ارتباط مؤثر

در کتاب صبح رویایی میتوانید به اطلاعات کامل درباره مغز سه گانه دسترسی پیدا کنید.برای دسترسی به کتاب لینک را لمس کنید.

اصلی ترین وظیفه این لایه از مغز،حفظ جان ماست.بنابراین مغز خزنده می کوشد ما را از هرآنچه برای زندگیمان از دید خودش تهدید به حساب بیاید،دور نگه دارد و در این فرآیند بسیار حساس عمل میکند.یکی از مکانیزم هایی که مغز خزنده برای حفظ بقا استفاده میکند، دوری کردن از غریبه هاست!دلیل اینکه ما به افراد غریبه در ابتدا بی اعتماد هستیم و احساس خوبی نداریم همین مکانیزم مغز است!مغز احتمال میدهد که شخص غریبه به ما آسیب بزند و برای جان ما خطرناک اسبه  !!شاید برای شما هم دلیل وجود این مکانیزم جالب باشد.در گذشته و در دوران اجداد اولیه ما که غارنشین بودند،انسان هایی که به غریبه ها بی دلیل اعتماد کردند عاقبت خوشی نداشتند و خیلی از آنها توسط غریبه ها به قتل رسیده و اموالشان به غارت رفت.به همین دلیل سایر انسانهایی که به دنبال بقا بودند یاد گرفتند که به هیچکس بی دلیل اعتماد نکنند.و از آن جایی که ما ادامه نسل همان افراد هستیم (افرادی که به راحتی اعتماد نمی کردند)دقیقاً مغز ما هم همین مکانیزم را نسبت به سایر انسان ها دارد.اما نکته ی حایز اهمیت در ارتباط با این مطلب این است که بدانیم در  برخورد اول با یک فرد غریبه، مغز او در ابتدا همین مکانیزم را نسبت به ما نشان خواهد داد.پس باید در برخوررد اول حواسمان باشد که چگونه عمل می کنیم تا فرصت ارتباط گیری را با افراد از دست ندهیم.اما نکته مهمتر و جالب تر اینجاست که بدانیم مغز در یک فرصت بسیار کوتاه تصمیم میگیرد که با طرف مقابل ارتباط برقرار کند یا از او دوری کند.مغز این کار را تنها در 30 الی 90 ثانیه انجام میدهد.پس فرصت برای تاثیرگذاری اولیه بسیار کوتاه است.اما نگران نباشید دانشمندان مؤثرترین راه ها برای تاثیرگذاری اولیه را یافته اند و در اختیار ما گذاشته اند.در ادامه به بررسی چند مورد از این دست می پردازیم:

1-برقراری ارتباط چشمی:خیلی از افراد بر این باورند که اولین ارتباط زمانی برقرار می شود که اولین کلمه بین دو طرف رد و بدل شود. اما هنگامی که شما به یک فردی میرسید و قصد برقراری ارتباط با او را دارید قبل از گفتن(( سلام)) چه کار میکنید؟ به او نگاه می کنید!بنابراین اولین ارتباطی که بین دو نفر اتفاق می افتد ارتباط غیر کلامی و از نوع ارتباط چشمی می باشد.بر همین اساس باید دقت کنیم که ارتباط چشمی ما به خوبی برقرار شود.البته هر نگاهی نافذ و تاثیرگذار نیست.باید دقت کنیم که اولا نگاه ما به سمت چشم طرف مقابل یا یکی از اجزای صورتش باشد نه قسمت های دیگر بدن او.دوما نگاهمان با چهره اخم آلود و حالت چهره منفی همراه نباشد وگرنه مغز خزنده آن فرد را از خود میترسانیم.

