باورهای ثروت‌ساز (قسمت اول)

آنچه در این مقاله در مورد باورهای ثروت‌ساز خواهید خواند:

باورهای ثروت‌ساز چیست؟ شاید عجیب به نظر برسد، اما ثروتمندان باورهای درستی در مورد پول و امور مالی دارند که باعث می‌شود به فعالیت‌های آنها جهت بدهد و در نهایت باعث موفقیت و جریان ثروت در زندگی آن‌ها شود.

 با مطالعه مقاله “چرا هر چی کار می کنم و زحمت میکشم ،پولدار نمیشم؟” می‌توان فهمید که تلاش زیاد، الزاما منجر به ثروتمندی نمی‌شود. باورهای درست در کنار اقدام، باعث ثروتمندی می‌شود.

هر عملی که موجب ثروتمند شدن می‌شود، از یک فکر ثروتمندانه سرچشمه گرفته است. در ادامه به معرفی این باورهای ثروت‌ساز می‌پردازیم:

باورهای ثروت‌ساز ، خودم زندگی‌ام را می‌سازم

یکی از باورهای ثروت‌ساز این است که ثروتمندان باور دارند که سکاندار کشتی زندگی مالی خود هستند. برای رسیدن به ثروت، داشتن این عقیده بسیار حیاتی است. باید باور داشته باشید، تنها کسی که می‌تواند برای شما موفقیت بسازد، خود شما هستید. همه چیز بستگی به خودتان دارد.

اگر این گونه فکر نمی‌کنید، پس معتقدید در کنترل امور مالی‌تان نقشی ندارید. پس نقش قربانی را بازی خواهید کرد. دقت کنید شما قربانی نیستید بلکه به خاطر ناآگاهی، نقش قربانی را بازی می‌کنید. افرادی که نقش قربانی را بازی می‌کنند، این خصوصیات را از خود بروز می‌دهند.

از دیگر باورهای ثروت‌ساز دیگران را مقصر می‌دانند

این افراد در پاسخ به سوال ” چرا ثروتمند نیستی” تقصیر را به گردن افراد دیگر می‌اندازند. آنها اوضاع اقتصادی، بورس، نوع شغل، مدیر بالادست، شریک تجاری و… را مقصر می‌دانند؛ بدون این که هیچ وقت خود را مسئول شرایط خود بدانند.

کارهای خود را توجیه می‌کنند

آنها خود را با جملاتی نظیر “پول که مهم نیست” توجیه می‌کنند و آن را منطقی جلوه می‌دهند. یک سوال اگر بگویید دوست من برایم مهم نیست آیا پیش شما می‌ماند؟ البته که نه . پول هم همین طور است. این باور فاجعه‌آمیز سرمنشا مشکلات مالی است.

شکایت می‌کنند و غر می‌زنند

شکایت بدترین کاری است که علیه سلامتی و البته ثروت خود انجام می‌دهید. در واقع با شکایت، تمرکز خود را بر روی مشکلات برده و مقدار بیشتری از آن را به زندگی خود جذب می‌کنید. با شکایت مشکلات بیشتری را به خود جذب می‌کنید.

افراد ثروتمند برای بردن بازی می‌کنند

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد ثروتمند، هدف واقعی خود را افزایش پول و ثروت، قرار می‌دهند نه تامین مخارج خود. در یک بازی اگر مدام دفاع کنید، هرگز نمی‌توانید برنده شوید. اگر هدف شما تنها امنیت و بقا باشد، نمی‌توانید ثروت به دست بیاورید. همیشه آن مقداری را خواهید داشت که کفاف مخارجتان را بدهد.

تعهد به ثروتمندی

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز تعهد به ثروتمند شدن است. خیلی‌ها آرزوی ثروتمندی دارند، ولی برای آن هیچ اقدامی نمی‌کنند. نتیجه آن است که ثروتمندی در حد آرزو می‌ماند. تعهد به ثروتمندی، به این معناست که ابتدا بدانیم چه می‌خواهیم سپس برای آن هدفگذاری کرده و شروع به اقدام کنیم. در مراحل بعدی موانعی پدید می‌آید که فرد متعهد به هدف آن‌ها را حل کرده و به خواسته خود می‌رسد.

