6 راه‌کار علمی برای بالا بردن روحیه روزانه (قسمت اول)

داشتن روحیه واحساسات مثبت یکی از مهمترین شاخصه هایی است که زندگی مارو مستقیماً تحت تأثیر خودش قرار میده.برای هیچکس پوشیده نیست که  هر روز از لحظه بیدار شدن از خواب تا پایان شب کیفیت انجام امور ما به شدت به حوصله و وضعیت احساسی ما بستگی داره.وقتی حوصله نداشته باشیم اونطور که باید نمیتونیم برای فرزندمون،همسرمون یا سایر اعضای خانوادمون وقت بذاریم. وقتی روحیه نداریم در محل کار دایم تمرکزمون رو از دست میدیم،دچار سردرگمی میشیم و همین کافیه تا میزان کارآمدی ما افت کنه و همین سطح رضایت مدیرمون رو هم پایین بیاره….

علاوه بر اینها داشتن روحیه مثبت روی سلامت فکری و سلامت ما هم اثر میذاره و همین اهمیت این ماجرا رو دو چندان می کنه پس اهمیت داشتن روحیه بالا برای هیچ یک از ما پوشیده نیست  و در کنار همه این موارد منطقی و استدلال ها،همه ما دوست داریم تا جایی که ممکنه حالمون خوب باشه و اصلاً هر تلاشی که در زندگی می کنیم در نهایت برای به دست آوردن حس شادی و لذت بیشتر است

 پس حالا که به اهمیت موضوع واقف هستیم بریم ببینیم که در دنیای پیچیده امروزه با وجود همه مشغله های فکری و دغدغه هایی که در زندگی روزمره مون باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم،با کار کردن روی چه مواردی می تونیم روحیه خودمون رو به صورت روزانه شارژ نگه داریم و با تمرین و استمرار در این زمینه به مرور زمان به یک استاد تبدیل شویم.

1-مثبت اندیشی:

یک لحظه صبر کنید! احتمالاً شما با دیدن کلمه” مثبت اندیشی”این فکر به ذهنتون خطور کرده باشه که:”ای بابا بازم از این حرفای تکراری و انگیزشی بی پایه و اساس.ولمون کن بابا”!!!بله منم با شما موافقم .این کلمه  متاسفانه خیلی بازیچه دست متن ها و سخنرانی های غیر تخصصی شده و مثبت اندیشی ای که بسیاری از این افراد غیر متخصص مارو به انجام اون دعوت می کنند، نوعی مثبت اندیشی احمقانه و افسانه ای است.”البته این امر هم طبیعی است و در هر حوزه یا تخصصی ممکنه اتفاق بیفته و بعضی مفاهیم یا خوب برای جامعه تفهیم نشه یا وسیله ای برای سو استفاده برخی افراد بشه  اما با وجود همه اینها هیچ چیز نمیتونه از ارزش و اهمیت مثبت اندیشی علمی و واقعی کم کنه. مثبت اندیشی ای که ما درباره آن صحبت می کنیم،انکار واقعیت های منفی زندگی نیست بلکه مفهوم واقعی مثبت اندیشی  پذیرش موارد منفی و در عوض پرداختن و توجه به جنبه های مثبت رویدادهای زندگی ماست .ما باید یاد بگیریم هیچ اتفاقی توی زندگی کاملا منفی یا کاملاً مثبت نیست. هر چیزی در زندگی هم نیمه تاریک داره هم نیمه روشن.مثبت اندیشی واقعی این نیست که بگیم ((نه!همه چی خوبه!کی گفته اوضاع بده!)) .نه اصلاً منظور ما این نیست. بلکه منظور از مثبت اندیشی برداشتن توجه از روی نقاط منفی و پرداختن به نکات مثبت است.اتفاقاً داستان جالبی هم در این مورد وجود دارد که درک این موضوع رو برایمان راحت تر می کند:

روزی حضرت مسیح(ع) با دوستان و همراهانش از جنگلی عبور می کردند و مشغول صحبت بودند که در همین حین به جنازه یک الاغ برخورد کردند که به نظر می رسید روزها از مرگش گذشته است چرا که به شدت بوی تعفن میداد و دور و برش پر از حشرات موزی شده بود . هر یک از یاران با دیدن خر شروع به توصیف آن کردند .یکی گفت((اه،چقدر زشت و کریح!!)) دیگری گفت:((چه بودی گندی میدهد)) نفر سوم گفت ((چقدر هم آلوده است.)).در همین حین که دوستان هر یک  توصیف منفی می کردند.حضرت عیسی به خر نگاهی انداخت و گفت:((اما دندان های سفیدی دارد!!))