لبخند بزنید:لبخند یکی از ابزار بسیار مفید و موثر در ارتباطات به خصوص در ارتباط اولیه می باشد. چرا که لبخند احساس دوستی و امنیت شما را به فرد مقابل میدهد در نتیجه او نیز همین حس را نسبت به شما پیدا میکند و گاردی که مغز خزنده او نسبت به شما دارد را خنثی میکند.البته نکته ای که درمورد ارتباط چشمی مطرح شد در ارتباط با لبخند هم صدق میکند.یعنی باید حواسمان به طرز لبخند زدنمان باشد.بهترین کار برای کنترل لبخندمان این است که لبخند زدن را جلوی آینه تمرین کنیم. چرا که برخی از افراد لبخندهایی می زنند که نه تنها خوشایند نیست،بلکه ترسناک هم هست! در حالیکه خود شخص نسبت به آن آگاهی ندارد.فقط توجه داشته باشید که در این تمرین باید به نکات ریز دقت کنیم.مثلا اینکه لبخند مان حالت پوزخند و تمسخر نداشته باشد یا دندانهایمان بیش از اندازه بیرون نزند.

پوشش و ظاهر مناسب:فرض کنید یک شخصی با موهای شلخته،چهره ای سیاه و لباس های کثیف به سمت شما بیاید.شخص شما دوست دارید با این فرد ارتباط برقرار کنید یا با فردی که کت و شلوار و کراوات تن کرده و عطر خوشبویی هم به لباسش زده است و با ظاهری آراسته در مقابل شما حاضر شده؟ جواب مشخص است.بنابراین حتما دقت کنید که ظاهری آراسته و پاکیزه داشته باشید تا فرد در مقابل شما احساس آرامش کند.البته اصلاً لزومی به صرف هزینه زیاد بابت لباس و ظاهرتان وجود ندارد. تنها کافیست آراسته و مرتب باشید.چرا که ذهن ما طوری طراحی شده است که قدرت تعمیم یک مورد به سایر جنبه های زندگیمان را دارد.برای مثال احتمالاً شما هم بارها تجربه داشته اید که وقتی شخصی با ظاهر زیبا دیده اید پیش خودتان گفته اید که به نظر می آید صدای زیبایی داشته باشد.یا اینکه اگر فردی با شما مودبانه صحبت کرده است با خود گفته اید حتماً تحصیل کرده است یا حتماً خانواده بسیار محترمی دارد.در صورتی که شما هیچ اطلاعاتی درباره خانواده او یا جنبه های دیگر زندگی او نداشته اید اما یک صفت خوب او را به سایر ویژگی های او تعمیم داده اید.پس مراقب ویژگی تعمیم دادن مغز باشید و سعی کنید در نگاه اول خوب به نظر برسید.

صدا و لحن مناسب داشته باشید:برخی از افراد از روی عادت با صدای آرام صحبت می کنند هم از لحاظ شدت صدا و هم از لحاظ فرکانس صدا(زیر و بمی صدا).اینگونه افراد از این نکته غافلند که لحن و صدای ضعیف این پیام را به طرف مقابل می دهد:”من اعتماد به نفس پایینی دارم و نمیتوانم قدرتمند برخورد کنم”.همین پیام غیر مستقیم کافیست تا تأثیر گذاری  اولیه را از دست بدهیم.پس نتیجه میگیریم برای داشتن صدایی تاثیرگذار:اول باید بلندی صدا به اندازه مناسب باشد.(نه خیلی بلند که باعث آزار و یا تعجب شخص مقابل شود.نه خیلی آرام باشد که فرد مقابل ما را به عنوان یک فرد خجول ببیند).دوم با تن صدامون بازی کنیم، یکنواخت با یک فرکانس ثابت صحبت نکنیم و دایم فرکانس صدا را بالا و پایین کنیم تا صدامون اصطلاحا موسیقی داشته باشد.