متعهد بودن به هدف، شامل موارد زیر است:

بدانید چه می‌خواهید

مهمترین دلیلی که یک فرد ثروتمند نمی‌شود این است که به درستی نمی‌داند چه می‌خواهد. آنها کاملا مطمئن نیستند که می‌خواهند یا نه.

 امواج سردرگم به جهان نفرستید

اگر بگویید می‌خواهم ثروتمند شوم، جهان هستی اسباب و وسایل ثروتمندی را برای شما فراهم می‌کند. سپس می‌گویید پول خیلی مهم نیست. در این صورت پیام ضد و نقیض به جهان ارسال می‌کنید و جهان نتایج دلخواه را به شما نمی‌دهد.

مراحل هدفگذاری برای باورهای ثروت‌ساز

  • ثروتمندان انتخاب می‌کنند ثروتمند باشند( آگاه به هدف خود هستند)
  • ثروتمندان تصمیم می‌گیرند که ثروتمند باشند(بقیه انتخاب‌های ضدثروت را از زندگی حذف می‌کنند)
  • ثروتمندان به هدف خود متعهد هستند( یا ثروتمند میشوم یا میمیرم)

یعنی برای موفقیت و رسیدن به هدف خود، هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهند. ریسک و تلاش می‌کنند و به هدفشان وفادار می‌مانند. اگر مایل به انجام این کارها نیستید، پس واقعا نمی‌خواهید ثروتمند شوید.

افکار بزرگ ثروتمندان

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که فراد ثروتمند افکار بزرگی دارند. همه چیز زمانی عوض می‌شود که به جای فکرهای کوچک، افکار بزرگ را در سر بپرورانید و برای آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنید.

چگونه می‌خواهید بازی کنید بزرگ یا کوچک؟ افراد کوچک از شکست خوردن و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ می‌ترسند. آن‌ها آن قدر خود را بزرگ نمی‌دانند که در زندگی افراد دیگر تاثیر بزرگی بگذارند. هر قدر به دیگران بیشتر کمک کنید، ثروت مادی و معنوی شما بیشتر می‌شود. مایلید به چند نفر کمک کنید؟

5- تمرکز افراد ثروتمند بر روی فرصت ها است

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد ثروتمند به جای موانع، فرصت‌ها را می‌بینند. به جای دیدن خسارت، رشد بالقوه را و به جای دیدن خطرها، پاداش را می‌بینند. به جای دیدن نیمه خالی لیوان، نیمه پر آن را می‌بینند.

باورهای ثروت‌ساز
تمرکز ثروتمندان بر روی فرصت‌هاست

اما در مقابل، افراد فقیر بر پایه ترس، تصمیم‌گیری می‌کنند. فکر غالب آنها این است” اگر کار نکند چه؟”. آنها اهل ریسک نیستند. بنابراین بسیاری از فرصت‌های ثروتمند شدن را این گونه از دست می‌دهند. چرا که ریسک کردن در بسیاری از موارد برای ثروتمند شدن ضروری است.

6-  افراد ثروتمند، افراد موفق را تحسین می‌کنند

این سوال را جواب دهید “چگونه می‌توانید کسی شوید که از آن بدتان می‌آید؟ “یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز تحسین افراد ثروتمند و موفق است. این گرایش، راه را برای ثروت و موفقیت شما می‌گشاید.

 نفرت از ثروتمندان قدرت و توانایی رسیدن به اهداف را از شما می‌گیرد و باعث می‌شود از ثروت دور بمانید. اگر افکار زیر را دارید باید آنها را خنثی کنید و طور دیگری بیندیشید

  1. پول کثیف است.
  2. ثروتمندان پول خود را از راه‌های نادرست بدست آورده‌اند
  3. ثروتمندان انسان‌های خوب و مهربانی نیستند.