این داستان به ما یاد می دهد که حتی در دل زشت ترین و کریح ترین چیزها هم میتوان به دنبال زیبایی ها و نکات مثبت گشت.ما با مثبت اندیشی تمرین می کنیم تا به جای حرص خوردن به خاطر نقاط منفی ای که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، به نکات مثبت بپردازیم و از  آنها به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی خود استفاده کنیم

به طور مثال بالا رفتن قیمت دلار اصلاً اتفاق خوبی نیست و ممکن است  کسب و کار ما را در چالش بیاندازد اما شاید فرصتی باشد تا کسب و کار خود را به خارج از مرزهای ایران گسترش بدهید و به واسطه درآمد دلاری سود خود را بالا ببرید.بنابراین شما می توانید به جای حسرت و تأسف خوردن به خاطر قیمت بالای دلار تمرکزتان را روی فرصت هایی که این رویداد ایجاد کرده بگذارید و از آنها برای یک برنامه ریزی جدید جهت رشد و ارتقا کسب و کارتان استفاده کنید. به همین صورت برای رویداد های مختلف زندگی این مهارتو تمرین کنید تا در اجرای آن قوی شوید. البته با داستان ها و جملات منفی ای که ذهنتون می سازه نجنگید زیرا توجه زیاد به مخاطرات و احتمالات منفی ویژگی ذاتی مغز ماست! پس فقط سعی کنید با تکنیکی که در عنوان شماره دوم مطرحش می کنیم اثر اونها رو کمتر کنید و سپس بنشینید و به نکات مثبت و فرصت هایی که می تواند در دل رویداد زندگیتان وجود داشته باشد بیاندیشید.

2-حساب افکار خود را از واقعیت های زندگیتان جدا کنید:

همه ما بدگویی هایی که ذهنمان انجام می دهد را در زندگی تجربه کرده ایم.مثلاً وقتی کاری اشتباه انجام می دهیم ذهن شروع می کند به گفتن جملاتی مثل((تو چقدر احمقی!تو واقعاً بی عرضه هستی و دست و پا چلفتی.تو چطور میخواهی موفق بشی و به خواسته هات برسی؟هان؟!!)) یا وقتی در حین تلاش برای رسیدن به اهدافتان به اولین مانع بر میخورید با خود می گویید:((هه!با خودت چی فکر کردی عزیز من؟اینجا ایرانه ها!اینجا به کسی بها نمیدن!تو این مملکت یا باید آشنا داشته باشی یا بابات پول داشته باشه!خر ما هم که از کرگی دم نداشت!پس تکلیف معلومه!)) و هزاران نمونه دیگر از این افکار و جملات که دائماً در طی روز در موقعیت های مختلف به ذهن ما می آیند و قطعاً حال ما را بد می کنند و روحیه مان را تضعیف می کنند.حالا می رسیم به اینجا که چطور می توانیم این افکار را از بین ببریم و به جای آن افکار مثبت را جایگزین کنیم؟خب حقیقت مطلب این است که ما هیچ گاه نمی توانیم افکار منفی خود را از بین ببریم و آنها همیشه به سراغ ما خواهند آمد.!!! درست بر خلاف چیزی که خیلی از کتاب های انگیزشی غیر استاندارد دنیا به ما آموخته اند شما با هیچ تکنیکی نمی توانید این افکار را سرکوب کنید و بالعکس بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه روانشناسی اکت،تلاش برای انکار یا سرکوب این افکار باعث بیشتر قدرت گرفتن آنها می شود!پس باید یاد بگیریم به جای سرکوب آنها وجود آنها را در ذهن پذیرفته و تنها با استفاده از تکنیک هایی مثل تکنیک جداسازی ،اثر آنها را کمرنگ تر کنیم. اما تکنیک جداسازی چیست و چطور انجام  می شود؟

جداسازی یعنی ما  بیاموزیم هرآنچه ذهن ما در چنین مواقعی می گوید تنها ترکیبی از یک سری کلمات و جملات است و هرانچه ذهن می گوید را لزوماً قرار نیست به عنوان واقعیت بپذیریم. فرض کنید شما در خیابان در حال قدم زدن باشید و فردی از کنار شما رد شده به شما بگوید:((احمق!)) در آن لحظه آیا شما واقعاً به یک احمق تبدیل می شوید؟؟!!مسلماً نه.قطعاً حرف آن شخص ذره ای از جایگاه و شخصیت شما کم نکرده و او تنها یک کلمه را بر زبان آورده که به تنهایی هیچ ارزشی ندارد مگر آنکه ما آنرا به عنوان واقعیت خود بپذیریم و به آن معنا بدهیم. دقیقاً هرآنچه ذهن ما می گوید هم همین حالت را دارد و تنها یک سری کلمات است که ذهن خودش می سازد و این کلمات به خودی خود بی ارزشند مگر آنکه خودمان به آنها بها ببخشیم.تمرینات جداسازی برای جا انداختن این واقعیت برای خودمان استفاده می شود و به روش های زیر صورت می گیرد:

الآن یه جمله ای تو ذهنم داره میگه که….