زبان بدن مناسب:به طور کلی هنر برقراری ارتباط به دو بخش تقسیم می شود.ارتباط کلامی و ارتباط غیر کلامی.بر خلاف تصور بسیاری از افراد نقش اصلی در برقراری ارتباط را ارتباطات غیر کلامی بازی می کنند. و در ارتباطات غیر کلامی هم این زبان بدن است که بار اصلی را بر دوش می کشد. بدن ما در طول زمان  برقراری ارتباط پیام های غیر مستقیم زیادی را به فرد مقابل منتقل می کند. پس یا کنترل آن را دست میگیریم تا از قدرت آن در ارتباطات به نفع خودمون استفاده کنیم یا این پیام های غیر مستقیم به ضرر ما تمام خواهد شد.حال برای اینکه موضوع شفاف تر شود به طور مثال فردی را در نظر بگیرید که دایما سرش پایین است و شامه هاش به سمت پایین و جلو خم شده(قوز کرده)شما چه پیامی از این فرد دریافت میکنید.احتمالا با خود می گویید فردی است بی انرژی و یا خجول.بنابراین آن فرد در حال ارسال پیام منفی مخفی به شماست در حالیکه شاید خودش اصلا حواسش نباشد!

پس دقت کنیم که در حین برقراری ارتباط :اولا شانه ها صاف باشد و سینه گشاده و فراخ دوما زبان بدنمان باز باشد.یعنی دستها به هم گره نشده باشد و در جیبمان نباشد بلکه کاملا آزاد باشد.در ضمن اگر سعی کنید با حالت بدنتان کاری کنید که فضای بیشتری را اشغال کنید. این نشانه اعتماد به نفس بیشتر شما خواهد بود بنابراین به نفع شما کار خواهد کرد. مثلاً هنگامی که روی صندلی نشسته اید به جای اینکه پاهایتان را روی هم بندازید آنها را آزاد بگذارید و از هم فاصله بدهید و دستانتان را به جای اینکه به هم قفل کنید آزادانه روی پاهایتان یا روی دسته های صندلی بگذارید

در پایان میخواهیم به این نکته بپردازیم که ارتباطات مبحثی گسترده است و ابزار متعددی دارد.در این مقاله ما سعی کردیم به چندین نکته اساسی بپردازیم که با تکرار و تمرین آنها میتوانید نتایج بسیار خوبی در ارتباطات خود  بگیرید.البته این ابزار همه چیز نیستند و نیاز داریم که بیشتر روی ارتباطات خود سرمایه گذاری کنیم.سرمایه گذاری ای که به قطع میتوان گفت ارزشمندترین سرمایه گذاری زندگیمان خواهد بود چراکه طبق تحقیقات گسترده و بسیار زیادی که انجام گرفته است ارتباطات یکی از اصلی ترین ارکان سعادت و خوشبختی انسان و هم‌چنین سلامت روح و روان اون است.در ضمن، همانطور که در مطالب ارائه شده اشاره کردیم داشتن اعتماد به نفس خوب لازمه موفقیت در ارتباطات است.بر همین اساس مجموعه مثل خودت باش محصولی را تدارک دیده است تا با کمک ابزار ارائه شده در آن بتوانیم مانع بزرگ ارتباطات یعنی خجولی گری و کمبود اعتماد به نفس را از سر راه خود برای همیشه برداریم و در ارتباطات خود بدرخشیم. جهت مراجعه به صفحه اطلاعات و خرید محصول لینک منوی کناری را بزنید

سحرخیزباش تا کامروا شوی

چرا سحرخیز باشیم؟

سحرخیزی در روند مدیریت انرژی و زمان بسیار مؤثر است و در مسیر رشد و موفقیت ما تاثیر به سزایی دارد. از دلایل این امر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

-داشتن احساس اعتماد به نفس بیشتر:تصور کنید زمانی که شما ساعت ۵ صبح از خواب بلند شوید و مشغول انجام فعالیت های روزمره خود شوید،دیگران هنوز خوابند!!همین موضوع به ما احساس اعتماد بنفس میدهد چرا که حس میکنیم از خیلی ها جلوتر هستیم.

-به دنبال مورد قبلی انرژی ما بعد از بیدار شدن بالا خواهد بود(در صورتی که خواب کافی داشته باشیم)

-بر افکار منفی خود در طول روزغلبه میکنیم و کیفیت ارتباطات و عملکرد ما در روز بالاتر می رود زیرا خلق و خوی بهتر و انرژی بیشتری خواهیم داشت

– احساس آزادی بیشتری خواهیم کرد زیرا در ابتدای صبح هیچ کار اضافی نداریم و با خیال راحت میتوانیم روی خود و برنامه خود متمرکز شویم.

