خود را از دست ندهیم. ما نیاز داریم در هر چرخه 24 ساعته حداقل 7 ساعت استراحت کنیم پس اگر علاوه بر سلامت،کیفیت فعالیت های روزانتان برای شما مهم است به هیچ وجه از اهمیت خواب کامل غافل نشوید.البته که پر خوابی هم از سوی دیگر باعث کسل شدن ما در طول روز و به خطر افتادن سلامتمان  می شود.پس دقت داشته باشید که برای داشتن روز با کیفیت، ساعت مشخصی را برای خوابیدن و بیدار شدن از خواب برای خود در نظر بگیرید.لطفاً به هیچ عنوان با خواب خود شوخی نکنید!!!

خواب روی قدرت اراده ، تصمیم گیری، تمرکز و در نهایت میزان بازدهی ما تاًثیر مستقیم می گذارد.پس برای تنظیم برنامه خوابتان همین الان تصمیم گیری کنید و با رعایت این نکات کیفیت خواب خود را بهبود ببخشید:

1-برای استفاده از تکنولوژی محدودیت قائل شوید:

غرق شدن در دنیای مجازی با وجود  اپلیکیشن ها و رسانه های اجتماعی مثل اینستاگرام اتفاق تلخی است که این روزها برای اکثر ما انسانها ممکن است اتفاق بیفتد.اعتیاد به دنیای مجازی مثل هر اعتیادی دیگر آسیب های روانی و جسمانی خودش را دارد که یکی از این آسیب ها به هم ریختن خواب ماست.متأسفانه بسیاری از هموطنان ما در طی شب گوشی به دست در تخت خواب خود دراز میکشند و زمانی که مختص به خواب آنهاست را صرف وب گردی و رسانه های اجتماعی می کنند. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود زیرا نور آبی که از صفحه تلفن همراه شما به چشمتان میخورد باعث می شود مغز شما فریب خورده و تصور کند هنوز روز است و همین مانع ترشح هورمون خواب(ملاتونین)می شود و در خواب ما اختلال ایجاد میکند.پس توصیه می شود حتماً یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کرده و مغز خود را برای یک خواب آرام آزاد بگذارید

2-تغذیه مناسب:

صرف وعده های غذایی در زمان مناسب یکی از کلیدی ترین نکته هایی است که روی خواب ما تأتیر می گذارد.خوردن شام دیر هنگام، مصرف نوشیدنی های کافیین دار مثل: چای سبز و سیاه،قهوه و یا شکلات می تواند در خواب ما اختلال ایجاد کند.مهم است که بدانید اثر کافیین چیزی بیشتر از 7 ساعت در بدن ما  باقی می ماند پس حتماً برای خوراک خود برنامه ریزی داشته باشید و در صورت نیاز از مشاوران تغذیه کمک بگیرید

3-مکان مناسبی برای خواب انتخاب کنید:

اتاق خواب باید راحت، تاریک مطلق، بی سر و صدا و با دمای معتدل نه سرد و نه گرم باشد.
تاریکی به دلیل ترشح هورمون ملاتونین خواب نقش مهمی در خواب دارد. حتی می‌توانیم از چشم‌بندهای مخصوص خواب استفاده کنیم تا اختلالی در ترشح هورمون ملاتونین به وجود نیاید. 


اگر احساس سرما یا گرما داریم، بلند شویم لباس مناسب و راحت بپوشیم. دمای سیستم گرمایشی اتاق را تنظیم کنیم. اگر سر و صدا نیست پنجره اتاق را باز بگذاریم تا هوای تازه جریان پیدا کند.


اگر سرو صدا باعث بی خوابی ما می شود، می توانیم گوشی در گوش خود بگذاریم. می‌توانیم از موسیقی‌های بی‌کلام مخصوص خواب استفاده کنیم که امواج مغزی را کنترل می‌کنند.


حواسمان باشد الان که بی‌خوابی به سرمان زده است، به جای اعصاب خورد کردن خود که من الان باید بخوابم چون صبح کلی کار روی سرم ریخته ببینیم چه چیزهایی تحت کنترل ما است! فراهم کردن یک محیط مناسب برای خواب کاملا در دست خودمان است….!

برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه مدیریت خواب وانرژی روزانه می توانید کتاب صبح رویایی به قلم مهدی حکیمی را تهیه کنید:

در این مقاله به دو فاکتور بسیار مهم روانی و یک فاکتور جسمی تعیین کننده اشاره شد.برای اثبات تک تک این موارد سالها زحمت و تلاش و تحقیقات صورت گرفته است بنابراین با جدی گرفتن انها و تمرین مستمر و البته کسب اطلاعات بیشتر درباره انها به خودتان لطف کنید و کیفیت زندگی خود را ارتقاء ببخشید. شما محکوم به رنج کشیدن نیستید مگر اینکه خودتان اینطور فکر کنید.

این مقاله به پایان نرسیده و برای خواندن بخش دوم آن کلیک کنید

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X