در باورهای ثروت‌ساز، افراد ثروتمند با افراد مثبت و موفق معاشرت دارند

یکی دیگر از باورهای ثروت‌ساز این است که افراد موفق با سایر ثروتمندان معاشرت کرده و از آنها انگیزه می‌گیرند. به آنها نگاه کرده و الگوبرداری می‌کنند. با خود می‌گویند اگر آنها توانسته‌اند؛ پس من هم می‌توانم. افراد ثروتمند از این که کسی قبل از آنها ثروتمند شده است، خوشحالند. آن‌ها بر این باورند که می‌توان از طرح‌های مشابه مالی آنها استفاده کنند و موفق شوند. این طرح‌ها، روش‌هایی اثبات شده هستند که می‌توانند آن‌ها را به موفقیت برسانند. پیش فرض‌های ذهنی افراد موفق را اجرا کنند. اما در صورتی که افراد فقیر هرگز از موفقیت افراد دیگر خوشحال نمی‌شوند و سعی دارند افراد را به سطح خود بکشانند.

انرژی سرایت‌پذیر است. پس بهتر است با افراد موفق و ثروتمند معاشرت کنید تا تحت تاثیر آن‌ها باشید.  

این تنها تعداد کمی از باورهای ثروت‌ساز بود برای ادامه آن پیشنهاد می‌شود ادامه مقاله را بخوانید.

همگام‌سازی امواج مغز با موسیقی

امواج باینورال(Binaural Beats) در نگاه اول شاید چیز جدیدی به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که این امواج در دهه ۱۸۰۰ میلادی کشف شدند. امواج باینورال توسط دانشمندان تایید شده است. موسیقی باینورال اولین بار توسط پزشکی به نام هنریک ویلهلم داو در سال ۱۸۳۹ کشف شدند.

موسیقی باینورال چیست؟

در این روش از طریق هدفون، دو صوت با فرکانس‌،های نزدیک به هم به مغز فرستاده می‌شود و مغز فاصله بین این دو فرکانس را پوشش می‌دهد و با آن همگام می‌شود. از این طریق می‌توان روی فرکانس‌های مغز تاثیر گذاشت.

فرض کنید صدایی با فرکانس 132 در حال پخش از گوش راست است. در حالی که صدای ارسالی به گوش چپ 121 هرتز است. مغز به جای شنیدن دو صدا با فرکانس مختلف، یک صدا با فرکانس 11 هرتزی را خواهد شنید و با آن همگام خواهد شد.

به بیانی ساده‌تر، امواج باینورال، فرمی از ارتعاشات صوتی تکرار شونده و شبیه‌سازی شده با امواج مغزی است که انسان را به سرعت در حالت مراقبه قرار می‌دهد.

جذب امواج مغزی چیست؟

جذب امواج مغزی چیست؟

هنگامی که این امواج وارد گوش‌ها می‌شود، پدیده‌ای به نام جذب امواج مغزی، اتفاق می‌افتد. در این حالت، مغز سعی می‌کند امواج خود را با موسیقی باینورال، تنظیم کند. پس از همگام‌سازی امواج مغزی با امواج باینورال، یک حالت ریلکسیشن عمیق به فرد دست خواهد داد.

قوانین ساخت اصوات باینورال

  1. فرکانس‌های ارسالی باید کمتر از 1000 هرتز باشند.
  2. تفاوت این دو فرکانس نیز باید حداکثر 100 هرتز باشد.
  3. هر صوت باید به شکل جداگانه توسط یک گوش دریافت شود.
  4. باید از هدفون مناسب استفاده شود.

امواج باینورال برای چه مواردی کاربرد دارد؟

امواج باینورال حالتی مشابه مدیتیشن؛ اما سریعتر از آن را در مغز انسان ایجاد می‌کند.  مدیتیشن، تمریناتی برای آرام‌سازی ذهن است و طبق تحقیقات باعث کاهش استرس و اضطراب، کند کردن روند پیری مغز و از دست رفتن حافظه، ارتقای سلامت عاطفی و افزایش طول توجه می‌شود. اما انجام تمرینات مدیتیشن به صورت مداوم، کار دشواری است، به همین علت است که بشر دست به دامان تکنولوژی شده است.

از امواج باینورال در موارد زیر استفاده می‌شود:

  1. کاهش اضطراب
  2. افزایش توجه و تمرکز
  3. کاهش استرس
  4. افزایش آرامش
  5. تقویت روحیه مثبت
  6. افزایش خلاقیت
  7. کمک به کاهش درد

چگونه از موسیقی‌ باینورال استفاده کنیم؟

شما با یک موسیقی باینورال مناسب و یک هدفون باکیفیت، می‌توانید از اثرات مثبت این موسیقی بهره ببرید. با جستجو در اینترنت، موسیقی باینورال زیادی خواهید یافت؛ اما لزوما همه آن‌ها به درستی ساخته نشده‌اند و یا برای کاربرد مورد نظر شما مناسب نیستند.