در ادامه مواردی را ذکر میکنیم که سحرخیزی را برای ما تا حد زیادی آسان می کنند.

۱)چقدر بخوابیم؟

معمولا دانشمندان حوزه سلامت خواب بین ۶ الی ۸ ساعت را به ما توصیه می کنند.خواب کمتر از ۶ ساعت را کم خوابی و بیشتر از ۸ ساعت را پرخوابی می نامند.جالب اینجاست که بدانید کم خوابی وپرخوابی هردو برای سلامتی ما ضرر دارند.البته میزان خواب کافی برای هر فرد کمی متفاوت است و با آزمون و خطا افراد میتوانند میزان خواب مورد نیاز خود را پیدا کنند ولی حدود ساعت مورد نیاز برای خواب همین اعداد میباشند.البته اگر در روزهایی مجبورید کم خوابی را تحمل کنید‌،میتوانید این کم خوابی در روزهایی که وقت آزاد بیشتری دارید(مثل ایام تعطیل و آخر هفته ها) جبران کنید.

۲)چطور راحت تر بخوابیم؟

برای اینکه صبح پر انرژی از خواب بلند بشیم باید بتوانیم خواب با کیفیتی داشته باشیم.بدین منظور چند نکته را برای داشتن خواب کافی در زیر برای شما آورده ایم:

-یک ساعت قبل از خواب تکنولوژی را تعطیل کنید!صفحه موبایل،تلویزیون،کامپیوتر و مشتقات آن نورآبی از خود ساتع می کنند که این نور باعث میشه مغز به خطا بیفته و با این تصور که« هنوز روزه» ،از ترشح هورمون خواب جلوگیری کنه!این فرآیند میتواند خواب ما را مختل کند.

-از شب قبل برنامه صبح فردا را تنظیم کنید.این کار باعث کاهش استرس شما و در نتیجه آسودگی بیشتر مغز شده و کمک میکند خواب آرامی را تجربه کنید

-در تخت خواب فقط به خوابیدن فکر کنید!این مکان تنها برای استراحت شماست.بنابراین هنگامی که به تخت خواب میروید موبایل و سایر ابزار کاری خود را دور از دسترس بگذارید و تنها به خواب خود فکر کنید.

-نوشیدن یک لیوان آب قبل از خواب میتواند مؤثر باشد.چرا که بدن ما در طول خواب آب زیادی را از دست میدهد.

۳)چطور راحت تر از خواب بلند بشیم؟

در اینجا میرسیم به چند نکته که کمک میکنه صبح راحت تر ازخواب  بلند بشیم.

-موبایل و یا ساعت زنگدار را دور از تخت خود قرار دهید.تا به این طریق مجبور شوید برای خاموش کردن آن از جا بلند شوید. بلند شدن شما سبب تحرک فیزیکی در نیتجه بالا رفتن انرژی شما می شود.

-استفاده از قانون ۵ ثانیه:خانوم مل رابینزنویسنده کتاب قانون ۵ ثانیه ،روشی را برای غلبه بر اهمال کاری و تنبلی ارائه کرده است که در دنیا طرفداران بسیار زیادی دارد. طبق این قانون از لحظه ای که ما تصمیم به انجام کاری میگیریم ،۵ ثانیه فرصت داریم تا برای انجام آن اقدام کنیم در غیر این صورت مغز ما از خود مقاومت بیشتری نشان خواهد داد.بنابراین برای بلند شدن از جا،از ۵ شروع به شمارش معکوس کنید:۵-۴-۳-۲…. و قبل از اینکه به یک برسید از جا بلند شوید.(حتما پیشنهاد میکنم  این قانون فوق العاده را در جنبه های مختلف زندگی برای غلبه بر اهمال کاری به کار بگیرید.)