هر جمله منفی که حال شما را بد می کند را به خاطر بیاورید و سپس این عبارت ها را در ابتدای آن بگذارید:((الان متوجه شدم که فکر می کنم….))،

((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه…..)).هدف از انجام این تمرین یادآوری این موضوعه که جملات ذهن تنها یکسری ترکیب کلماته و بس.

مثلاً جمله ((من احمق هستم)) را اینگونه بیان کنید:((الآن ذهنم یه جمله ای ساخته که بهم میگه من احمقم!))

این افکار را به صورت موزیکال با خود بخوانید:

یک ملودی شاد و خاطره انگیز را که دوستش دارید انتخاب کرده (مثل آهنگ”تولد مبارک”) و جملات منفی خود را در قالب آن ملودی بخوانید: مثلاً

همین الآن این جملات را در قالب این ملودی بخوانید:     من آدم کودن و احمقی هستم          من اصلاً نمیتونم موفق بشم تو کارم

3- نامگذاری روی داستان هایی که ذهن می سازد:

حرفایی که ذهن ما می گوید تنها داستان هستند و بس و شما با نامگذاری روی داستانهای تکراری که ذهن شما می سازد می توانید هربار که به ذهنتان امدند، این واقعیت را به خود یادآور شوید که اینها فقط یه سری داستان هستند.مثلاً این همان داستان همیشگی “من احمق” است یا :”آهان این همون داستان تکراری من شکست می خورم است”.

افکار را با صداهای احمقانه تکرار کنید:

همه ما در دوران کودکی کلی خاطره جالب از کارتون ها و شخصیت های کارتونی داریم و مسلماً هریک از ما به یک یا چند تن از این شخصیت ها علاقه زیادی داشتیم.حالا وقتشه از صدای این شخصیت ها به نفع خودمان در زندگی روزمره استفاده کنیم.مثلاً صدای میکی موس را به خاطر بیاورید و با همان صدا جمله های “من شکست میخورم” یا “من دست و پا چلفتی هستم” را تکرار کنید. با احمقانه به نظر رسیدن این جملات اثر منفی انها به شدت افت خواهد کرد

البته در به کار بردن این تمرینات سه نکته را رعایت کنید:1-روشی را انتخاب کنید که برای شما بهتر جواب می دهد 2-اصلاً انتظار نداشته باشید پس از انجام این تمرینات فوراً اثر منفی افکار از بین برود بلکه هدف از انجام آنها جدی نگرفتن افکار و صلح کردن با آنهاست 3-تنها تمرین مستمر  و منظم این تکنیک می تواند در نهایت برای شما حاصلی به همراه داشته باشد وگرنه جمع کردن یکسری اطلاعات به تنهایی ارزشی برای شما نخواهد داشت

3-به اندازه کافی بخوابید:

یکی دیگر از باورهای غلطی که در ارتباط با موفقیت وجود دارد این است که:((افراد موفق کم می خوابند و بیشتر تلاش می کنند)) و عیناً همین را در فیلم ها هم دیدیم که افراد موفق 24 ساعته در حال تلاشند.اما این موضوع فقط به درد همان فیلم ها می خورد چرا که با واقعیت انطباقی ندارد! دوست عزیز ما انسانیم و درست مثل تلفن همراه شما که اگر شارژش تمام شود، کارایی اش را از دست می دهد، ما نیز لازم داریم تا کاملاً در طول روز شارژ باشیم تا کارآمدی خود را از دست ندهیم. ما نیاز داریم در هر چرخه 24 ساعته حداقل 7 ساعت استراحت کنیم پس اگر علاوه بر سلامت،کیفیت فعالیت های روزانتان برای شما مهم است به هیچ وجه از اهمیت خواب کامل غافل نشوید.البته که پر خوابی هم از سوی دیگر باعث کسل شدن ما در طول روز و به خطر افتادن سلامتمان  می شود.پس دقت داشته باشید که برای داشتن روز با کیفیت، ساعت مشخصی را برای خوابیدن و بیدار شدن از خواب برای خود در نظر بگیرید.لطفاً به هیچ عنوان با خواب خود شوخی نکنید!!!