با توضیح این امواج و کاربردشان مشخص می‌شود کدام یک از امواج باینورال متناسب وضعیت شماست.

طول موج هر کدام از امواج مغزی

امواج باینورال در حوزه ی دلتا ( 1 تا 4 هرتز )

امواج باینورال حوزه دلتا، برای خواب عمیق و تمدد اعصاب، رهایی از درد، شفا، احیا و بازسازی کاربرد دارند.

مغز هر شب در هنگام خواب( بدون رویا) وارد امواج دلتا می‌شود. مغز در حالت دلتا به بازسازی و شفای جسمی و عاطفی می‌پردازد. سیستم ایمنی بدن را بالا می‌برد. سطح استرس را پایین می‌آورد. روند پیری را کند می‌کند. یوگی‌های پیشرفته، هنگام مراقبه عمیق به سطح دلتا وارد می‌شوند.

امواج باینورال در حوزه تتا ( 4 تا 8 هرتز )

امواج باینورال در حوزه تتا با خواب REM ، کاهش اضطراب و ریلکسیشن در ارتباط هستند. امواج باینورال حوزه تتا برای الهام، شهود، و یادآوری رویاکاربرد دارد.

ارتعاشات تتا دروازه‌‌ای به سوی ذهن ناخودآگاه است. شهود قوی، آرامش عمیق، درک فراحسی و رویای شفاف، همه و همه به این ارتعاش مرتبط است. ارتعاشات تتا، حسی رویایی و ماورای این دنیا را با خود به همراه دارد. بسیاری از هیپنوتراپ‌ها و درمانگرها، از این ارتعاش برای دسترسی به ناخودآگاه مغز و درمان مشکلات عمیق استفاده می‌کنند.

امواج باینورال در حوزه آلفا ( 8 تا 13 هرتز )

امواج باینورال در حوزه آلفا، برای افزایش آرامش، ایجاد حس خوب ، خلاقیت وکاهش اضطراب کاربرد دارند. با گوش دادن به الگوهای امواج آلفا، استرس و تنش کاهش یافته و ذهن به تعادل می‌رسد. آرامش تولید شده با این ارتعاش، همچنین به تعادل ذهن کمک می‌کند و حس شناور بودن و رهایی و تفکر معنوی به فرد می‌دهد.

برای آشنایی بیشتر با امواج آلفا مقاله چگونه از سطح آلفای مغز برای رسیدن به خواسته‌هایمان استفاده کنیم؟ را مطالعه کنید.

امواج باینورال در حوزه بتا ( 14 تا 30 هرتز )

برای افزایش تمرکز و هوشیاری، حل مساله و بهبود حافظه مفید هستد.

وقتی کاملاً بیدار و سرشار از انرژی هستیم، امواج بتا را تجربه می‌کنیم. ارتعاش بتا برای بوجود آوردن ذهنی متمرکز و تحلیگر مفید است.

امواج باینورال در حوزه گاما ( 30 تا 100 هرتز )

امواج باینورال در حوزه گاما، برای بیداری ذهنی، بالا بردن هوشیاری، عشق و هارمونی کاربرد دارد.

 دربین امواج مغزی، گاما بالاترین ارتعاش را دارد. امواجی با هارمونی بسیار بالاست. با بالارفتن این امواج در مغز، حالاتی مانند بالا رفتن هوشیاری و حتی تجارب معنوی به فرد دست می‌دهد. امواج گاما، حافظه، آگاهی و جریان‌های روانی را بالا می‌برد. این ارتعاش را غالبا یوگی‌های باتجربه و راهبان و مراقبه‌کننده‌های ماهر، را به راحتی تجربه می‌کنند.

اثبات علمی امواج صوتی بینورال

اثرات مثبت این روش را روی ذهن فرد خصوصا در مورد اضطراب، خلق و خو و عملکرد ثابت شده است. تحقیقات اندکی در این موارد انجام شده و نتایج مثبتی در برداشته است.