. اگر هیچکدام از روش های بالا برای شما کفایت نکرد،میتوانید از این اپلیکشن و یا مشابه آن استفاده کنید.این اپلیکشن ها Alarmy استفاده از اپلیکیشن-

طوری طراحی شده اند که برای قطع کردن صدای زنگ هشدار باید کارهای سخت تری مثل حل کردن یک معادله ریاضی انجام دهید.بنابراین اگر تصمیم به استفاده از آنرا گرفتید،عواقب آن را هم در نظر بگیرید!

یک روند صبحگاهی پیشنهادی:

حال نوبت به این میرسد که بعد از بیدار شدن از خواب چه کارهایی را انجام بدهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم:

-۱۰ دقیقه ابتدای صبح را سعی کنید در سکوت کامل به خود و ذهن خود اختصاص دهید.انجام دادن مدیتیشن روش بسیار مناسبی برای خالی کردن ذهن از افکار منفی و دریافت انرژی مثبت به جای آن است.

-۵ دقیقه را به تصویرسازی اهداف خود اختصاص دهید

-۱۵ الی ۲۰ دقیقه بعدی را به ورزش کردن مشغول شوید.البته منظور از ورزش فعالیت بدنی سنگین نیست.بلکه فعالیتی است که ضربان قلب ما را بالا ببرد.

-در ادامه ۲۰ تا ۲۵ دقیقه را صرف مطالعه کتاب کنید و به ذهن خود یک غذای مفید بدهید.

حالا ذهن و بدن شما آماده خدکت کردن به شما هستند

**نکته بسیار مهم این است که بعد از بیدار شدن از خواب به هیچ عنوان به سراغ گوشی موبایل،اخبار و به طور کلی ابزاری که اطلاعات غیر کاربردی را به ذهن ما وارد کند نروید.**

حالا هم میدانیم چرا سحرخیز بودن مفید است و هم میدانیم چگونه میتوانیم سحرخیز باشیم .پس برای بالابردن کیفیت زندگی خود تنها یک قدم فاصله دارید:اقدام کنید! مقاله ای که خواندید برگرفته از کتاب «صبح رویایی» نوشته ی مهدی حکیمی میباشد. برای تهیه نسخه کامل کتاب کافیست روی لینک زیر کلیک کنید.

مطالعه مؤثر

به بیان دیگر،مطالعه ابزار مورد نیاز برای رسیدن به خواسته هایمان را در اختیار ما قرار میدهد تا از میزان ریسک و خطاهایی که ممکن است از ما سر بزند بکاهد.در نتیجه هزینه های ما را (چه از لحاظ سرمایه مالی و چه از لحاظ سرمایه معنوی مثل وقت و انرژی)بسیار کاهش میدهد.متاسفانه بسیاری از افراد حاضرند هزینه های گزاف آزمون و خطاهای خود را بپردازند اما به سراغ آموزش نروند.البته مخاطب این مقاله اینطور افراد نیستند بلکه مخاطب آن شمایید که برای خودتان و زندگیتان ارزش قائلید و مثل الآن برای رشد خود وقت و انرژی میگذارید و به جای هزاران فعالیت دیگر، مطالعه این مطلب را انتخاب کردید.متاسفانه همانطور که میدانیم در کشور ما سرانه مطالعه نسبت به متوسط جهان بسیار پایین است اما از آنجایی که یکی از ویژگی های افراد موثر آن است که هیچ گاه یادگیری را کنار نمیگذارند(و این موضوع اهمیت آموزش و یادگیری را در عصر پیچیده امروز برای ادامه حیات و زندگی موثر را نشان می دهد) در این مقاله به ابزار و راه هایی برای غلبه بر اهمال کاری ،مطالعه مؤثر و یک خطای بزرگ در فرآیند آموزش که افراد زیادی گرفتار آن می شوند پرداخته ایم تا با گذشتن از موانع و پرورش عادت مطالعه ، به رشد خود و کیفیت زندگی خود کمک کنیم.