خواب روی قدرت اراده ، تصمیم گیری، تمرکز و در نهایت میزان بازدهی ما تاًثیر مستقیم می گذارد.پس برای تنظیم برنامه خوابتان همین الان تصمیم گیری کنید و با رعایت این نکات کیفیت خواب خود را بهبود ببخشید:

1-برای استفاده از تکنولوژی محدودیت قائل شوید:

غرق شدن در دنیای مجازی با وجود  اپلیکیشن ها و رسانه های اجتماعی مثل اینستاگرام اتفاق تلخی است که این روزها برای اکثر ما انسانها ممکن است اتفاق بیفتد.اعتیاد به دنیای مجازی مثل هر اعتیادی دیگر آسیب های روانی و جسمانی خودش را دارد که یکی از این آسیب ها به هم ریختن خواب ماست.متأسفانه بسیاری از هموطنان ما در طی شب گوشی به دست در تخت خواب خود دراز میکشند و زمانی که مختص به خواب آنهاست را صرف وب گردی و رسانه های اجتماعی می کنند. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود زیرا نور آبی که از صفحه تلفن همراه شما به چشمتان میخورد باعث می شود مغز شما فریب خورده و تصور کند هنوز روز است و همین مانع ترشح هورمون خواب(ملاتونین)می شود و در خواب ما اختلال ایجاد میکند.پس توصیه می شود حتماً یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کرده و مغز خود را برای یک خواب آرام آزاد بگذارید

2-تغذیه مناسب:

صرف وعده های غذایی در زمان مناسب یکی از کلیدی ترین نکته هایی است که روی خواب ما تأتیر می گذارد.خوردن شام دیر هنگام، مصرف نوشیدنی های کافیین دار مثل: چای سبز و سیاه،قهوه و یا شکلات می تواند در خواب ما اختلال ایجاد کند.مهم است که بدانید اثر کافیین چیزی بیشتر از 7 ساعت در بدن ما  باقی می ماند پس حتماً برای خوراک خود برنامه ریزی داشته باشید و در صورت نیاز از مشاوران تغذیه کمک بگیرید

3-مکان مناسبی برای خواب انتخاب کنید:

اتاق خواب باید راحت، تاریک مطلق، بی سر و صدا و با دمای معتدل نه سرد و نه گرم باشد.
تاریکی به دلیل ترشح هورمون ملاتونین خواب نقش مهمی در خواب دارد. حتی می‌توانیم از چشم‌بندهای مخصوص خواب استفاده کنیم تا اختلالی در ترشح هورمون ملاتونین به وجود نیاید. 


اگر احساس سرما یا گرما داریم، بلند شویم لباس مناسب و راحت بپوشیم. دمای سیستم گرمایشی اتاق را تنظیم کنیم. اگر سر و صدا نیست پنجره اتاق را باز بگذاریم تا هوای تازه جریان پیدا کند.


اگر سرو صدا باعث بی خوابی ما می شود، می توانیم گوشی در گوش خود بگذاریم. می‌توانیم از موسیقی‌های بی‌کلام مخصوص خواب استفاده کنیم که امواج مغزی را کنترل می‌کنند.


حواسمان باشد الان که بی‌خوابی به سرمان زده است، به جای اعصاب خورد کردن خود که من الان باید بخوابم چون صبح کلی کار روی سرم ریخته ببینیم چه چیزهایی تحت کنترل ما است! فراهم کردن یک محیط مناسب برای خواب کاملا در دست خودمان است….!

برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه مدیریت خواب وانرژی روزانه می توانید کتاب صبح رویایی به قلم مهدی حکیمی را تهیه کنید:

در این مقاله به دو فاکتور بسیار مهم روانی و یک فاکتور جسمی تعیین کننده اشاره شد.برای اثبات تک تک این موارد سالها زحمت و تلاش و تحقیقات صورت گرفته است بنابراین با جدی گرفتن انها و تمرین مستمر و البته کسب اطلاعات بیشتر درباره انها به خودتان لطف کنید و کیفیت زندگی خود را ارتقاء ببخشید. شما محکوم به رنج کشیدن نیستید مگر اینکه خودتان اینطور فکر کنید.

این مقاله به پایان نرسیده و برای خواندن بخش دوم آن کلیک کنید

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X