اثبات علمی امواج صوتی بینورال

مطالعه علمی 1:

در مطالعه اول 29 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و موسیقی باینورال در محدوده بتا برای آنها پخش شد. نتیجه این بود که روحیه منفی آن‌ها کاهش یافت، عملکرد کاری این افراد بهبود پیدا کرد. این نتایج در مقایسه با گوش دادن به باینورال در حوزه‌ی تتا و دلتا بیشتر بود. یعنی با تقویت امواج بتا در مغز افراد کاری بالایی پیدا می‌کنند.

مطالعه علمی 2:

در تحقیق دیگری که به صورت کنترل شده انجام گرفت؛ تعداد100 نفر از بین کسانی که قرار بود عمل جراحی انجام دهند، به صورت تصادفی انتخاب شد. برای آن‌ها موسیقی باینورال پخش شد و نتیجه این بود که سطح اضطراب این افراد نسبت به افرادی که موسیقی باینورال گوش نداده بودند،  به طور متوسط حدود 50 درصد کاهش یافته بود.

مطالعه علمی 3

مطالعه سوم بر روی 8 بزرگسال انجام شد. از آن‌ها خواسته شد به مدت 60 روز به موسیقی باینورال در حوزه دلتا گوش دهند. قبل و بعد از آزمایش افراد به سوالاتی در مورد کیفیت زندگی و خلق‌و‌خوی خود جواب دادند.

بررسی نتایج نشان داد که در این افراد به طور معناداری، رضایت از زندگی افزایش یافته و کاهش اضطراب چشمگیری اتفاق افتاده است. البته به دلیل کوچک بودن ابعاد این آزمایش و کنترل نشده بودن آن، نتایج آن به طور قطعی، قابل اتکا نیست.

مطالعه علمی 4

مطالعه چهارم  روی 291 بیمار در بخش اورژانس بیمارستان انجام شد(به شکل تصادفی و کنترل شده) این افراد موسیقی باینورال گوش داده بودند و تحقیقات نشان داد در این افراد اضطراب به طرز چشمگیری نسبت به سایر افراد که از این نوع موسیقی استفاده نکرده اند، کاهش یافته است.

آیا موسیقی های باینورال عوارض جانبی دارند؟

امواج باینورال ضرری ندارند و تاکنون در هیچ منبعی از عوارض باینورال مطلبی منتشر نشده است. البته هنوز تحقیقات بیشتری برای یافتن اثرات جانبی موسیقی‌های باینورال در درازمدت باید انجام شود. موسیقی بالاتر از 85 دسی بل برای شنوایی مضر است. پس بهتر است صدای هدفون را از حد تعیین شده بالاتر نبرید. افرادی که بیماری صرع دارند، نباید بدون مشورت پزشک از این موسیقی استفاده کنند.

پیشنهاداتی برای استفاده بهتر از امواج باینورال

  1. برای استفاده بهتر از این امواج بهتر از به مکان ساکت و بدور از مزاحمت را انتخاب کنید.
  2. هدفون باکیفیت را استفاده کنید.
  3. اگر مراقبه و ریلکسیشن به این موسیقی افزوده شود بسیار بهتر عمل میکند پس در هنگام وش دادن به آن مراقبه کنید.
  4. مغز برای همگام شدن با این امواج به حداقل 7 دقیقه نیاز دارد بنابراین برای اثربخشی بهتر حداقل ۱۵ تا ۳۰ دقیقه زمان لازم است.
  5. حداقل یک ماه به موسیقی باینورال گوش دهید تا تاثیر آن بر شما آشکار شود.
  6. از موسیقی باینورال بتا میتوان برای بالا بردن عملکرد کاری در محل کار نیز استفاده کرد.

سخن آخر

با انجام مطالعات ثابت شد به کاربردن امواج باینورال، می‌تواند روشی مفید و امیدوارکننده در مقابله با اضطراب، استرس و حالات روحی منفی باشد. گوش دادن روزانه به این فایل‌های صوتی می‌تواند اثرات مثبتی روی اضطراب، حافظه، خلق و خو، خلاقیت،توجه و تمرکز داشته باشد.