چگونه تنبلی و اهمال کاری نکنیم؟

مغز همانطور که در خیلی از مواقع در خدمت ماست و نقش پر رنگی در زندگی ما دارد در بسیاری از مواقع هم مانع اصلی برای انجام کارهایمان به حساب می آید!!! چرا که یکی از وظایف مغز تلاش برای انجام فعالیت ها با صرف کمترین انرژی ممکن می باشد.بنابراین مغز هر جا احساس کند که کاری مثل مطالعه کتاب( که نیاز به توجه بالاو تجزیه و تحلیل ذهن دارد)انرژی بالایی را می طلبد،شروع به مقاومت در برابر ما برای جلوگیری از انجام آن فعالیت میکند.«الآن حوصلشو ندارم»یکی از آن بهانه هایی است که مغز ما از آن استفاده میکند تا ما را وادار کند کمترین انرژی را برای امور روزانه خود استفاده کنیم.در اینگونه مواقع ما دو انتخاب داریم:تسلیم خواسته مغز شویم و اهمال کاری کنیم یا با وجود مقاومت مغز کار خود را انجام دهیم.در این قسمت میخواهیم چند روش غلبه بر اهمال کاری برای خواندن کتاب را بررسی کنیم:

۱) به خودتان فشار نیاورید!

اگر به خود بگوییم از فردا میخواهم روزی ۳۰ صفحه کتاب بخوانم (در صورتی که تا به حال تنها کتاب هایی که خوانده ایم،کتابهای مدرسه بوده و اهل کتابخوانی نبوده ایم)مغز به شدت مقاومت خواهد کرد و احتمال اینکه در همان روزهای ابتدایی بیخیال کتاب خواندن شویم بسیار بالا می رود.بنابراین به جای اینکار ، هربار که خواستید مطالعه کنید حجمی را انتخاب کنید که اصلا از سوی مغز مقاومتی به همراه نداشته باشد.مثلا اگر با خود قرار گذاشته اید که امروز ۱۰ صفحه مطالعه کنید اما مغز از خود مقاومت نشان میدهد،آن را به ۵ صفحه کاهش دهید.اگر بازهم از خود مقاومت نشان داد،تنها ۱ صفحه مطالعه کنید اگر بازهم مغز راضی نشد،یک خط بخوانید.اگر بازهم مقاومت داشت تنها یک کلمه بخوانید!!درست است یک کلمه.یعنی کتاب را باز کنید یک کلمه را خوانده و کتاب را ببندید!!و هربار که قصد به مطالعه داشتید از همین تکنیک استفاده کنید و هربار تنها حجمی از کتاب را مطالعه کنید که کاملا با آن راحت باشید.البته نیاز نیست که همیشه فقط یک کلمه بخوانیم .جالب اینجاست که با هربار تکرار این تکنیک مقاومت مغز رفته رفته کمتر شده و به تدریج میتوانیم در هر نوبت حجم بیشتری از کتاب را انتخاب و مطالعه کنیم.( نکته:این تکنیک کاملا علمی است و سالها روی آن تحقیق انجام شده است.)فقط در ارتباط با این تکنیک این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که برای پرورش عادت کتابخوانی در خود باید این کار را به طور مداوم و پشت سرهم(هر روز)انجام دهید.اگر تنها هر از گاهی کتاب بخوانید عادتی در شما شکل نخواهد گرفت. به گفته آنتونی رابینز:«زندگی ما را کارهایی میسازند که دائم انجام میدهیم نه کارهایی که تنها هر از گاهی انجام میدهیم»

۲)قانون ۲۰ ثانیه:

طبق این قانون اگر میخواهید کاری را انجام ندهید تنها کافیست آن را ۲۰ ثانیه به تعویق بیندازید. و  بالعکس اگر میخواهید کاری را به انجام برسانید تنها کافیست انجام آن را ۲۰ ثانیه جلوتر بیندازیم.بگذارید با یک مثال موضوع را کمی بازتر کنیم.