با در نظر گرفتن موارد بالا ممکن است موسیقی‌های باینورال برای همه‌ی افراد تاثیر گذار نباشد؛ اما با این وجود، امتحان کردن آن برای رسیدن به آرامش بیشتر یا خواب بهتر، کاملا بی خطر و بدون ضرر باشد.

چگونه از سطح آلفای مغز برای رسیدن به خواسته‌هایمان استفاده کنیم؟

مغز انسان، یکی از بزرگترین شگفتی‌های آفرینش است و قدرتی خارق‌العاده دارد که تاکنون درصد کمی از آن کشف شده است. سطح آلفای مغز نیز یکی از این شگفتی‌ها است. این مغز انسان و کارکرد آن، همواره موردتوجه دانشمندان بوده تا رمزگشایی شود و اسرار آن کشف شود و انسان را از پتانسیل‌های بالای آن بهره‌مند کند.

امواج مغزی چیست؟

مغز انسان حین فعالیت، امواجی تولید می‌کند که با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی (EG) قابل ثبت است. امواج مغزی بر اساس فرکانس به چند دسته گاما (γ) ، بتا (β) ، آلفا (α) ، تتا (θ)  و دلتا (δ) تقسیم می‌شوند. نوار مغزی ترکیبی از این 5 نوع موج مغزی است. هر کدام از این امواج  مسئول کنترل بخش خاصی از مغز است و بر بخشی از عملکردهای ذهنی، هیجانی و رفتاری انسان تاثیر دارد و تفسیر خاصی دارد.

هرچه فعالیت قشر مغز بیشتر باشد، فرکانس امواج مغز بیشتر خواهد بود. مغز بیشترین فرکانس را در هنگام بیداری و کمترین فرکانس در حالت کما و بیهوشی دارد. بر اساس سرعت امواج مغزی، فرکانس هر کدام به سه دسته آرام، میانه، و امواج سریع در واحد هرتز دسته بندی می‌شوند.

انواع امواج مغزی

هر کدام از موج مغزی هدف خاصی دارد و به ما در جهت بهترین عملکرد ذهنی کمک می‌کند.

محدوده فرکانس امواج مغز

امواج گاما

سریعترین موج ذهنی گاما ست و فرکانسی بین ۴۲تا ۳۸ هرتز دارد. زمانی که درک ما افزایش یافته باشد در این محدوده قرار میگیرد و همزمان میتوانیم چندین فعالیت ذهنی را انجام دهیم. محققان دریافتند عشق باعث افزایش امواج گاما میشود. هرچقدر این امواج بالاتر باشد هوشیاری ما هم بالاتر خواهد بود.

امواج بتا

امواج بتا امواج مغز انسان در بیداری کامل است. بیشترین فرکانس را دارد. ( 13 الی 30 هرتز ) بتا محدوده تمرکز و تفکر منطقی است. هنگامی که مشغول رانندگی تمرکز حل مسئله و مسائلی که به دقت و تمرکز نیاز دارند هستیم مغز در محدوده بتا قرار دارد. محدوده بتا توانایی مکالمه ما را توسعه می دهد و باعث ایجاد عزت‌نفس، غلبه بر استرس، کم رویی و در نتیجه آرامش درونی می‌گردد.

اگر کارهای روزمره را با آرامش بیشتری انجام دهیم فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا پایین قرار می‌گیرد. اما اگر انجام کارها با عصبانیت یا استرس توام باشد، فرکانس امواج مغزی در محدوده بتای بالا قرار می‌گیرد.

امواج تتا

فرکانس امواج تتا بین ۴ تا ۷ نوسان در ثانیه متغییر است. در هنگام خواب نیز مشاهده می‌شود. این موج با دنیای مادی و حواس پنجگانه مرتبط نیست. در فاز تتا در حالت خواب‌وبیدار هستید و بدن برای دریافت شهود و بینش آمادگی دارد این سطح به بعد درونی خود آگاهی معروف است( اما ناخودآگاه نیست). میتوان با ورود آگاهانه به آن برخی شرطی شدگی های مغز را تغییر داد. کاربرد این موج در تغییر بینش و بهبود خلاقیت است. با انجام تمرینات مدیتیشن و آرام‌سازی میتوان به تدریج به حالت آگاهانه‌ای در این موج دست یابید.