فرض کنید ما میخواهیم کتابی را برداریم و آن را مطالعه کنیم.احتمالا برای این کار باید به سراغ قفسه کتاب بریم و کتاب را انتخاب کرده و مطالعه کنیم.برای اینکه احتمال انجام کار را بالا ببرید تنها کافیست آنرا از قبل انتخاب کرده و روی میز مطالعه خود به همراه کاغذ و خودکار برای یادداشت برداری قرار دهیم. تا وقتی زمان مطالعه فرا رسید کمی سریع تر به کتاب دسترسی پیدا کنیم!!

یا بالعکس اگر فردی میخواهد سیگار را ترک کند میتواند پاکت آن را بالای کابینت یا کمد بگذارد تا برای دسترسی به آن مجبور باشد چهارپایه بگذارد! به همین سادگی.یعنی برای انجام یا عدم انجام کاری کافیست دسترسی به آنرا به اندازه ۲۰ ثانیه جلو انداخته یا به تعویق بیندازیم.

چگونه مطالعه کنیم؟

هدف از مطالعه فرا گرفتن هرچه بهتر موضوعات است تا بتوانیم به نحو احسنت مطالب ارائه شده در آنرا به کار ببندیم.بنابراین به کار بردن روش صحیح و پر بازده مطالعه بسیار حائز اهمیت است.برای یک مطالعه مفید توصیه می شود روش های زیر را به دقت به کار ببرید:

۱)از جای ثابت استفاده کنید:سعی کنید مطالعه را در جای مشخص و ثابت انجام دهید.مثلا اگر این کار را بر سر میز تحریر خود انجام می دهید سعی کنید همیشه همانجا مطالعه کنید.تا ذهن نسبت به این مکان شرطی شود و هر زمان که پشت میز تحریر نشستید،ذهن برای مطالعه آماده شود!در ضمن مکانی که برای اینکار مشخص میکنید مناسب این کار باشد.مثلا تخت خواب را برای مطالعه انتخاب نکنید.تخت تنها ویژه استراحت شماست.

۲)نور و دمای محیط مناسب باشد: تا تمرکز شما در حین مطالعه بر اثر خستگی چشم یا کلافه شدن به هم نخورد.

۳)در زمان مطالعه فقط مطالعه کنید:هنگامی که تصمیم به مطالعه گرفتید،فقط و فقط به مطالعه خود متمرکز شوید.بنابراین هنگام مطالعه موبایل و تکنولوژی را خاموش کنید و یا دور از دسترس قرار دهید.حتی اگر احساس می کنید در حین مطالعه نیاز به آب یا سرویس بهداشتی خواهید داشت،این کار را قبل از شروع مطالعه انجام دهید و زمانی که برای مطالعه انتخاب کرده اید را(هر مقدار که هست) تنها به همین کار اختصاص دهید.

۴)حالت بدن مناسب داشته باشید:فاصله سر تا کتاب میبایست به اندازه استاندارد باشد.نه خیلی نزدیک نه خیلی دور تا چشم شما اذیت نشود.

۵)تا میتوانید با کتاب و مفاهیم آن درگیر شوید.در حین خواندن مطلب اینکه شما آن را روزنامه وار بخوانید به شما کمکی نخواهد کرد.سعی کنید بعد از خواندن یک موضوع کمی مکث کنید و درباره موضوعی که خواندید کمی فکر کنید.به این فکر کنید که این مطلب در زندگی شخصی شما چه جاهایی و چگونه میتواند کاربرد داشته باشد و اصطلاحا آن مطلب را برای خود شخصی سازی کنید.جاهایی که نیاز دارید کمی عملکرد خود را بهبود ببخشید کنار آن بنویسید که باید حواستان به آن موضوع باشد تا بهتر بتوانید عمل کنید و جایی که عملکرد مناسبی دارید یک ایموجی لبخند برای خودتان بکشید تا انرژی مثبتی به شما بدهد. عقاید و یا تجربیات خودتان را در زمینه مطلب ارائه شده کنار مطلب بنویسید و خلاصه فرض کنید در یک فضای علمی با مباحث کتاب درگیر شده اید.اصلا نیاز نیست کتاب شما تمیز بماند مگر اینکه آنرا به امانت گرفته باشید.