در فاز تتا مستعد دریافت اطلاعاتی ماورایی هستیم. مدیتیشن و سایر روش‌های آرامش، امواج تتا را تقویت می‌کند.این امواج در عمیق ترین تجارب مدیتیشن و خواب پدیدار شده و باعث افزایش خلاقیت، تقویت قدرت یادگیری، کاهش استرس و بیداری قدرت اشراق و توانائی‌های دیگری در زمینه ادراک فراحسی می‌شود.

امواج دلتا

دلتا کندترین فرکانس مغزی انسان است که در آن فعالیت ذهن خودآگاه به صفر میرسد و فرماندهی بدن به ذهن ناخودآگاه قرار میگیرد. این موج فرکانسی در حدود سه و نیم درثانیه دارد.

تولید میزان مناسبی از این موج، باعث احساس خوب می‌شود و باعث سرحالی ما می‌شود . این امواج با بهبود بخشیدن به وضعیت استراحت و خواب شبانه ما؛ کمک به ترشح هورون رشد نموده و در نتیجه باعث ریکاوری بدن مان می شود.

 سطح آلفا چیست؟

موج آلفا فرکانسی بین 8-14 نوسان در ثانیه دارد و به زمانی مربوط است که ذهن انسان در حالت خواب و بیداری است. حالتی که چشمهای انسان بسته است اما به طور کامل به خواب نرفته است و صداهای اطراف را می‌شنود. در سطح آلفا فرد میتواند به درون خود سفر کند و آرامش عمیقی را حس کند. در این سطح انسان تلقین پذیر است و میتواند بیماری های خود را درمان کند و خواسته هایش را تجسم کند.

دانشمندان علوم ذهنی معتقدند در حالت آلفا فعالیت نیم کره‌ راست بیشتر شده و تجسم، خلاقیت، حافظه و الهام افزایش پیدا میکند. در این حالت ذهن تو در حالت ریلکس قرار گرفته و به شما اجازه میدهد که پذیراتر، خلاقتر و آرومتر باشید و کمتر خود را قضاوت و سرزنش کنید.

ویژگی‌های سطح آلفا

در حالت آلفا فعالیت‌های ضروری مغز بهتر انجام می‌شوند. در این حالت بهتر می‌توانیم تمرکز کنیم و تصمیم بگیریم.

چه زمان‌هایی در سطح آلفا قرار داریم؟ به طور کلی قبل از خواب، یا هنگامی که غرق رویا هستیم یا هنگام هیپنوتیزم یا مدیتیشن در سطح آلفا  قرار داریم. گاهی با چشمهای باز نیز به سطح آلفا وارد می‌شویم.

ادیسون، انیشتین و بسیاری از متفکران معروف، هر روز قسمتی از وقت خود را به سطح آلفا اختصاص میدادند و آن را برای کار خود حیاتی می‌دانستند

یاد گرفتن این‌که آگاهانه وارد حالت آلفا شویم، در حل بسیاری از موارد کمک کننده است. حالت آلفا دسترسی بیشتری به حافظه داریم، خلاقیت مغز بیشتر می‌شود، به ما الهام می‌شود. اگر هر روز به صورت منظم وارد سطح آلفا شویم، می‌توانیم استرس و اضطراب رو مهار کنیم و کمتر دستخوش این احساسات شویم.

آمادگی رفتن به سطح آلفا:

برای رسیدن به سطح آلفا باید بدن در وضعیت راحت قرار داشته و عضلاتتان در حالت رها و شل باشد. در این حالت مغز به جای امواج بتا، شروع به تولید امواج آلفا می‌کند. نکته قابل توجه این است که وقتی انسان به طور طبیعی به خواب می رود، این موج محو می شود. پس منظور ما از سطح آلفا، حالت خواب نیست، بلکه پیش از خواب است.

برای ورود به سطح آلفا در وضعیت راحتی قرار بگیرید. می‌توانید روی یک صندلی لم بدهید یا دراز بکشید. فکر خود را روی بدنتان متمرکز کنید و عضلات را به ترتیب آزاد و شل کنید. به این ترتیب که ابتدا از فرق سر و پیشانی شروع کنید و به چشم‌ها و اطراف آن برسید و سپس صورت به این ترتیب به مچ پا و کف پا برسید. در آخر خواهید دید که آرامش تمام بدنتان را فرا می‌گیرد. این روش تن‌آرامی پیش‌رونده نام دارد. با استفاده از مراحلی که در پایین گفته می‌شود، می‌توانید به سطح آلفا رفته و تغییرات لازم را در زندگی خود بدهید.

1.      ریلکس کردن ذهن و بدن

  • در زمان مناسب: در زمانی که عجله ندارید و برای تمرین وقت جداگانه‌ای در نظر دارید.
  • راحت بودن: به لحاظ جسمی هم باید راحت باشید. اگر در حالت درازکش به خواب می‌روید بهتر است در حالت نشسته، لم بدهید
  • حذف مزاحمت ها: باید تمرکز داشته باشید و از سروصدای محیط دور باشید.گوشی را سایلنت کنید و در اتاق را ببندید
  • آرام کردن ذهن: ممکن است افکار مزاحم زیادی به ذهنتان بیاید. با آنها نجنگید بلکه به عنوان یک نظاره‌گر آن را تماشا کنید. به سکوت بین افکارتان تمرکز کنید. چند دقیقه بعد در سطح آلفا هستید.

2.     حالت تنفسی

  1. از بینی نفس بکشید و از طریق دهان بازدم انجام دهید. نفس‌هایی آرام وعمیق بکشید و ریه‌ها را پر از اکسیژن کنید و به آرامی از طریق دهان بازدم کنید.
  2. تنفس شکمی یا دیافراگمی انجام بدهید. در این حالت حجم بیشتری از هوا را وارد بدنتان می‌کنید. تنفس شکمی ذهن و بدن را ریلکس می‌کند.
  3. تنفس متناوب: یک در میان عمیق و نرمال نفس بکشید. یک یا دو نفس معمولی. سپس یک نفس عمیق بکشید.
  4. تنفستان را بشمارید هر دم 7 شماره و هر بازدم 8 دقیقه باید طول بکشد. در ابتدا این تایم را کم در نظر بگیرید.
  5. زمان تمرین را کم کنید: با یک جلسه 10 دقیقه ای شروع کنید. تایمر گوشی را تنظیم کنید. چشم‌هایتان را ببندید و عمیق و آرام نفس بکشید.

3.    تجسم خلاق

اکنون برای استفاده از پتانسیل‌ها در سطح آلفا آماده‌اید. از تلقینات درمانی تا تجسم خلاق.

  1. ریلکس کنید و 10 دقیقه تنفس انجام دهید. تمرکزتان را از بدن به ذهن برسانید.
  2. مکان رویایی را تجسم کنید و مکانی که پر از آرامش و راحتی است، تجسم کنید. تمام حس‌هایتان رادرگیر کنید. صداها را بشنوید. عطر گل‌ها را در هوا استشمام کنید. رقص پروانه‌ها را ببینید. نور خورشید را ببینید.
  3. تغییری که می‌خواهید اتفاق بیوفتد را تجسم کنید. می‌خواهید بعد از این که چشمانتان را باز کردید، ببینید که چه چیزهایی عوض شدند؟ تغییری که می‌خواهید اتفاق بیوفتد را تجسم کنید.
  4. چند نفس عمیق بکشید و با لبخند چشمای خود را باز کنید.

تنظیم امواج مغزی

الگوی امواج مغزی انسان حالات مختلف روانی او را به‌وجود می‌آورد. کارکرد مناسب یا نامناسب مغز، سبب تولید طبیعی یا غیرطبیعی امواج در مغز می‌شود.
اختلالات مختلف روانی نتیجه کارکرد نامناسب مغز است و تولید الگوی ناصحیح امواج مغزی را در پی دارد. بنابراین مغز انسان هم مانند هر سیستم پیچیده دیگری، نیاز به تنظیم و رفع نواقص دارد. نکته جالب این است که خود مغز می‌تواند خودش را تنظیم و به‌‌روز کند، فقط کافی است که از وضعیت خود آگاهی پیدا کند. لذا همه کاری که باید انجام دهیم آگاهی یافتن از مدل نامطلوب کارکرد مغز و سعی در تنظیم مجدد آن است.

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X