که در این صورت میتوانید از کاغذ و قلم به جای نوشتن در کتاب استفاده کنید.

۶)پس از هربار مطالعه کتاب به خودتان جایزه دهید:لزوما جایزه نباید خریدنی باشد.جایزه شما میتواند تشویق خودتان،دست زدن،بشکن زدن یا انجام فعالیت مورد علاقه تان باشد.مثلا من شخصا بعد از انجام کارهایم به موسیقی مورد علاقه ام گوش میدهم .زیرا به موسیقی علاقه زیادی دارم.به همین سادگی!با این کار فعالیت مورد نظر را برای مغز لذت بخش می کنید و چون مغز با هربار انجام آن جایزه میگیرد برای دفعات بعدی بیشتر ترغیب به انجام آن می شود

یک خطای بزرگ در مطالعه کتاب:

بسیاری از افراد دچار خطای بزرگی در فرآیند یادگیری و مطالعه میشوند به نام «انباشت اطلاعات».فرض کنید من در حال مطالعه کتابی در زمینه موفقیت و رشد فردی هستم.یکروز که در خیابان در حال قدم زدن هستم ،چشمم به کتاب دیگری در همین زمینه میفتد که عنوان جالبی هم دارد.مثلا «بیندیشید و ثروتمند شوید».وقتی کتاب را باز میکنم و نگاهی به مفاهیم آن میندازم به آن علاقه مند شده و خریداری میکنم.و در حالیکه هنوز کتاب قبلی را تمام نکرده ام به سراغ کتاب جدیدم میروم.این روند چندبار دیگر تکرار میشود و بعد از مدتی ما با دو مشکل مواجه میشویم:۱-ده ها کتاب که احتمالا هیچکدام را تا آخر نخوانده ایم ۲-کلی مطلب که در ذهن ما انباشه شده و هیچکدام را در عمل به کار نبرده ایم و دچار یک سردرگمی شده ایم.اگر میپرسید راهکار چیست تا در این دام نیفتیم،راهکار این است که یک کتاب را تا انتها خوانده ،از آن نکته برداری کنیم و مطالب آنرا در زندگی پیاده کرده و وقتی در آن تا حد خوبی مهارت پیدا کردیم به سراغ کتاب و مطالب بعدی برویم.هیچکس ما را با مطالبی که در ذهن داریم نمی سنجد بلکه ما را با مهارت ها و شایستگی هایمان می سنجند.

*نکته تکمیلی:

با اینکه انباشت اطلاعات یک خطای بزرگ آموزشی است،اما انباشت کتابها در قفسه کتاب اصلا اشتباه نیست!خیلی از افراد نگران کتابهای داخل قفسه کتابهایشان هستند در حالی که وجود کتابها در قفسه کتاب یک احساس منفی محرک به ما میدهد و مثل زنگ هشدار در ذهن ما صدا میکند که حواسمان به کتابهای خوانده نشده باشد.بنابراین انگیزه ای میشود برای اینکه سریعتر کتاب فعلی را خوانده و روی آن کار کرده و سراغ کتاب بعدی برویم.البته اینکه فقط کتاب بخرید و هیچگاه آنها را نخوانید هم حرکتی غیر منطقی است.اما اگر مطالعه مستمر دارید و مطالعه جزوی از زندگی شما است، وجود کتاب های خوانده نشده در قفسه کتاب هایتان نباید شما را نگران کند.

در انتها مقاله را با این جمله به پایان میرسانیم:«افراد متوسط صفحه تلویزیونشان بزرگ است اما افراد بزرگ و موفق قفسه کتابهایشان بزرگ است».شما میخواهید جزو کدام گروه باشید؟

error: Content is protected !!
0 WooCommerce Floating Cart

No products in the cart.

X